پتانسیلهای مجمع صادرکنندگان گاز در رفع ناترازی ایران – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :
به گزارش خبرنگار مهر، ایران بهعنوان یکی از ارکان اصلی انرژی در جهان و دومین دارنده ذخایر بزرگ گاز طبیعی، سالهاست با پدیدهای به نام «ناترازی گاز» دستوپنجه نرم میکند؛ چالشی که اگرچه ریشههای اصلی آن داخلی است، اما ابعاد منطقهای و بینالمللی نیز دارد. این ناترازی فصلی که در ماههای سرد سال به اوج خود میرسد، ناشی از ترکیبی از عوامل ساختگاهی همچون شدت بالای مصرف انرژی در بخش خانگی و تجاری، راندمان پایین تجهیزات گرمایشی، عدم توسعه متوازن زنجیره ارزش، و از همه مهمتر، افت فشار و تولید در میادین بزرگ گازی کشور به ویژه میدان مشترک پارس جنوبی است. میدان پارس جنوبی به تنهایی حدود ۸۰ درصد از گاز مصرفی و صنعتی ایران را تأمین میکند و ورود این مخزن عظیم به نیمه دوم عمر خود، نیاز مبرمی به اجرای پروژههای سنگین فشارافزایی و تزریق گاز ایجاد کرده است. در این میان، مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) که بزرگترین دارندگان و صادرکنندگان گاز جهان را گردهم آورده است، اگرچه فاقد ساختار مداخلهگر و سهمیهبندِ مشابه اوپک است، اما به واسطه ظرفیتهای دیپلماتیک، فنی و اقتصادی خود میتواند بهعنوان یک کاتالیزور اثرگذار، به ایران در مدیریت و کاهش پیامدهای منفی این ناترازی کمک کند. بررسی ابعاد این همکاری نشان میدهد که تعامل درونمجمعی در چند محور مشخص میتواند دستاوردهای راهبردی به همراه داشته باشد.
توسعه شبکه سوآپ و ترانزیت؛ راهکاری برای تعادلبخشی منطقهای
یکی از سریعترین و کمهزینهترین راهها برای کاهش فشار بر شبکه سراسری گاز در فصول سرد سال، بهرهگیری از ظرفیتهای ترانزیت و سوآپ گاز با کشورهای عضو GECF، بهویژه بازیگران کلیدی شمالی مانند روسیه و ترکمنستان است. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی استراتژیک خود، پل ارتباطی میان منابع عظیم شمال و بازارهای مصرف در جنوب و غرب آسیا محسوب میشود. در شرایطی که استانهای شمالی و شمالشرقی ایران در زمستان با افت فشار ناشی از فاصله طولانی با منابع تولید در جنوب مواجه میشوند، پروژه سوآپ گاز از کشورهای شمالی میتواند این کمبود را بهطور مستقیم جبران کند. مجمع کشورهای صادرکننده گاز با فراهم کردن بسترهای مذاکره چندجانبه و ایجاد اعتماد متقابل میان اعضا، فضایی را ایجاد میکند تا قراردادهای بلندمدت سوآپ با امنیت حقوقی و تجاری بالاتری منعقد شوند. علاوه بر این، ترانزیت گاز اعضای مجمع از طریق خطوط لوله ایران به کشورهای همسایه مانند ترکیه یا عراق، افزون بر کسب درآمد ترانزیت برای کشور، به همپیوستگی امنیتی انرژی در منطقه کمک کرده و پایداری شبکه را تضمین میکند.
جذب سرمایهگذاریهای راهبردی و فناوریهای فشارافزایی بالادست
حل ریشهای افت تولید در پارس جنوبی نیازمند سرمایهگذاریهای هنگفت کلان، تخمین زده شده در سطح دهها میلیارد دلار، و دسترسی به فناوریهای پیشرفته مهندسی بالادستی است که تحریمهای بینالمللی دسترسی ایران به آنها را با موانع جدی روبهرو کرده است. قراردادهای سنگین توسعهای که اخیراً برای فشارافزایی در پارس جنوبی مدنظر قرار گرفتهاند، نیازمند تأمین مالی و مشارکت شرکتهای بزرگ بینالمللی هستند. در این حوزه، شرکتهای ملی نفت و گاز کشورهای عضو GECF که دارای تکنولوژیهای نوین در زمینه ساخت و نصب سکوهای عظیم کمپرسور و مدیریت مخازن پیچیده هستند، گزینههای ایدهآلی برای شراکت راهبردی به شمار میروند. نشستهای وزارتی و اجلاس سران GECF بستر دیپلماتیک مناسبی را فراهم میکند تا مدیران ارشد صنعت نفت ایران، مذاکرات دوجانبه و چندجانبهای را با سرمایهگذاران و هلدینگهای انرژی جهان پیش ببرند و توافقات تجاری را به سرانجام برسانند. اشتراک دانش فنی در قالب انستیتو تحقیقات گاز مجمع (GRI) نیز فرصتی مغتنم برای انتقال دانش فنی روز دنیا در زمینه افزایش ضریب بازیافت گاز و بهینهسازی فرایندهای استخراج فراهم میسازد.
توسعه مخازن ذخیرهسازی زیرزمینی گاز (UGS) برای مقابله با پیک مصرف
یکی از اصلیترین ابزارهای کشورهای پیشرو در مجمع GECF برای کنترل ناترازیهای فصلی و نوسانات شدید تقاضا، توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی زیرزمینی گاز (Underground Gas Storage) است. در کشورهای توسعهیافته و حتی بسیاری از اعضای مجمع، حجم بالایی از گاز مصرفی در فصول گرم سال به مخازن طبیعی، سفرههای آب زیرزمینی یا مغارههای نمکی تزریق میشود تا در روزهای اوج سرمای زمستان مورد استفاده قرار گیرد. در ایران، ظرفیت ذخیرهسازی گاز علیرغم پیشرفتهای حاصلشده در مخازنی نظیر شوریجه و سراجه، همچنان سهم بسیار کوچکی از کل مصرف ملی را پوشش میدهد و با استانداردهای جهانی فاصله معناداری دارد. تبادل تجربیات مهندسی با کشورهای عضو که در زمینه طراحی، حفاری و بهرهبرداری ایمن از مخازن زیرزمینی پیشگام هستند، میتواند به توسعه شتابان پروژههای ذخیرهسازی در ایران منجر شود. تقویت این زیرساختها نه تنها انعطافپذیری شبکه گازرسانی را افزایش میدهد، بلکه آسیبپذیری صنایع و خانوارهای ایرانی را در برابر موجهای سرما به حداقل میرساند.
هماهنگی دیپلماتیک جهت حفظ تعهدات صادراتی و پایداری تجاری
ناترازی داخلی گاز در ایران غالباً پیامدهای ناخواستهای بر تعهدات بینالمللی و قراردادهای صادراتی کشور به جا میگذارد. هنگامی که تقاضای بخش خانگی در زمستان به شکل چشمگیری جهش میکند، سیاستگذاران انرژی ناچار میشوند برای صیانت از شبکه داخلی، جریان گاز صادراتی به کشورهایی نظیر ترکیه یا عراق را محدود یا قطع کنند؛ امری که اعتبار تجاری کشور را بهعنوان یک تأمینکننده قابلاعتماد در بازار جهانی گاز تضعیف میکند. حضور فعالانه در مجمع کشورهای صادرکننده گاز به ایران امکان میدهد تا از طریق مکانیزمهای همکاری منطقهای، راهکارهای جایگزین را برای مدیریت این بحرانهای فصلی طراحی کند. برای نمونه، ایران میتواند با انعقاد توافقات تهاتری یا سواپی با سایر صادرکنندگان بزرگ عضو مجمع، تعهدات صادراتی خود به بازارهای منطقهای را در فصول سرد با گاز اعضای دیگر پوشش دهد و تعهدات متقابل را در فصول گرم سال تسویه کند. این رویکرد دیپلماتیک، ضمن حفظ منافع اقتصادی بلندمدت کشور و صیانت از جایگاه ژئوپلیتیک ایران در بازار گاز، از تنشهای تجاری با همسایگان جلوگیری کرده و ثبات را به بازارهای منطقهای بازمیگرداند. در مجموع، هرچند GECF نمیتواند جایگزین اصلاحات ساختاری، اصلاح قیمتگذاری و بهینهسازی مصرف انرژی در داخل ایران شود، اما ابزاری قدرتمند برای هموار کردن مسیر دیپلماسی انرژی و تسهیل دسترسی به سرمایه و فناوری به شمار میرود.





