🔔 خبر فوری
• به پایگاه خبری هشت صبح خوش آمدید • آخرین اخبار لحظه‌ای کشور و جهان • به‌روزترین خبرگزاری ایرانی
پایگاه خبری و تحلیلی هشت صبح
8sobh.ir
📅 شنبه, ۲ آبان ۱۴۰۵
🕐 آخرین بروزرسانی: 14:13
ابتدای مطلب
سیاسی

زبان قدرت؛ پیام‌های محسن رضایی از میدان تا دیپلماسی – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :

خبرگزاری مهر-گروه سیاست: از هشدار درباره هزینه‌های هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران تا تأکید بر پایان اتکا به وعده‌های سیاسی؛ اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی و دیدارهای منطقه‌ای او، بار دیگر مورد توجه قرار دارد.

پیام محسن رضایی را باید در دو عرصه دنبال کرد؛ یکی در کلماتی که درباره هزینه‌های جنگ، ظرفیت‌های پاسخ ایران و آینده مذاکرات بر زبان می‌آورد و دیگری در دیدارهایی که با مقام‌های منطقه‌ای دارد. او از یک‌سو تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی ایران برای سناریوهای مختلف آمادگی دارد و از سوی دیگر، راه دیپلماسی را مسدود نمی‌داند؛ اما دیپلماسی‌ای که قرار نیست بار دیگر بر وعده‌های سیاسی و تضمین‌های غیرقابل اتکا بنا شود. این دو محور، تصویری از رویکردی را ترسیم می‌کنند که در آن، گفت‌وگو و قدرت دفاعی نه دو مسیر متضاد، بلکه دو مؤلفه مرتبط در تأمین منافع ملی‌اند.

وقتی مذاکره بدون تضمین، تکرار گذشته است

«همه باید بدانند اقدام علیه ایران هزینه دارد.» این جمله، چکیده موضع‌گیری اخیر سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفت‌وگو با رسانه آمریکایی «دراپ‌سایت» است؛ موضعی که در کنار تأکید او بر آمادگی برای ادامه پاسخ در صورت تداوم جنگ، حامل پیامی روشن درباره محاسبات امنیتی جمهوری اسلامی ایران است.

رضایی در این گفت‌وگو تأکید کرده است که اگر دیپلماسی بتواند شرایطی ایجاد کند که تهدیدها از میان برود و هزینه‌های تقابل کاهش یابد، ایران دیپلماسی را ترجیح می‌دهد؛ اما در صورت ادامه جنگ، ابزارهای لازم برای پاسخ‌گویی را در اختیار دارد. او همچنین با اشاره به اینکه در مراحل پیشین همه توانمندی‌های ایران به کار گرفته نشده است، از آمادگی برای استفاده از ظرفیت‌های بیشتر متناسب با شدت درگیری سخن گفته و هشدار داده است که در صورت آغاز مجدد جنگ، دامنه برنامه‌های ایران گسترده‌تر خواهد بود.

اشاره رضایی به دارایی‌های ارزشمند آمریکا در منطقه، از جمله مراکز داده، کابل‌ها و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، بخش دیگری از این پیام است. اهمیت این اظهارات در آن است که بحث بازدارندگی را از محدوده تبادل ضربات نظامی فراتر می‌برد و توجه را به آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها و منافع راهبردی طرف مقابل جلب می‌کند. البته این سخنان به‌خودی‌خود به معنای اعلام برنامه عملیاتی مشخص برای هدف قرار دادن هر یک از این زیرساخت‌ها نیست؛ بلکه باید آن را در چارچوب هشدار درباره گستره احتمالی هزینه‌های یک درگیری جدید ارزیابی کرد.

در همین چارچوب، تأکید او بر اینکه «به دیپلماسی گذشته برنمی‌گردیم، ولی دیپلماسی را هم رها نمی‌کنیم»، اهمیت ویژه‌ای دارد. این عبارت، مرز میان اصل مذاکره و شکل پیشین اعتمادسازی را مشخص می‌کند. مسئله، کنار گذاشتن گفت‌وگو نیست؛ مسئله این است که آیا می‌توان بار دیگر به توافقی تکیه کرد که اجرای تعهدات طرف مقابل در آن، بیش از هر چیز به اراده سیاسی و حسن نیت او وابسته باشد؟

تجربه تقابل‌های اخیر ایران و آمریکا، به‌ویژه در شرایطی که مسیرهای دیپلماتیک با تشدید تنش‌های نظامی همراه شده‌اند، این پرسش را به یکی از محورهای اصلی بحث درباره آینده مذاکرات تبدیل کرده است. از نگاه مطرح‌شده در سخنان رضایی، هر توافق احتمالی باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که تعهدات طرفین روشن، اجرای آن قابل ارزیابی و نقض تعهدات با پیامدهای مشخص همراه باشد.

به بیان دیگر، دیپلماسی زمانی می‌تواند به تأمین منافع ملی کمک کند که صرفاً به امضای یک سند یا انتشار بیانیه مشترک محدود نماند. سازوکارهای راستی‌آزمایی، ضمانت‌های اجرایی و تعیین تکلیف پیامدهای نقض تعهدات، از جمله موضوعاتی هستند که می‌توانند فاصله میان توافق روی کاغذ و تعهد عملی را کاهش دهند.

بازدارندگی؛ از آمادگی دفاعی تا تحمیل هزینه

برای فهم دقیق‌تر سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی، باید میان دو مفهوم تمایز قائل شد: آمادگی دفاعی و بازدارندگی مؤثر.

آمادگی دفاعی به معنای برخورداری از توانایی مقابله با تهدید و کاهش آسیب‌پذیری در برابر حمله است. بازدارندگی، در سطحی دیگر، به این معناست که طرف مقابل پیش از تصمیم به اقدام نظامی، هزینه‌ها و پیامدهای احتمالی آن را چنان جدی ارزیابی کند که از آغاز درگیری منصرف شود. بنابراین، قدرت دفاعی زمانی به بازدارندگی کمک می‌کند که علاوه بر حفاظت از کشور، در محاسبات تصمیم‌گیرندگان طرف مقابل نیز اثر بگذارد.

تأکید رضایی بر اینکه اقدام علیه ایران هزینه خواهد داشت، در همین چارچوب قابل بررسی است. پیام اصلی آن است که هرگونه محاسبه نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند صرفاً بر اساس برآورد خسارات اولیه یا تصور محدود ماندن درگیری انجام شود. احتمال گسترش دامنه تقابل، تأثیر آن بر منافع منطقه‌ای و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی، همگی از عواملی هستند که می‌توانند محاسبات طرف مهاجم را پیچیده‌تر کنند.

البته بازدارندگی صرفاً با بیان هشدار یا نمایش قدرت تحقق پیدا نمی‌کند. میزان آمادگی نیروهای مسلح، توانایی حفظ و تداوم عملیات دفاعی، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، هماهنگی میان بخش‌های مختلف و قابلیت مدیریت پیامدهای یک درگیری طولانی، همگی در اعتبار این پیام نقش دارند.

از این منظر، سخنان اخیر رضایی را باید در کنار تلاش‌های دفاعی و اظهارات دیگر مسئولان نظامی کشورمان بررسی کرد. در همین زمینه، سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران، در جریان بازدید از یکی از مراکز تولید پهپادهای رزمی هجومی ارتش، بر ضرورت آمادگی در برابر تهدیدها تأکید کرد و گفت ارتش حتی یک درصد تهدید را نیز صددرصد فرض می‌کند و خود را برای آن آماده نگه می‌دارد. او همچنین با اشاره به غیرقابل اعتماد بودن دشمن، بر ضرورت برخورداری از قدرت و آمادگی دفاعی تأکید داشت.

قرار گرفتن این دو موضع در کنار یکدیگر، دو وجه مکمل را برجسته می‌کند: از یک‌سو، آمادگی مستمر برای مواجهه با تهدیدها و از سوی دیگر، انتقال این پیام به طرف مقابل که نباید توان دفاعی کشورمان را محدود یا ثابت فرض کند.

با این حال، تفاوت درگیری‌های آینده با جنگ‌های پیشین را نمی‌توان صرفاً از روی اظهارات سیاسی یا نظامی پیش‌بینی کرد. آنچه می‌توان با اطمینان بیشتری گفت، این است که هرگونه تغییر در سطح تهدیدها، ضرورت بازنگری در آمادگی دفاعی، حفاظت از زیرساخت‌ها و ارزیابی سناریوهای مختلف را افزایش می‌دهد.

جنگ آینده؛ چرا محاسبات محدود می‌تواند پرهزینه باشد؟

یکی از نکات قابل توجه در سخنان رضایی، اشاره به استفاده از برنامه‌ای گسترده‌تر در صورت آغاز دوباره جنگ است. این عبارت، در سطح تحلیلی، بر یک واقعیت مهم در منازعات معاصر تأکید می‌کند: جنگ دیگر صرفاً به میدان رویارویی مستقیم نیروهای نظامی محدود نیست.

امروزه زیرساخت‌های ارتباطی، شبکه‌های داده، سامانه‌های فرماندهی، توانمندی‌های سایبری و زنجیره‌های تأمین، بخشی از محیطی هستند که امنیت کشورها و تداوم فعالیت‌های اقتصادی و نظامی به آن وابسته است. آسیب‌پذیری هر یک از این بخش‌ها می‌تواند پیامدهایی فراتر از محدوده جغرافیایی محل درگیری ایجاد کند.

به همین دلیل، ارزیابی یک تقابل احتمالی صرفاً بر اساس تعداد موشک‌ها، هواپیماها یا اهداف مورد حمله، تصویر کاملی از هزینه‌های آن به دست نمی‌دهد. تداوم عملیات، توان بازسازی، حفاظت از زیرساخت‌ها و تأثیرات اقتصادی و سیاسی نیز در تعیین نتیجه و هزینه‌های جنگ اهمیت دارند.

در این چارچوب، هشدار رضایی را می‌توان تلاشی برای جلوگیری از شکل‌گیری یک تصور محدودکننده در محاسبات طرف مقابل دانست؛ تصوری که بر اساس آن، می‌توان درگیری را آغاز کرد، دامنه آن را کنترل‌شده نگه داشت و بدون تحمل پیامدهای گسترده از آن خارج شد.

با این همه، گستردگی احتمالی یک درگیری به معنای قطعی بودن همه سناریوهای مطرح‌شده نیست. نوع پاسخ، دامنه عملیات و پیامدهای آن به شرایط میدانی، تصمیم‌های سیاسی و نظامی و تحولات زمان درگیری وابسته خواهد بود. اهمیت بازدارندگی نیز دقیقاً در همین نکته است: طرف مقابل باید پیش از ورود به بحران، با مجموعه‌ای از هزینه‌ها و عدم قطعیت‌های جدی مواجه شود.

دیپلماسی قدرت؛ نه بازگشت به گذشته، نه بستن راه گفت‌وگو

یکی از خطاهای رایج در تحلیل سیاست خارجی، قرار دادن دیپلماسی و قدرت دفاعی در برابر یکدیگر است؛ گویی هرچه کشوری بر توان نظامی خود تأکید کند، ناگزیر از مسیر مذاکره فاصله می‌گیرد یا هرچه به گفت‌وگو روی آورد، از موضع دفاعی خود عقب‌نشینی کرده است.

سخنان اخیر رضایی چنین برداشتی را تأیید نمی‌کند. او هم بر آمادگی برای ادامه پاسخ در صورت تداوم جنگ تأکید دارد و هم از ترجیح دیپلماسی در صورت فراهم شدن شرایط مناسب سخن می‌گوید. این دو موضع، در کنار یکدیگر، نشان می‌دهند که اصل گفت‌وگو از نظر او منتفی نیست؛ آنچه زیر سؤال رفته، بازگشت به الگوی پیشین مذاکرات بدون تضمین‌های قابل اتکاست.

در این رویکرد، دیپلماسی قرار نیست جایگزین قدرت دفاعی شود و قدرت دفاعی نیز نباید به مانعی برای استفاده از فرصت‌های سیاسی تبدیل شود. هدف، ایجاد شرایطی است که مذاکره بتواند به نتیجه‌ای پایدار منتهی شود و طرف مقابل نتواند با تغییر محاسبات سیاسی خود، تعهداتش را بدون هزینه کنار بگذارد.

البته تبدیل این رویکرد به یک توافق پایدار، مستلزم جزئیات حقوقی و اجرایی روشنی است. باید مشخص باشد که تعهدات هر طرف چگونه سنجیده می‌شود، چه نهادی مسئول ارزیابی اجرای توافق است، اختلاف‌ها از چه مسیری حل‌وفصل می‌شوند و در صورت نقض تعهدات، چه پیامدهایی در انتظار طرف ناقض خواهد بود.

بدون چنین سازوکارهایی، حتی توافقی که در ظاهر از حمایت سیاسی برخوردار است، ممکن است در مرحله اجرا با مشکل مواجه شود. در مقابل، وجود قواعد روشن و قابل ارزیابی می‌تواند امکان گفت‌وگو را با کاهش نگرانی‌ها درباره نقض تعهدات همراه کند.

از این رو، تعبیر «دیپلماسی قدرت» را می‌توان برای توصیف این رویکرد به کار برد؛ دیپلماسی‌ای که در آن، مذاکره نه نشانه کنار گذاشتن ابزارهای دفاعی است و نه مجوزی برای نادیده گرفتن تجربه‌های گذشته، بلکه یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی در کنار دیگر ظرفیت‌های کشور محسوب می‌شود.

زبان بدن در دیدارهای منطقه‌ای؛ پیام سیاسی یا برداشت رسانه‌ای؟

در کنار سخنان صریح دبیر شورای عالی امنیت ملی، تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از دیدارهای اخیر او با مقام‌های منطقه‌ای نیز مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته است. در این میان، دیدار با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و شاهین مصطفی، معاون نخست‌وزیر جمهوری آذربایجان، به‌ویژه از منظر نحوه استقبال، روبوسی و شیوه دست دادن، بازتاب‌هایی داشته است.

در دیدار با مقام پاکستانی، صحنه روبوسی دو طرف مورد توجه قرار گرفت. در ملاقات با مقام جمهوری آذربایجان نیز برخی کاربران به نحوه دست دادن رضایی اشاره کردند و آن را حامل پیامی درباره جایگاه و نوع تعامل او با طرف مقابل دانستند.

با این حال، در تحلیل این تصاویر باید میان آنچه واقعاً در قاب دوربین دیده می‌شود و تفسیری که از آن ارائه می‌شود، تفاوت قائل شد. زبان بدن می‌تواند در انتقال پیام‌های غیرکلامی نقش داشته باشد، اما از یک حرکت دست، میزان اعتمادبه‌نفس یا جایگاه سیاسی افراد را نمی‌توان به‌طور قطعی نتیجه گرفت. زاویه دوربین، لحظه ثبت تصویر، تفاوت‌های فرهنگی و عرف تشریفات دیپلماتیک نیز می‌توانند بر برداشت مخاطب اثر بگذارند.

بنابراین، اهمیت این دیدارها را بهتر است بیش از آنکه در یک حرکت فیزیکی جست‌وجو کنیم، در بستر سیاسی و امنیتی روابط تهران با اسلام‌آباد و باکو بررسی کنیم.

اسلام‌آباد؛ همکاری امنیتی در همسایگی پرتنش

روابط ایران و پاکستان به دلیل همسایگی، مسائل مرزی، امنیت منطقه‌ای و تحولات پیرامونی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در چنین رابطه‌ای، دیدار مقام‌های بلندپایه نظامی و امنیتی می‌تواند فرصتی برای بررسی نگرانی‌های مشترک، هماهنگی‌های دوجانبه و تقویت کانال‌های ارتباطی باشد.

از این منظر، روبوسی رضایی و عاصم منیر را می‌توان در وهله نخست نشانه‌ای از صمیمیت در چارچوب دیدار رسمی دانست؛ هرچند برای ارزیابی عمق روابط دو کشور باید به محتوای مذاکرات، توافق‌های احتمالی و نتایج عملی این دیدارها نیز توجه کرد.

تصویر رسانه‌ای یک ملاقات می‌تواند در شکل دادن به برداشت عمومی مؤثر باشد، اما آنچه جایگاه واقعی یک رابطه را مشخص می‌کند، میزان همکاری، استمرار رایزنی‌ها و توان دو طرف برای مدیریت اختلاف‌ها و پیگیری منافع مشترک است.

باکو؛ ضرورت تعریف روشن مناسبات منطقه‌ای

روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان نیز در سال‌های اخیر تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل، از جمله تحولات قفقاز جنوبی، روابط باکو با ترکیه و اسرائیل و نگرانی‌های امنیتی تهران، با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است.

در چنین شرایطی، دیدار مقام‌های دو کشور صرفاً یک برنامه تشریفاتی نیست و می‌تواند در چارچوب تلاش برای مدیریت اختلاف‌ها و روشن کردن انتظارات متقابل بررسی شود. ایران و جمهوری آذربایجان، به‌عنوان دو کشور همسایه، در کنار اختلاف‌نظرهای احتمالی، منافعی در ثبات مرزها، توسعه روابط اقتصادی و جلوگیری از تبدیل رقابت‌های منطقه‌ای به تنش‌های کنترل‌ناپذیر دارند.

نحوه استقبال و دست دادن مقام‌ها ممکن است در فضای رسانه‌ای به نمادی از نوع رابطه تبدیل شود؛ اما برای فهم پیام واقعی یک دیدار، باید به مواضع رسمی، محتوای مذاکرات و اقدامات پس از آن نیز توجه داشت.

از همین رو، نمی‌توان صرفاً از روی نحوه دست دادن سرلشکر رضایی با معاون نخست‌وزیر جمهوری آذربایجان نتیجه گرفت که ایران قصد ارسال پیام برتری یا تحقیر طرف مقابل را داشته است. چنین برداشتی، بدون شواهد تکمیلی، فراتر از اطلاعاتی است که خود تصویر در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.

در عین حال، توجه به جنبه نمادین دیدارهای دیپلماتیک بی‌اهمیت نیست. تشریفات رسمی، نحوه استقبال، ترکیب هیئت‌ها و پیام‌های علنی مقام‌ها، همگی می‌توانند در کنار یکدیگر تصویری از سطح روابط و اولویت‌های دو کشور ارائه دهند؛ تصویری که البته باید با شواهد سیاسی و عملی سنجیده شود.

قدرتی که باید در میدان و مذاکره سنجیده شود

اگر اظهارات اخیر سرلشکر رضایی و دیدارهای منطقه‌ای او را در یک چارچوب مشترک بررسی کنیم، سه محور اصلی به چشم می‌آید: تأکید بر آمادگی دفاعی، بازنگری در مبانی اعتماد به مذاکرات و حفظ ارتباط با همسایگان و بازیگران منطقه‌ای.

در محور نخست، پیام آن است که تهدید نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران نباید اقدامی کم‌هزینه و قابل‌کنترل فرض شود. در محور دوم، تجربه‌های گذشته به ضرورت توجه بیشتر به ضمانت‌های اجرایی و پرهیز از اتکای صرف به وعده‌های سیاسی پیوند می‌خورد. در محور سوم نیز روابط منطقه‌ای، فارغ از برداشت‌های رسانه‌ای از تصاویر دیدارها، به‌عنوان بخشی از محیط امنیتی و دیپلماتیک کشور اهمیت پیدا می‌کند.

در نهایت، پیام محوری سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد: راه گفت‌وگو بسته نیست، اما قرار نیست تجربه‌های گذشته نادیده گرفته شود؛ آمادگی دفاعی نیز پابرجاست، اما ارزش آن زمانی آشکارتر می‌شود که بتواند از وقوع جنگ جلوگیری کند و هزینه‌های آن را کاهش دهد. در چنین چارچوبی، قدرت نه صرفاً در بیان تهدید، بلکه در توانایی دفاع از منافع ملی، مدیریت بحران و تبدیل ظرفیت‌های موجود به نتایج ملموس معنا پیدا می‌کند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا