پیامدهای ناخواسته جنگ علیه ایران بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش یافتهاند؛ روسیه پیروز بزرگ بحران جهانی نفت / در حالی که ترامپ تمام انرژی خود را بر تلاش برای خروج از بحرانی که خودش در ایران ایجاد کرده متمرکز کرده، توجه خود را از دیگر نقاط بالقوه بحرانی جهان برداشته

سیانان نوشت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفته بود جنگ در ایران ظرف چند هفته به پایان خواهد رسید. اکنون شش ماه گذشته است.
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: هنگامی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، جنگ خود علیه ایران را آغاز کرد، آن را یک «ماجراجویی» توصیف کرد که تنها چند هفته طول خواهد کشید. شش ماه بعد، این درگیری برای تقریباً همه کسانی که حتی بهطور غیرمستقیم در آن دخیل هستند، به یک کابوس تبدیل شده است.
این جنگ برای مردم ایران، میلیونها نفر در دیگر نقاط خاورمیانه و مصرفکنندگان سراسر جهان که با افزایش هزینهها دستوپنجه نرم میکنند، یک فاجعه بوده است.
با این حال، اهداف جنگی ترامپ همچنان محقق نشدهاند؛ هرچند این اهداف مرتب تغییر کردهاند: از مطالبه اولیه برای تسلیم کامل ایران، تغییر رژیم و کنار گذاشتن جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی، تا خواستههای اخیر که صرفاً بر بازگشایی تنگه هرمز و متوقف کردن روند پیشرفت برنامه هستهای تهران متمرکز شدهاند.
اما پیامدهای ناخواسته جنگ بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش یافتهاند؛ امنیت جهانی را تحت تأثیر قرار داده، جایگاه آمریکا در جهان را تضعیف کرده و احتمالاً فرصتی برای رقبای واشنگتن فراهم آوردهاند تا نفوذ خود را گسترش دهند.
در حالی که دولت ترامپ تمام انرژی خود را بر تلاش برای خروج از بحرانی که خودش در ایران ایجاد کرده متمرکز کرده است، توجه خود را از دیگر نقاط بالقوه بحرانی جهان که آمریکا مدتها در آنها درگیر بوده، از جمله اوکراین، تایوان، دریای چین جنوبی و دو کره، برداشته است.
از تصمیم ترامپ برای کاهش رزمایشهای نظامی مشترک سالانه با کره جنوبی و خارج کردن تنها ناو هواپیمابر آمریکا از غرب اقیانوس آرام گرفته تا کمبود شدید موشکهای رهگیر بالستیک در اوکراین، بسیاری از مهمترین پیامدهای ژئوپلیتیکی و امنیتی این جنگ ممکن است در نهایت بسیار دورتر از خاورمیانه احساس شوند؛ پیامدهایی که هنوز خود را بهطور کامل نشان ندادهاند.
امیلی هاردینگ، معاون بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، یک اندیشکده مستقر در آمریکا، گفت اگرچه هیچیک از نقاط بالقوه بحران هنوز به یک بحران تمامعیار تبدیل نشدهاند، اما دلایل خوبی برای نگرانی وجود دارد.
او گفت: «این دقیقاً از آن موقعیتهایی است که رقبای جهانی آمریکا آن را زیر نظر خواهند گرفت و از شرایط درس خواهند گرفت؛ اینکه آمریکا در لحظات خاص چگونه واکنش نشان میدهد و سپس این تجربه را در برنامهریزیهای خود لحاظ خواهند کرد. اما هنوز ندیدهایم کسی از این وضعیت بهرهبرداری کند.»
او افزود: «بیشتر مسئله این است که برخی پایهها در حال تضعیف شدن هستند، نه اینکه همین حالا شاهد لرزیدن ساختمان باشیم.»
اوکراین و روسیه
حملات آمریکا و اسرائیل، واکنشی خشمگینانه از سوی تهران به دنبال داشته است. پهپادهای ایرانی، موشکهای بالستیک و دیگر پرتابهها بر سر پایگاههای آمریکا و متحدان این کشور در سراسر خاورمیانه فرود آمدهاند.
در حالی که آمریکا و متحدانش ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کردند، بخشی از مهماتی که در ابتدا برای اوکراین در نظر گرفته شده بود، به سمت دیگری اختصاص یافت.
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، این ماه به CNN گفت کشورش تنها یکدهم موشکهای رهگیری را در اختیار دارد که برای مقابله فوری با موج فزاینده حملات موشکی بالستیک روسیه به آنها نیاز دارد.
این کمبودها پیامدهای ویرانگری برای اوکراینیها داشته است: تابستان امسال مرگبارترین دوره برای غیرنظامیان از ماه مه ۲۰۲۲ تاکنون بوده است.
دود ناشی از آتشسوزی بر اثر حملات گسترده موشکی بالستیک و پهپادی روسیه در کییف در ۵ اوت به آسمان برخاست. مقامهای اوکراینی اعلام کردند حملات روسیه به پایتخت و مناطق اطراف آن، پس از حملات جدید شبانه، دستکم دو کشته و دهها زخمی بر جای گذاشته است.
بحران جهانی نفت که در پی تصمیم ایران برای مسدود کردن عملی تنگه هرمز ایجاد شده، همچنین کارزار فشار اقتصادی دولت ترامپ علیه مسکو را تضعیف کرده است. ترامپ در مواجهه با افزایش قیمت بنزین در جایگاههای سوخت آمریکا، تصمیم بحثبرانگیزی گرفت و بخشی از تحریمهای مربوط به صادرات نفت روسیه را لغو کرد تا بازار را آرام کند. با این اقدام، آمریکا عملاً به روسیه کمک کرد درآمد بیشتری برای تأمین مالی جنگ در اوکراین به دست آورد.
اختلال جهانی در تجارت نفت، گاز و کودهای شیمیایی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز همچنین به روسیه کمک کرده است تا برای یافتن مشتریان جدید پیشروی کند.
الکساندر گابویف، مدیر مرکز کارنگی روسیه-اوراسیا در برلین، گفت این موضوع در ماه ژوئن و زمانی که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، میزبان رهبران کشورهای جنوب شرق آسیا در شهر کازان روسیه بود، بهوضوح نشان داده شد.
او گفت: «حضور در کازان چشمگیر بود: ۹ نفر از ۱۱ رئیس دولت کشورهای آسهآن در این نشست حضور داشتند؛ علاوه بر وزیر خارجه اندونزی و یک نماینده ویژه از میانمار. مهمتر از همه، این رهبران تصمیم گرفتند مسیر طولانی سفر به روسیه را طی کنند، زیرا حملات آمریکا و اسرائیل به ایران باعث افزایش قیمت انرژی و کود شده بود.»
از برخی جهات، جنگ ایران به نفع اوکراین نیز بوده است. این جنگ باعث شده جهان متوجه شود که بیش از چهار سال جنگ، کییف را به یک ابرقدرت پهپادی تبدیل کرده و به مجموعهای از توافقهای همکاری امنیتی و وعدههای تأمین مهمات از سوی شماری از کشورها منجر شده است.
دو کره
جنگ ایران اکنون سایه خود را بر یکی دیگر از نقاط بالقوه بحران، یعنی شبهجزیره کره، افکنده است؛ منطقهای که پس از جنگ ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ کره، به دلیل نبود توافق صلح، از نظر فنی بیش از هفت دهه است که همچنان در وضعیت جنگی قرار دارد.
آمریکا بهشدت در این منطقه درگیر بوده و حدود ۲۸۵۰۰ نیروی نظامی آمریکایی در کره جنوبی مستقر هستند. اما روابط چند دههای دو کشور امسال با یک وقفه مواجه شد؛ زمانی که ترامپ رزمایشهای نظامی مشترک سالانه «سپر آزادی اولچی» با سئول را بهشدت کاهش داد و بخشی از دلیل آن را عدم حمایت کره جنوبی از جنگ ایران عنوان کرد.
رئیسجمهور آمریکا همچنین آمادگی خود را برای گفتوگو با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، نشان داده است؛ رهبری که بر افزایش مستمر زرادخانه هستهای کشورش و انجام منظم آزمایشهای موشکی نظارت داشته است.
تحلیلگران گفتند کاهش رزمایشهای نظامی در کوتاهمدت بر آمادگی نیروها در صورت ازسرگیری جنگ در شبهجزیره کره تأثیر میگذارد. پیامدهای بلندمدتتر آن نیز شامل افزایش مدتزمان مورد نیاز برای انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ به سئول است؛ موضوعی که هم کره جنوبی و هم آمریکا خواهان تحقق آن هستند.
مقامهای کره جنوبی این هفته گفتند رزمایش دوم، شامل عملیات آبی-خاکی که برای ماه سپتامبر برنامهریزی شده بود، در ماه ژوئن لغو شد. قرار بود تفنگداران دریایی آمریکا مستقر در جزیره اوکیناوای ژاپن نیز در این رزمایش شرکت کنند؛ یگانهایی که برخی از آنها در محاصره بنادر ایران مشارکت داشتند.
همچنین مسئله تأمین تجهیزات و لجستیک مطرح است؛ از جمله انتقال بخشی از موشکهای رهگیر آمریکا از کره جنوبی به خاورمیانه در جریان جنگ. پنتاگون اعلام نکرده است چه میزان از ذخایر موشکهای رهگیر جابهجا شده، اما تحلیلگران میگویند احتمال کمبود بلندمدت برخی رهگیرهای کلیدی مانند سامانه پاتریوت وجود دارد.
تایوان و دریای چین جنوبی
استقرار ناو هواپیمابر مستقر در ژاپن، یعنی USS George Washington، در دریای عرب برای جایگزینی ناو USS Abraham Lincoln که در شرایط دشواری قرار گرفته است، باعث شده آمریکا برای مدتی نامشخص، در صورت نیاز فوری، هیچ ناو هواپیمابری در اقیانوس آرام نداشته باشد.
آمریکا بیش از دو دهه حضور مستمری در اقیانوس آرام داشته است؛ تنها استثنا وقفهای چند هفتهای در سال ۲۰۲۴ بود.
نبود یک ناو هواپیمابر در منطقه مسئولیت ناوگان هفتم آمریکا، پرسشهایی را برای دیگر متحدان منطقهای این کشور ایجاد کرده است.
فیلیپین بهویژه نگران خواهد بود، زیرا فعالیتهای چین در دریای چین جنوبی، در اطراف مناطق مورد مناقشه مانند اسکاربورو شول، افزایش یافته است؛ منطقهای که در محدوده منطقه انحصاری اقتصادی فیلیپین قرار دارد اما عملاً تحت کنترل پکن است.
تنشها میان مانیل و پکن به Second Thomas Shoal نیز کشیده شده است؛ این منطقه نیز مانند اسکاربورو شول در جزایر اسپراتلی قرار دارد. در هر دو منطقه، درگیریهایی در دریا میان نیروهای فیلیپینی و چینی رخ داده است.
آمریکا و فیلیپین یک پیمان دفاع متقابل دارند و اگر تنشها با چین تشدید شود، نبود یک ناو هواپیمابر در منطقه میتواند نیروهای آمریکایی را در موقعیت نامساعدی قرار دهد؛ بهویژه با توجه به مشکلات فعلی در ذخایر مهمات.
هاردینگ گفت: «چیزی که بیش از همه نگرانم میکند، این است که آمریکا در یک درگیری احتمالی با چین چه وضعیتی خواهد داشت.»
او افزود: «فعلاً شاهد چنین چیزی در آینده نزدیک نیستیم… اما اگر قرار باشد درگیری با چین رخ دهد، ما با کمبود مهمات مواجه خواهیم بود؛ بهخصوص مهماتی که برای چنین درگیریای به آنها نیاز خواهیم داشت.»
گلوگاههای جهانی
جنگ میتواند پیامدهای ویرانگر دیگری نیز داشته باشد؛ برای مثال اگر بازیگران دیگر تلاش کنند گلوگاههای مهم حملونقل دریایی بینالمللی را به سلاح تبدیل کنند.
هاردینگ گفت: «هنوز شاهد چنین چیزی نیستیم، اما اگر در آینده یکی از آن کشورها بخواهد چنین کاری انجام دهد، قطعاً میتواند به این وضعیت بهعنوان یک (الگو یا) سابقه استناد کند.»
او افزود که شدت تأثیرات جنگ بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آمریکا چه مدت به جنگ ادامه دهد.
هاردینگ گفت: «دولت ترامپ باید تصمیم بگیرد که چه نتیجهای برایش کافی است. اگر تنها نتیجه قابلقبول، نابودی کامل برنامه هستهای و آن چیزی باشد که اسرائیل میخواهد، یعنی ایرانی که از درون فروپاشیده و تقسیم شده باشد، آنگاه این به معنای یک تعهد طولانیمدت از نظر خون و ثروت است و اقتصاد جهان نیز در بلندمدت پیامدهای آن را احساس خواهد کرد.»
اما او افزود ترامپ میتواند تصمیم بگیرد که کافی است برنامه هستهای ایران را «غیرقابل استفاده» کند؛ چیزی که ترامپ نیز پیشنهاد کرده است و میتواند با جلوگیری از دسترسی ایران به سایتهای کلیدی هستهای ــ که اکنون تخریب شده و زیر آوار قرار دارند ــ از طریق حمله مجدد در هر زمان که تهران تلاش کند به آنها دسترسی پیدا کند، انجام شود.
او گفت: «این راهحل خوبی نیست، اما راهحلی عملی است. و اگر تضعیف شبکه نیروهای نیابتی ایران نیز کافی باشد، در آن صورت چیزی که واقعاً باید با آن مقابله کنید، تنگه هرمز خواهد بود. این کار دشوار و کمی پرهزینه است، اما در مقایسه با هزینهای که آمریکا اکنون متحمل میشود، حتی نزدیک به آن هم نیست.»
او در پایان گفت: «از دیدگاه ایران، تمام کاری که آنها باید انجام دهند این است که دوام بیاورند، و آنها در حال انجام همین کار هستند. بنابراین میتوانند این وضعیت را تا هر زمانی که بخواهند ادامه دهند.»





