🔔 خبر فوری
• به پایگاه خبری هشت صبح خوش آمدید • آخرین اخبار لحظه‌ای کشور و جهان • به‌روزترین خبرگزاری ایرانی
پایگاه خبری و تحلیلی هشت صبح
8sobh.ir
📅 سه شنبه, ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
🕐 آخرین بروزرسانی: 14:21
استان ها

علم الهدی:مبارزه و مقاومت محور فضائل و شخصیت رهبر شهید انقلاب بود – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :

به گزارش خبرنگار مهر، آیت‌الله علم‌الهدی ظهر سه شنبه در مراسم بزرگداشت چهلم «آقای شهید ایران»، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای(ره) که در محل مجتمع تربیتی آموزشی حضرت مهدی(عج) برگزار شد، با اشاره به جایگاه و فضائل رهبر شهید انقلاب اسلامی، اظهار کردند: ۴۰ روز است که در سوگ عزیزانمان، امام بزرگوار، شهید مظلوم و داغدار این حادثه هستیم و این روز را خدمت همه عزیزان تسلیت عرض می‌کنم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با بیان اینکه آنچه در شناخت عظمت و فضیلت این رهبر بزرگوار شهید مورد توجه است، نقش آموزشی ایشان در عرصه‌های مختلف زندگی و تحولات اجتماعی است، افزود: در بیان پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، انسان‌ها به فلز تشبیه شده‌اند؛ انسان‌ها، توده مردم، مانند فلزاتی همچون طلا و نقره هستند و این فلزات در ابعاد مختلف و در جهاد گوناگون با یکدیگر تفاوت دارند، اما آنچه در فرمایش رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مورد توجه است، مسئله ارزش‌گذاری فلزات و تفاوتی است که در ارزش آنها وجود دارد.

وی ادامه داد: یک فلز مانند طلا از قیمت بالایی برخوردار است و ارزش فوق‌العاده‌ای دارد و در کنار آن، فلز دیگری بی‌ارزش است. این تفاوت در ارزش و قیمت به خاطر چیست؟ چه خصوصیتی در طلا وجود دارد که موجب ارزش آن در میان فلزات شده است؟ همین خصوصیت و تفاوت در انسان‌ها نیز موجب ارزش انسان‌هاست.

علم الهدی با اشاره به حکایت گفت‌وگوی مس و برنج درباره طلا، اظهار کرد: برنج که از نظر رنگ شباهت به طلا دارد، از طلا می‌پرسد چرا رتبه و ارزش تو از ما بالاتر است و طلا در پاسخ، به ویژگی مقاومت خود اشاره می‌کند؛ اینکه اگر در دل تیزاب قرار بگیرد، ماهیت و ارزش خود را از دست نمی‌دهد.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: امتیاز طلا این است که عوامل بیرونی در آن اثر نمی‌گذارند و ماهیت آن را تغییر نمی‌دهند؛ نه‌تنها ماهیت و ذات آن قابل تغییر نیست، بلکه رنگ، قیافه و شکل آن نیز تغییر نمی‌کند و در حقیقت، هویت خود را حفظ می‌کند.

وی با استناد به آیه شریفه «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» گفت: امتیازی که خداوند متعال در این آیه شریفه برای مؤمنان صادق بیان می‌کند، «ما بدلوا تبدیلا» است؛ یعنی تغییر ماهیت نمی‌دهند و هیچ‌گونه تحولی به‌وسیله عوامل خارجی در آنها به وجود نمی‌آید.

علم الهدی افزود: مقاومت در مقابل عوامل بیرونی، مقاومت در برابر جریان‌های مؤثر، تغییر پیدا نکردن و با کمال اقتدار ایستادن، حفظ رنگ و تثبیت کامل ماهیت و هویت، ملاک ارزش در فلز است و ملاک ارزش در انسان نیز همین است.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: اگر بنا باشد ما در مقابل حوادث و تحولاتی که به وجود می‌آید، رنگ ببازیم، ماهیت خود را عوض کنیم، خط خود را تغییر دهیم و راه خود را کاملاً از بین ببریم، طبیعی است که در این مورد بزرگ‌ترین خیانت و جنایت را به عرصه انسانیت خودمان انجام داده‌ایم و ماهیت انسانی ما ضربه خورده است.

وی با اشاره به فضائل و ویژگی‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی اظهار کرد: خدا رحمت کند امام شهید مظلوم را؛ ایشان در کنار تمام فضایل و امتیازاتی که در ابعاد مختلف داشتند، فضایل زندگی‌شان برای ما نقش آموزشی دارد و با تعمق و دقت در این فضایل و ابعاد مختلف زندگی ایشان، می‌توانیم خط بگیریم و از آن برای زندگی خود آموزش بگیریم.

علم الهدی ادامه داد: در بسیاری از فضایل، ایشان نه‌تنها کم‌نظیر، بلکه باید گفت بی‌نظیر بودند. علاوه بر اینکه در علوم و فنون مختلف، هر گروهی که خدمت ایشان می‌رسیدند، از همان تخصص وارد بحث می‌شدند؛ درست مانند کسی که به‌عنوان یک کارشناس قطعی در آن تخصص وارد بحث شده است.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی افزود: از نظر علمی در این حد و از نظر آشنایی با فنون در این اندازه بودند. در علوم غریبه و ارتباطات خاص نیز دست بسیار وسیعی داشتند، به‌گونه‌ای که بسیاری از حقایق را پیش‌بینی می‌کردند و در بینش نافذ و آینده‌نگری فوق‌العاده عظیم بودند. گاهی اوقات پیش‌بینی‌های ایشان نسبت به آینده صورت غیب‌گویی پیدا می‌کرد؛ ایشان از تمام محتویات و مقدمات قضایایی که قرار بود اتفاق بیفتد، آگاه بودند و مطلبی را بیان می‌فرمودند.

وی با اشاره به زهد و ساده‌زیستی رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: در زهد نیز فوق‌العاده بودند و فردی نابغه و بی‌نظیر محسوب می‌شدند. زهد ایشان مربوط به دوران رهبری نبود که بگوییم لازمه رهبری و شایستگی آن، زاهد بودن است؛ بلکه از همان دوران جوانی، ایشان فردی زاهد بودند و در زندگی فوق‌العاده زهد می‌ورزیدند.

علم الهدی ادامه داد: شرایطی که ایشان در آن زندگی می‌کردند، فوق‌العاده دشوار بود. گاهی اوقات بعضی از خاطرات و مسائل را به دلیل ارتباطی که با ایشان داشتم، با بنده در میان می‌گذاشتند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: ایشان می‌فرمودند زمانی که قرار بود دومین فرزندشان متولد شود، شرایط زندگی از نظر مادی در وضعیتی بود که همسرشان قرار بود زایمان کند و ایشان در تمام زندگی خود هیچ پولی نداشتند.

وی افزود: از طرف مرحوم آیت‌الله میلانی، به طلبه‌ها شهریه پرداخت می‌شد و به طلبه‌های بسیار فاضل، ماهی ۵۰ تومان شهریه می‌دادند. ایشان می‌فرمودند نزد مقسم شهریه آیت‌الله میلانی رفتم و گفتم اکنون در چنین شرایطی از نظر زندگی قرار دارم؛ اگر ممکن است ۵۰ تومان شهریه مرا زودتر بدهید تا مشکلم حل شود و اول ماه حساب کنید.

علم الهدی ادامه داد: مقسم گفت باید بروم اجازه بگیرم و بعد به من خبر داد که اجازه نداده‌اند این شهریه را زودتر به شما بدهم. ایشان می‌فرمودند با یک قرض سنگین، مشکلی را که به هیچ وجه نمی‌خواستم به آن گرفتار شوم، حل کردم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با اشاره به شرایط مبارزاتی رهبر شهید انقلاب اسلامی در همان دوران طلبگی اظهار کرد: این مربوط به دوران طلبگی ایشان بود؛ در چنین شرایطی زندگی می‌کردند، در حالی که شخصیت طلبگی ایشان در آن زمان به‌گونه‌ای بود که شاید انقلاب را در داخل این شهر رهبری می‌کردند و در همان دوران، در مسجد امام حسن(علیه‌السلام) عنصری اثرگذار برای هدایت و ارشاد نسل جوان و دانشگاهی به‌پاخواسته آن روز بودند و جریان بینش انقلابی را در دانشگاه نفوذ داده بودند.

وی تصریح کرد: ایشان یک طلبه معمولی نبودند؛ طلبه‌ای با چنین جایگاه و اثرگذاری، اما از نظر زندگی در این شرایط زندگی می‌کردند.

علم الهدی با اشاره به ادامه این سبک زندگی پس از پیروزی انقلاب گفت: این وضعیت تنها مربوط به آن زمان نبود. زمانی که ایشان از مشهد به تهران منتقل شدند و در ابتدای پیروزی انقلاب، حزب جمهوری اسلامی ایران را تشکیل دادند، خودشان می‌فرمودند یک روز احساس کردم هیچ پولی ندارم و قرار است به خانه بروم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی افزود: آن زمان حتی غذای محافظانی که همراه شخصیت‌ها بودند، در خانه همان شخصیت تأمین می‌شد. ایشان می‌فرمودند به فکر ناهار خودم و خانواده‌ام نبودم، بلکه فکر ناهار محافظین بودم. چه کنم؟ هیچ پولی نداشتم.

وی ادامه دادند: ایشان می‌فرمودند مرحوم درخشان، که در حزب به شهادت رسید، از جلوی اتاق من عبور کرد. صدایش کردم و گفتم آیا ۵۰۰ تومان دارید که به من قرض بدهید؟ ایشان یک دسته پول درآورد و گفت هر مقدار می‌خواهید بردارید. من ۵۰۰ تومان از او قرض گرفتم تا ناهار آن روزم را تهیه کنم.

علم الهدی خاطرنشان کرد: این زمانی بود که ایشان به‌عنوان یک شخصیت باعظمت انقلابی، عضو شورای عالی انقلاب و در جریان قدرت و نظام قرار گرفته بودند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با اشاره به خاطره‌ای از دوران رهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی بیان کردند: در دوران رهبری نیز مسائل زندگی ایشان و زهدی که داشتند، فوق‌العاده بود. قضیه‌ای که خود من در جریان آن بودم، مربوط به خانواده‌ای شهید در اصفهان بود.

وی افزود: این خانواده به من گفتند یکی از فرزندانشان شهید شده بود و دختر جوانشان نیز به سرطان مبتلا شده و از دنیا رفته بود. گفتند این دختر جوان ما دو قالیچه ابریشمی بافته و بسیار هنرمند بوده است. ما علاقه داریم این قالیچه‌های ابریشمی را خدمت آقا تقدیم کنیم؛ یکی را ایشان روی آن نماز بخوانند و به ما برگردانند و یکی هم مخصوص خود ایشان باشد، به شرط اینکه در زندگی‌شان باشد و دوباره به موزه یا جای دیگری منتقل نشود.

علم الهدی ادامه داد: آقا در مشهد بودند و خدمت ایشان عرض کردم. فرمودند اشکالی ندارد، بفرستید بیاورند. ما قالیچه‌ها را به دست مرحوم آقای دکتر مصباح، داماد ایشان، دادیم تا منتقل کنند. یک قالیچه را برای آقا بردند و یک قالیچه را برگرداندند و گفتند آقا دو رکعت نماز روی قالیچه خواندند و آن را به صاحبانش برگردانیم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: سه، چهار ماه از این قضیه گذشت. در آن زمان جناب آقای مروی، معاون حوزوی دفتر، به مشهد آمدند و به بنده گفتند آقا پیغامی برای شما داشتند. فرمودند آن قالیچه‌ای که از خانواده شهید آوردی، اکنون دو، سه ماه است در خانه ماست و شب‌ها روی آن نماز می‌خوانند. اگر اینها می‌خواهند، قالیچه را به آنها برگردان و اگر قالیچه را به من می‌دهند و به من واگذار می‌کنند، خودم درباره آن تصمیم می‌گیرم.

وی افزود: ایشان فرمودند این قالیچه با خانه ما نسبتی ندارد و با فرش‌های خانه ما همخوانی ندارد. در زندگی من چنین فرشی وجود ندارد و نمی‌توانم چنین قالیچه‌ای را نگهداری کنم. بنده به آن خانواده گفتم قالیچه در اختیار آقاست. ما که قصد تکلیف‌سازی نداشتیم، فقط علاقه خودمان را بیان کردیم. در نهایت، قالیچه از زندگی ایشان خارج شد.

علم الهدی تصریح کرد: این نمونه‌ای از زندگی مردی بود که با همه فضایل و شخصیت برتر و والایی که داشتند، چنین ساده و زاهدانه زندگی می‌کردند.

محور فضائل رهبر شهید؛ مبارزه و مقاومت

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی با تأکید بر اینکه محور اصلی فضایل رهبر شهید انقلاب اسلامی، مبارزه و مقاومت بود، اظهار کرد: با همه فضائلی که ایشان داشتند و با همه شخصیت برتر و والایی که در ایشان بود، آنچه مهم بود و محور تمام فضایل امام شهید مظلوم بود، مسئله مقاومت و مبارزه ایشان بود.

وی ادامه داد: از دوران ۱۴ سالگی، ایشان به یک شخصیت انقلابی تبدیل شدند. در سن ۱۴ سالگی در مشهد با مرحوم نواب صفوی برخورد کردند. مرحوم نواب به مدرسه آمد و سخنرانی کرد و ایشان که ۱۴ سال بیشتر سن نداشتند، برای نخستین بار با نواب مواجه شدند.

علم الهدی افزود: خودشان می‌فرمودند: «اولین مرتبه‌ای که نواب را دیدم، تصور می‌کردم آدمی قدبلند، چهارشانه و بسیار باصلابت باشد؛ اما وقتی دیدم، یک سید قدکوتاه، ضعیف و بسیار نازک بود؛ اما وقتی نگاه می‌کرد، می‌خواست تمام وجود انسان را تملک کند.»

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی بیان کرد: می‌فرمودند همان‌جا جذب مرحوم نواب شدم. آن شب نیز در خدمت ایشان بودم. در پایان جلسه، چشم نواب به من افتاد؛ یک آقازاده ۱۴ ساله که عمامه بر سر داشت. دست مرا گرفت و تفقد خاصی از من کرد.

وی ادامه داد: فردای آن روز، مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی داشت. می‌فرمودند من به مدرسه نواب رفتم و همراه طلبه‌ها برای پهن کردن فرش‌ها و آماده‌سازی مدرسه کمک می‌کردم تا برای ورود نواب آماده شویم. ایشان دیر کرد و نیامد و گفتند سخنرانی در مهدیه طول کشیده و دیر شده است.

علم الهدی افزود: با جمعی از طلبه‌ها از مدرسه نواب به سمت مهدیه حاج عابدزاده که در کوچه پشت باغ نادری بود، حرکت کردیم تا به استقبال ایشان برویم و ایشان را به مدرسه بیاوریم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی گفتند: در راه به مرحوم نواب رسیدیم که با جمعی از فدائیان اسلام در حال حرکت بود. ایشان هرگاه به کسی می‌رسید که کراوات به گردن داشت، می‌گفت: «برادر، این بند را دشمن به گردن تو انداخته است؛ از گردن خود باز کن.»

وی ادامه داد: این کلمه را که می‌گفت، چنان اثر می‌کرد که طرف کراوات خود را باز می‌کرد، مچاله می‌کرد و در جیبش می‌گذاشت. به فردی که شاپو بر سر داشت نیز می‌گفت: «برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ همه چیز تو را می‌برد؛ این کلاه را از سرت بردار.» نفوذ کلام مرحوم نواب به‌گونه‌ای بود که چنین تأثیری بر افراد می‌گذاشت.

علم الهدی با اشاره به تأثیر این دیدار در شکل‌گیری شخصیت انقلابی رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: ایشان می‌فرمودند مرحوم نواب وارد مدرسه نواب شد و سخنرانی کرد. آن سخنرانی، جرقه انقلابی من شد. تعبیر خود ایشان این بود: «همان وقت، جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.»

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد ایشان از همان‌جا وارد عرصه انقلاب شدند؛ یعنی انقلابی بودن ایشان به‌مراتب پیش از تاریخ خود انقلاب و نهضت امام بود.

وی خاطرنشان کرد: از لحظه شروع نهضت امام تا لحظه پیروزی انقلاب، تمام زندگی آقا را مبارزه تشکیل می‌داد. ایشان علاوه بر اینکه خودشان مبارز بودند، خاصیت مبارزآفرینی و مقاوم‌آفرینی نیز داشتند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا