طوفان اراده در کرانههای آفتاب؛ ۱۴۹ شب خروش حماسی مردم دشتی – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :
خبرگزاری مهر،گروه استانها، قاسم بازیاری؛ جنوب، تنها سرزمینِ آفتاب و دریا نیست؛ جنوب، سجدهگاهِ غیرت است. جایی که خاکش بوی باروتِ جهاد میدهد و امواجش، ترانه ایستادگی را میخواند.
این «دشتی» است؛ سرزمینِ مردانی که در رگهایشان خونِ «خالو حسین دشتی» جریان دارد و جانمایهشان از حماسه «شهید نادر مهدوی» سرشته شده است.
امشب، صد و چهل و نهمین غروبی است که این دیار، در برابرِ طوفانِ تهدیدهایِ شوم، سدی از فولاد بنا کرده است. اینجا، در خاکِ سربلندِ دشتی، واژه «ترس» در لغتنامه مردم، جایی ندارد.

شیرزنی از تبارِ تاریخ است
مادر، گویی شیرزنی از تبارِ تاریخ است. دستِ فرزندش را در دست دارد و با صلابتی که گویی کوه را تکان میدهد، میگوید: این کودک، سربازِ فردایِ این خاک است. او را به میدان آوردهام تا در مکتبِ شهیدان قد بکشد. بدخواهانی که چشمِ طمع به این ملک دوختهاند، بدانند؛ ما برایِ امنیتِ این کشور، تا آخرین نفس، تا آخرین قطرهیِ خون و تا آخرین فرزندمان، ایستادهایم. راهِ شهدا، جادهیِ یکطرفهیِ سعادتِ ماست؛ هرگز از این مسیر بازنمیگردیم.

ما فرزندانِ نادر مهدوی هستیم
جوانی در میانِ جمعیت، با چشمانی نافذ که گویی افقهایِ دوردستِ خلیج را میبیند، فریادِ حماسهاش را چنین سر میدهد: ما فرزندانِ نادر مهدوی هستیم! همانکه لرزه بر اندامِ ناوهایِ پوشالیِ آمریکا انداخت.
دشمن از سایهیِ خودش میترسد و گمان کرده با تهدید، ما عقب مینشینیم. بداند که این خاک، گورستانِ آرزوهایِ استکبار است. اگر لازم باشد، همانجایی که مهدوی ایستاد، ما با سلاحِ ایمان و غیرت خواهیم ایستاد.

ما با همین پرچم، بر قلههایِ عزت خواهیم ماند
نوجوانی که پرچمِ ایران را بر دوش دارد، با صدایِ رعدگونهاش میگوید:
ما نیامدهایم که فقط نظارهگر باشیم؛ ما آمدهایم تا بیعتمان را با رهبرمان تجدید کنیم. دشمن بداند؛ هر چه فشار سختتر شود، ارادهیِ ما فولادینتر میشود ایران تنها نیست، چون شیربچههایش بیدارند. ما نیامدهایم که فقط نظارهگر باشیم؛ ما آمدهایم تا بیعتمان را با رهبرمان تجدید کنیم. دشمن بداند؛ هر چه فشار سختتر شود، ارادهیِ ما فولادینتر میشود. ما با همین پرچم، بر قلههایِ عزت خواهیم ماند.

جنوب همیشه سرفراز است
مردِ بازاری، در میانِ حجرهاش که ویترینِ عزتِ ایرانی است، با صلابت میگوید:
«دشمن میخواست بازارِ ما را به سکوتِ مرگبار بکشاند، اما زهی خیالِ باطل! چرخهایِ اقتصادِ ما با بنزینِ غیرت میچرخد. زندگی در رگهایِ شهر جاری است و تهدیدِ دشمن، برایِ ما حکمِ صدایِ طبلِ توخالی را دارد. جنوب همیشه سرفراز است و ما، در سنگرِ کار، پاسدارِ استقلالِ این مرز و بومیم.»

صد و چهل و نهمین شب حضورِ حماسی
صد و چهل و نهمین شب حضورِ حماسی، دیگر یک گردهمایی نیست؛ یک «رژه اقتدار» است.
این جمعیت، ارتشی از مردمانِ معمولی است که به امرِ عشق، به میدان آمدهاند. این تصاویر، سندِ شکستِ مفتضحانهیِ اتاقهایِ فکرِ صهیونیستی است.
مردمِ دشتی، پیامِ خود را با فریادی به بلندایِ نخلهایِ استوارِ جنوب به گوشِ جهانیان رساندند:
«دشتی ایستاده است؛ استوارتر از کوه، خروشانتر از دریا و سرافرازتر از هر زمان.»
پرچمِ این سرزمین، نه با باد، که با ارادهیِ آهنینِ مردمانش برافراشته مانده است و تا خونِ غیرت در رگهایِ جنوب میتپد، این خروش ادامه خواهد داشت.





