در روز شصت و ششم جنگ سوم چه گذشت؟/ادعای وزیر خزانهداری آمریکا: واشنگتن گفتوگوهایی با پکن در مورد ارتباطات مالی با تهران داشته/سیبیاس: مصر پیشنهاد حوثیها برای مذاکره مستقیم درباره ترتیبات جدید کشتیرانی در دریای سرخ را رد کرد/نیو عرب: نتانیاهو برای مقابله با حوثیها، به عربستان پیشنهاد کمک داده/اکسیوس: دیدار محرمانه فرماندهان نظامی آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی درباره ایران

نیو عرب: نتانیاهو در چارچوب کارزار گستردهتر علیه حوثیها، به کشورهای شبهجزیره عربستان پیشنهاد کمک داده / احتمالا عربستان از این کمک استقبال نخواهد کرد / دخالت مستقیم اسرائیل ممکن است باعث شود زیرساختهای عربستان از دید ایران بیش از پیش بهعنوان اهدافی مشروع تلقی شود
۱۴۰۵/۰۶/۲۴ – ۲۱:۱۳
نیو عرب نوشت: اسرائیل اعلام کرده است که آماده ایفای نقش نظامی بزرگتری علیه حوثیهای یمن است، اما عربستان سعودی احتمالاً از کمک اسرائیل استقبال نخواهد کرد؛ بهویژه آنکه واشنگتن از مداخله مستقیم در این درگیری خودداری کرده است.
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در چارچوب کارزار گستردهتر علیه حوثیها، به کشورهای شبهجزیره عربستان پیشنهاد کمک داده است. رسانههای اسرائیلی با استناد به منابع آمریکایی این موضوع را گزارش کردهاند.
این پیشنهاد در شرایطی مطرح شده که عربستان سعودی به دنبال حمایت نظامی بیشتر در برابر حوثیهاست، اما واشنگتن تاکنون از مداخله مستقیم خودداری کرده و در عوض، ارائه اطلاعات و کمک در زمینه تعیین اهداف حملات را پیشنهاد داده است.
این تحولات پس از پیشرویهای گسترده حوثیها در امتداد سواحل دریای سرخ یمن رخ داده است؛ از جمله تصرف جزیره «پریم» یا «میون»، جزیرهای راهبردی که در تنگه بابالمندب و میان یمن و جیبوتی قرار دارد. همچنین گفته میشود نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان در سواحل دریای سرخ در برابر حملات حوثیها «فروپاشیدهاند».
دکتر آندریاس کریگ، کارشناس امنیت خاورمیانه در کینگز کالج لندن، به «العربی الجدید» گفت که بیمیلی آمریکا برای ورود مستقیم به درگیری، از «منظر صرفاً نظامی» فرصتی برای اسرائیل ایجاد کرده است، اما هشدار داد که نباید این تحول را نشانه آغاز یک همگرایی امنیتی جدید میان عربستان و اسرائیل دانست.
کریگ گفت: «ریاض نمیخواهد وابستگی خود به واشنگتن را با وابستگی به یک معماری امنیتی اسرائیلی جایگزین کند.»
او افزود: «عربستان سعودی بهطور فزایندهای خود اسرائیل را یکی از بازیگرانی میداند که موجب بیثباتی منطقه میشوند. ممکن است ریاض شاهد همگرایی تاکتیکی در برابر ایران یا حوثیها باشد، اما این مسئله با اعتماد به اسرائیل برای دفاع از پادشاهی عربستان کاملاً متفاوت است.»
اسرائیل منافع مستقیمی در جلوگیری از تثبیت موقعیت حوثیها در اطراف بابالمندب دارد.
بابالمندب؛ یک گلوگاه حیاتی
تنگه بابالمندب که عرض آن در باریکترین نقطه کمی کمتر از ۳۰ کیلومتر است، دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند و یکی از مهمترین گلوگاههای کشتیرانی جهان به شمار میرود.
این تنگه برای اسرائیل نیز اهمیت ویژهای دارد، زیرا مسیر دریایی بندر جنوبی ایلات را به اقیانوس هند متصل میکند.
حملات حوثیها به کشتیهای تجاری پس از آغاز جنگ اسرائیل در غزه، پیش از این نیز تردد کشتیها در دریای سرخ را بهشدت مختل کرده بود. اسرائیل نیز در واکنش به حملات موشکی و پهپادی حوثیها، بارها مواضعی را در یمن هدف قرار داده است.
کریگ گفت اسرائیل بالقوه میتواند قابلیتهای پیشرفتهای در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی، جنگ الکترونیک، عملیات سایبری و تعیین اهداف در اختیار بگذارد و همچنین تجربه خود در حمله به زیرساختهای موشکی، پهپادی و مراکز فرماندهی حوثیها را به کار گیرد.
اما به گفته او، مشکل اساسی عربستان کمبود قدرت آتش نظامی نیست.
کریگ گفت: «بنابراین مشکل عربستان سعودی اساساً کمبود هواپیما یا بمب نیست؛ مشکل، سیاسی و راهبردی است.»
او افزود: «حملات هوایی میتوانند پرتابگرها، انبارها و مراکز فرماندهی را منهدم کنند، اما نمیتوانند حوثیها را برای همیشه از بابالمندب بیرون برانند یا بر سرزمینهای یمن حکومت کنند. عربستان سعودی این واقعیت را در جریان مداخله قبلی خود به شکلی دردناک تجربه کرد.»
عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ رهبری مداخله نظامی علیه حوثیها را بر عهده گرفت، اما سالها حملات هوایی و درگیری نظامی نتوانست حوثیها را شکست دهد. این گروه در نهایت کنترل خود بر بخش بزرگی از شمال یمن را تثبیت کرد و همزمان قابلیتهای موشکی و پهپادی خود را بهطور چشمگیری توسعه داد.
پیشرویهای مجدد حوثیها اکنون ریاض را با یک معضل راهبردی دشوار مواجه کرده است؛ زیرا ناامنی بر هر دو مسیر اصلی دریایی انتقال انرژی خلیج فارس به بازارهای جهانی تأثیر میگذارد.
از یک سو، ایران کشتیرانی در تنگه هرمز را تهدید میکند و از سوی دیگر، کنترل حوثیها بر مناطق اطراف بابالمندب فشار مضاعفی بر مسیر دریای سرخ وارد میکند. خط لوله نفت شرق-غرب عربستان سعودی نیز که برای دور زدن تنگه هرمز و انتقال نفت به سواحل دریای سرخ طراحی شده، پس از هدف قرار گرفتن در حمله پهپادی، آسیبپذیری خود را نشان داده است.
دخالت اسرائیل میتواند وضعیت عربستان را دشوارتر کند
با این حال، دخالت مستقیم اسرائیل میتواند وضعیت عربستان سعودی را پیچیدهتر کند.
کریگ گفت کمک آشکار اسرائیل ممکن است ادعای حوثیها را تقویت کند که ریاض در حال جنگیدن بهعنوان بخشی از یک ائتلاف اسرائیلی-آمریکایی است؛ موضوعی که میتواند هزینههای سیاسی داخلی و منطقهای عربستان را افزایش دهد.
به گفته او، چنین اقدامی همچنین ممکن است باعث شود زیرساختهای عربستان از دید ایران و متحدان منطقهای آن، بیش از پیش بهعنوان اهدافی مشروع تلقی شوند.
کریگ گفت نوعی همکاری غیرمستقیم همچنان قابل تصور است، بهویژه در زمینه انتقال اطلاعات از طریق کانالهای آمریکایی. همچنین نیروهای عربستان و اسرائیل میتوانند بهطور جداگانه علیه یک تهدید مشترک عملیات انجام دهند.
با این حال، او هشدار داد که عملیات موازی «نباید بهطور خودکار بهعنوان ائتلاف یا حتی هماهنگی نزدیک» تفسیر شود.
در عوض، به نظر میرسد ریاض در حال تلاش برای ایجاد یک معماری امنیتی متنوعتر است؛ بهویژه در شرایطی که تردیدها درباره آمادگی واشنگتن برای پرداخت هزینههای دفاع از شرکای خود در خلیج فارس افزایش یافته است.
کریگ به پاکستان، ترکیه و مصر، در کنار شرکای دریایی اروپایی و افزایش همکاریهای امنیتی در سطح خلیج فارس و جهان عرب و اسلام، بهعنوان مؤلفههای محتملتر تلاش عربستان برای کاهش وابستگی به واشنگتن اشاره کرد.
او گفت: «درسی که به نظر میرسد ریاض از این وضعیت گرفته، این نیست که اسرائیل باید جایگزین آمریکا شود.»
کریگ افزود: «درس این است که عربستان سعودی به یک نظام امنیتی بسیار متنوعتر نیاز دارد؛ نظامی که در آن نقش و اختیار بیشتری داشته باشد.»
بنابراین، آمادگی اسرائیل برای مداخله علیه حوثیها، همگرایی منافع اسرائیل و عربستان سعودی، بهویژه در زمینه امنیت دریای سرخ، را آشکار میکند، اما لزوماً به معنای نزدیکتر شدن راهبردی دو کشور نیست.
کریگ در پایان گفت: «جایگزین کردن وابستگی به آمریکا با وابستگی به اسرائیل، به معنای دستیابی به استقلال راهبردی نخواهد بود.»
او افزود: «از دیدگاه عربستان سعودی، چنین اقدامی صرفاً به معنای تعویض یک آسیبپذیری با آسیبپذیری دیگر است؛ آن هم احتمالاً با آسیبپذیریای که از نظر سیاسی بسیار خطرناکتر است.»





