شغلی که تقویم نمیشناسد؛ از شبهای جنگ تا خیابانهای شهر – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :

خبرگزاری مهر، گروه جامعه – زهرا شریفی گر: ساعت از نیمهشب گذشته است. خیابانها آرامتر از همیشهاند؛ مغازهها بسته شدهاند، رفتوآمد خودروها کمتر شده و بیشتر خانهها چراغهایشان را خاموش کردهاند. اما در گوشهوکنار شهر، گروهی هنوز مشغول کارند؛ لباسهای نارنجیشان در تاریکی خیابان دیده میشود و صدای جارو کشیدن، آرام و پیوسته روی آسفالت شنیده میشود.
شهر برای بیشتر مردم، شب هنگام یعنی پایان یک روز کاری؛ برای رفتگران اما شب، آغاز بخشی از یک روز کاری دیگر است.
جارو را روی زمین میکشند، برگها و زبالهها را جمع میکنند، اطراف جدولها را پاک میکنند و مسیر را متر به متر جلو میروند. شاید صبح، کمتر کسی به این فکر کند که خیابانی که از آن عبور میکند، چند ساعت پیش در همین سکوت شبانه پاک شده است.
وقتی انفجار تمام میشد، کار ما شروع میشد
یکی از نیروهای خدمات شهری که نزدیک به ۲۷ سال سابقه کار دارد، هنوز روزهای جنگ را به یاد دارد؛ روزهایی که نگرانی خانوادهها با نگرانیهای هر روزه زندگی شهری در هم آمیخته بود.
میگوید خانوادهاش از او میخواستند سر کار نرود، اما کار شهر تعطیلبردار نبود.
«زن و بچهمان میگفتند نرو، ولی مجبور بودیم بیاییم. وقتی یک جا منفجر میشد، بعد از آن نوبت ما بود که برویم خیابان را تمیز کنیم. هنوز گرد و خاک نخوابیده بود که باید شیشهها و ترکشها را جمع میکردیم.»
او مکثی میکند و از روزهایی میگوید که هر بار حضور در محل حادثه، با نگرانی از ادامه حملات همراه بود. با این حال، نیروهای خدمات شهری باید کار خود را انجام میدادند؛ خیابان باید دوباره قابل عبور میشد و شهر باید به زندگی ادامه میداد.
رفتگر دیگری نیز خاطره مشابهی دارد.
«با ترس و لرز سر کار میآمدیم. خانوادهها نگران بودند، ولی اگر ما نمیآمدیم، کار شهر روی زمین میماند.»
حالا از آن روزها فاصله گرفتهایم، اما برای آنها، شبکاری همچنان ادامه دارد؛ فقط صدای انفجار جای خود را به صدای جاروهایی داده که روی آسفالت کشیده میشوند.
شغلی که تقویم نمیشناسد
برای رفتگران، شب و روز، تعطیل و غیرتعطیل و حتی مناسبتهای مختلف تفاوت چندانی در اصل کار ایجاد نمیکند.
نوروز، شبهای عزاداری، مراسمهای بزرگ شهری و روزهایی که خیابانها شلوغتر از همیشهاند، برای بسیاری از شهروندان بخشی از اوقات فراغت یا مناسبتهای اجتماعی است؛ اما برای نیروهای خدمات شهری، افزایش حضور مردم معمولاً به معنای افزایش حجم کاری است.
یکی از آنها میگوید:
«هرچه مراسم بیشتر باشد، کار ما هم بیشتر میشود. مردم در خیابان هستند، چیزی میخورند، لیوان یا زبالهای روی زمین میماند و بالاخره باید کسی آن را جمع کند.»
ساعت کاری بسیاری از این نیروها از حوالی ۱۱ شب یا نیمهشب آغاز میشود و تا صبح ادامه دارد. زمانی که بخش زیادی از شهر خواب است، آنها در خیابانها مشغول کارند تا صبح، معابر برای آغاز یک روز دیگر آماده باشند.
پشت لباس نارنجی، یک زندگی است
گفتوگو با رفتگران اما فقط درباره جارو، خیابان و ساعت کاری نیست.
یکی از آنها، وقتی صحبت از زندگی شخصیاش میشود، از فرزندی میگوید که سالها پیش در حادثه چهارشنبهسوری از دست داده است. حالا پدر چهار دختر و یک پسر است و همچنان شبها سر کار میآید.
روایت او برای چند لحظه مسیر گفتوگو را تغییر میدهد. پشت لباس نارنجی، زندگیهایی جریان دارد که شاید در نگاه اول دیده نشوند؛ خانوادههایی که هزینههای روزمره دارند، فرزندانی که نیاز به حمایت دارند و پدرانی که باید هر شب برای تأمین مخارج خانه از خانه خارج شوند.
یکی از رفتگران با اشاره به هزینههای زندگی میگوید:
«حقوق تا نیمه ماه تمام میشود. بعدش باید ببینیم بقیه هزینهها را چطور جور کنیم.»
دیگری که بیش از ۱۸ سال سابقه کار دارد، افزایش حقوق را یکی از مهمترین خواستههای خود و همکارانش عنوان میکند و میگوید شرایط اقتصادی باعث شده هزینههای زندگی برای بسیاری از خانوادهها افزایش پیدا کند.
روایت شهرداری از تغییر وضعیت پرداختیها
در کنار روایت نیروهای خدمات شهری، شهرداری تهران نیز درباره وضعیت حقوق و پرداختی این نیروها توضیحاتی دارد.
لطفالله فروزنده، معاون هماهنگی و امور مناطق شهرداری تهران، در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به وضعیت نیروهای خدمات شهری میگوید این نیروها در سالهای گذشته عمدتاً در اختیار شرکتهای پیمانکاری بودهاند و در برخی موارد پرداخت حقوق با تأخیر انجام میشده است.
به گفته وی، با تغییراتی که در نحوه مدیریت و نظارت بر این نیروها ایجاد شده، میزان پرداختی آنها نیز افزایش پیدا کرده است.
فروزنده میگوید حقوق این نیروها که در گذشته حدود ۶ تا ۷ میلیون تومان بوده، به حدود ۱۸ میلیون تومان رسیده و امسال نیز به ۲۵ میلیون تومان افزایش یافته است.
معاون هماهنگی و امور مناطق شهرداری تهران همچنین با اشاره به هزینه بیمه و سایر پرداختها عنوان میکند هزینه تمامشده هر نیروی خدمات شهری برای شهرداری حدود ۴۰ میلیون تومان است.
وی درباره نحوه پرداخت حقوق نیز توضیح میدهد که با توجه به ساختار موجود و حضور پیمانکاران، مقرر شده سقف حقوق مشخص باشد و پرداخت به حساب نیروها به صورت مستقیم انجام شود تا امکان کسر بخشی از حقوق توسط پیمانکار کاهش پیدا کند.
به گفته فروزنده، این روند با هدف افزایش نظارت و جلوگیری از تضییع حقوق نیروهای خدمات شهری دنبال میشود.
پیمانکاران و نگرانی از آینده
با وجود این توضیحات، موضوع پیمانکاری همچنان یکی از مسائلی است که در گفتوگو با برخی نیروهای خدمات شهری مطرح میشود.
برخی از آنها میگویند تغییر پیمانکار میتواند نگرانیهایی درباره ادامه همکاری ایجاد کند و معتقدند سابقه چندین سال کار باید در وضعیت شغلی آنها مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، شهرداری تهران تلاش کرده است با افزایش نظارت بر پرداختها و مشخص کردن چارچوب پرداختی، نقش پیمانکار را در پرداخت حقوق محدودتر کند.
در واقع، دو سوی این روایت، هر کدام بخشی از یک مسئله را توضیح میدهند؛ نیروهایی که دغدغه معیشت و امنیت شغلی دارند و مدیریت شهری که از افزایش پرداختی و اصلاح سازوکار نظارت بر حقوق آنها میگوید.
صبح که میشود
کمکم هوا روشن میشود.
خیابانهایی که چند ساعت قبل خلوت و تاریک بودند، دوباره پر از خودرو و عابر میشوند. مغازهها باز میشوند و شهر روز تازهای را شروع میکند.
در این میان، بخشی از نیروهای خدمات شهری کار شبانه خود را به پایان رساندهاند. جاروها کنار گذاشته میشوند و لباسهای نارنجی آرامآرام از خیابانها دور میشوند.
شاید بیشتر شهروندان، صبح فقط خیابان تمیز را ببینند؛ اما پشت این تصویر ساده، ساعاتی کار در تاریکی شب، ایستادن در سرمای زمستان و گرمای تابستان، حضور در روزهای تعطیل و خاطراتی از روزهای سخت گذشته قرار دارد.
رفتگران میگویند کارشان بخشی جدانشدنی از زندگی شهر است و در مقابل، انتظار دارند شرایط کاری و دریافتی آنها نیز متناسب با سختی این کار باشد.
شهرداری تهران نیز از افزایش حقوق، پرداخت مستقیم و افزایش نظارت بر وضعیت این نیروها سخن میگوید.
حالا شهر دوباره بیدار شده است؛ خیابانها تمیزند و زندگی جریان دارد. رفتگران اما پیش از آنکه بیشتر مردم از خانه بیرون بیایند، بخش دیگری از روز کاری خود را پشت سر گذاشتهاند؛ همان آدمهایی که وقتی شهر خواب است، آرام و بیسروصدا، آن را برای صبح آماده میکنند.





