🔔 خبر فوری
• به پایگاه خبری هشت صبح خوش آمدید • آخرین اخبار لحظه‌ای کشور و جهان • به‌روزترین خبرگزاری ایرانی
پایگاه خبری و تحلیلی هشت صبح
8sobh.ir
📅 دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
🕐 آخرین بروزرسانی: 13:09
سیاسی

جنگ زیرساختی؛ معادله‌ای که بازدارندگی ایران را بازتعریف می‌کند – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :

یادداشت مهمان _عبداللهی چله بری: جنگ چهل‌روزه، فراتر از یک تقابل نظامیِ مقطعی، نشانه‌ای از دگرگونی در ماهیت تهدید علیه ایران بود؛ تهدیدی که دیگر صرفاً بر اشغال سرزمین یا درگیری مستقیم تکیه ندارد، بلکه با هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی، شبکه‌های انرژی، آب، حمل‌ونقل و ارتباطات، می‌کوشد زندگی روزمره را مختل و ظرفیت تاب‌آوری ملی را فرسوده کند. در چنین شرایطی، مسئلهٔ اصلی نه فقط میزان خسارت‌های واردشده، بلکه نوعِ فهمی است که ایران از این تجربه به دست می‌آورد: این‌که بازدارندگی مؤثر در برابر جنگ‌های نوین، از دلِ پاسخ‌های متقارن و تکرار الگوی دشمن به دست نمی‌آید، بلکه نیازمند شناخت دقیقِ آسیب‌پذیری‌های خودی، کشف نقطه‌ضعف‌های راهبردی طرف مقابل و انتخاب پاسخی هوشمند، نامتقارن و متناسب با منطق جنگ زیرساختی است. از این منظر، جنگ اخیر را باید به‌مثابه هشداری راهبردی دید که نشان می‌دهد میدان اصلی نبرد، نه فقط در مرزها و جبهه‌ها، بلکه در قلبِ سامانه‌هایی جریان دارد که بقا، اقتصاد و انسجام اجتماعی کشورها را سرپا نگه می‌دارند؛ و درست از همین‌جا ضرورت بازاندیشی در منطق بازدارندگی، دفاع و پاسخ ایران آغاز می‌شود.


آناتومی حملات زیرساختی و بازشناسی گره‌های راهبردی دشمن

در جنگ چهل‌روزه، آمریکا و اسرائیل بارها به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران حمله کردند. میدان گازی پارس جنوبی که حدود ۷۰ درصد گاز کشور را تأمین می‌کند، هدف قرار گرفت. پایانه نفتی خارک که بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از آن عبور می‌کند، در معرض تهدید مستقیم بود. آب‌شیرین‌کن قشم و قطع آب ۳۰ روستا نشان داد که دشمن حتی از هدف‌قراردادن آب شرب هم ابایی ندارد. راه‌آهن، فرودگاه‌ها، شبکه مخابراتی، ساختمان‌های صدا و سیما، مؤسسه پاستور تهران و مجتمع فولاد مبارکه نیز آسیب دیدند. در جنگ دوازده‌روزه هم اسرائیل تأسیسات نظامی مانند پارچین، خجیر، شاهرود و سامانه‌های پدافندی را زد. پیام این حملات روشن بود: ایران باید توان پاسخ فوری و نامتقارن داشته باشد.

نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌شود این است که نقاط ضعف طرفین شبیه هم نیست. اگر پلی در ایران آسیب ببیند، زدن پل‌های اسرائیل یا کشورهای عربی لزوماً همان اثر را ندارد. نقطه‌ضعف راهبردی اسرائیل برق است. اقتصاد این رژیم به فناوری، هوش مصنوعی، مراکز داده و صنایع پیشرفته وابسته است و همه این‌ها بدون برق پایدار فرو می‌پاشند. بر اساس گزارش‌های شرکت برق اسرائیل، حدود ۷۰ درصد برق این رژیم با گاز طبیعی تولید می‌شود و سکوهای گازی تامار، لویاتان و کاریش بخش عمده آن را تأمین می‌کنند. نکته مهم‌تر اینکه بیش از ۷۰ درصد آب شرب اسرائیل از طریق شیرین‌سازی آب دریا تأمین می‌شود. اگر برق قطع شود، آب‌شیرین‌کن‌های سورک، حدیرا، اشکلون و پالماچیم از کار می‌افتند و بحران آب در چند روز به بحران اجتماعی تبدیل می‌شود. بنابراین حیاتی‌ترین گره‌های اسرائیل سکوهای گازی، نیروگاه‌های اوروت رابین، روتنبرگ و اشکول و شبکه توزیع برق است.

نفت، گلوگاه راهبردی: از آرامکو تا ذخایر رو به تهی آمریکا

نقطه‌ضعف اصلی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس اما چیز دیگری است؛ چاه‌های نفت، تأسیسات فرآوری و مسیرهای صادرات انرژی. حمله به آب‌قیق، خریص، راس‌تنوره، جبل‌علی یا فجیره فقط اقتصاد عربستان و امارات را فلج نمی‌کند. این حمله‌ها عرضه جهانی نفت را مختل می‌کنند و قیمت انرژی را بالا می‌برند. تجربه حمله به آرامکو در سپتامبر ۲۰۱۹ نشان داد که پهپادهای یمنی می‌توانند حدود ۵.۷ میلیون بشکه در روز از ظرفیت تولید عربستان را موقتاً از مدار خارج کنند؛ رقمی معادل بیش از ۵ درصد عرضه جهانی نفت. نکته‌ای که امروز این سناریو را خطرناک‌تر می‌کند، وضعیت ذخایر استراتژیک نفت آمریکاست. این ذخایر در پایین‌ترین سطح چند دهه اخیر قرار دارد و توان واشنگتن برای پایین نگه‌داشتن قیمت نفت به‌شدت کاهش یافته است. اگر تنگه هرمز و باب‌المندب بسته شوند یا خطوط انتقال نفت مختل شوند، قیمت بنزین در آمریکا به‌سرعت بالا می‌رود و این موضوع در آستانه انتخابات یا هر دوره حساس سیاسی می‌تواند به نارضایتی اجتماعی و فشار داخلی بر دولت آمریکا تبدیل شود. این یکی از مؤثرترین ابزارهای بازدارندگی ایران است، چون هزینه جنگ را برای سیاستمدار آمریکایی ملموس می‌کند.

بر همین اساس، پاسخ ایران نباید از جنس حمله باشد. اگر زیرساخت‌های انرژی ایران مثل پارس جنوبی یا خارک هدف قرار گیرند، پاسخ هوشمندانه می‌تواند حمله به سکوهای گازی و نیروگاه‌های برق اسرائیل باشد تا برق و در نتیجه آب و صنایع پیشرفته این رژیم از کار بیفتد. هم‌زمان تأسیسات نفتی عربستان و امارات هدف قرار می‌گیرند تا اقتصاد آن‌ها و اقتصاد جهانی تحت فشار قرار گیرد. اگر برق ایران قطع شود، باز هم هدف اصلی باید برق اسرائیل باشد، نه صرفاً تأسیسات مشابه. اگر آب‌شیرین‌کن‌های ایران هدف قرار گیرند، زنجیره برق و آب اسرائیل باید فروبپاشد. اگر فرودگاه‌ها یا بنادر ایران آسیب ببینند، زدن بنادر حیفا و اشدود خوب است، اما فلج‌کردن برق اسرائیل و اختلال در صادرات نفت منطقه، ضربه‌ای بسیار بزرگ‌تر است.

ضریب‌افزای قدرت و لایه‌های نهایی بازدارندگی

محور مقاومت در این میان نقش ضریب قدرت را بازی می‌کند. حزب‌الله با وجود تضعیف، هنوز ده‌ها هزار راکت و موشک دارد و می‌تواند پایگاه‌های نظامی شمال اسرائیل، بندر حیفا، نیروگاه اوروت رابین و آب‌شیرین‌کن‌های سورک و حدیرا را هدف قرار دهد. حشد شعبی و گروه‌های عراقی علاوه بر دسترسی به پایگاه‌های آمریکا در عین‌الاسد و التنف، توانایی حمله زمینی به کویت را دارند و می‌توانند پایگاه‌های آمریکا مثل کمپ عریفجان و میادین نفتی کویت را تهدید کنند. یمن هم با تسلط بر باب‌المندب می‌تواند مسیر کشتیرانی دریای سرخ را مختل کند و تأسیسات نفتی عربستان و امارات را بزند. این بازیگران دفاع دشمن را پراکنده می‌کنند و هزینه جنگ را چند برابر می‌کنند.

اگر آمریکا بخواهد جزیره خارک را تصرف کند، ایران باید آن را به منطقه کشتار تبدیل کند؛ مین‌گذاری تنگه‌ها، استقرار موشک‌های ضدکشتی، استفاده از پهپادهای انتحاری و قایق‌های تندرو و هدف‌قراردادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه. جزایر سه‌گانه هم خط قرمز حاکمیتی تهران هستند و پاسخ باید فراتر از خود جزایر باشد؛ هدف‌قراردادن بندر جبل‌علی، فرودگاه دبی، تأسیسات نفتی فجیره و آب‌شیرین‌کن‌های ابوظبی، همراه با حمله یمنی‌ها به تأسیسات نفتی عربستان و ناامن‌سازی تنگه هرمز. اگر حمله زمینی از مرزها صورت گیرد، ایران باید پایگاه‌های آمریکا در قطر، امارات، بحرین و کویت را هدف قرار دهد و از حشد شعبی برای قطع خطوط لجستیکی استفاده کند.

در نهایت، بازدارندگی هسته‌ای ضامن نهایی بقاست. ایران اورانیوم غنی‌شده تا ۶۰ درصد دارد و در صورت تهدید وجودی می‌تواند از NPT خارج شود، غنی‌سازی را به ۹۰ درصد برساند و سلاح اتمی تاکتیکی بسازد یا بمب کثیف تولید کند. این ابهام راهبردی و اعلام علنی خط قرمز وجودی، هزینه جنگ تمام‌عیار را برای آمریکا و اسرائیل به‌شدت افزایش می‌دهد.

بهره سخن

جنگ چهل‌روزه و دوازده‌روزه نشان داد که دشمن به دنبال پیروزی سریع و کم‌هزینه است. تنها راه جلوگیری از جنگ، وارونه‌کردن معادله است؛ هر حمله به ایران باید آن‌قدر پرهزینه باشد که دشمن پیش از آغاز، از تصور پیروزی منصرف شود. بازدارندگی در منطق قدرت، نه با پاسخ متقارن، بلکه با ایجاد ترس از نابودی هوشمندانه نقاط ضعف دشمن ساخته می‌شود. ایران باید دشمن را متقاعد کند که اگر برق ایران قطع شود، خاموشی و بی‌آبی تل‌آویو و حیفا را فرا خواهد گرفت؛ اگر نفت ایران هدف قرار گیرد، چاه‌های نفت عربستان و امارات آتش خواهد گرفت و قیمت بنزین در آمریکا به سطحی می‌رسد که پیامدهای سیاسی و اجتماعی آن غیرقابل تحمل است؛ در تهاجم زمینی، خلیج فارس گورستان مهاجمان خواهد شد؛ و در تهدید وجودی، خروج از NPT، سلاح تاکتیکی یا بمب کثیف خط پایان خواهد بود. تنها در این صورت است که دشمن از آغاز جنگ منصرف خواهد شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا