تجلی عرفان در ساحت فقه؛ بررسی مکتب توحیدی و تربیتی عالم ربانی
در پهنه وسیع علوم اسلامی، تلفیق فقه و معارف الهی همواره دغدغه عالمان ربانی بوده است. در روزگاری که مدارس فقهی فراوانی به آموزش میپرداختند، احساس غربت معارف دین در حوزهها، قلب بزرگان را میآزرد.
این درد عمیقی بود که آیت الله پهلوانی (سعادتپرور)، فقیه عارف، در اواخر عمر خویش با یقینی دلسوزانه بیان فرمودند. ایشان با تأکید بر اینکه مدارس فقهی باید رویکرد معارفی بگیرند، رسالتی سنگین بر دوش شاگردان نهادند؛ رسالتی با هدف احیای معارف الهی در کنار فقه اهلبیت (ع) تا پیوند این دو عرصه، کلید تمدنسازی نوین اسلامی گردد و غبار غربت از چهره معارف توحیدی زدوده شود.
دوران کودکی، رشد و آغاز مسیر تهذیب نفس
سالهای آغازین رشد این فقیه عارف، با تلاش بیوقفه در مسیر تهذیب و فراگیری علوم همراه بود. ایشان که در سال ۱۳۰۶ شمسی در خانوادهای مذهبی در تهران متولد شد، از ابتدا با درک شرایط نامناسب تربیتی مدارس جدید، راه مسجد امینالدوله را پیش گرفت. پس از تسلط بر ادبیات عرب و کتبی چون معالم و لمعه نزد آیتالله برهان، در نوجوانی با شیخ محمدحسین زاهد ارتباطی عمیق یافتند. حضور مستمر ایشان در جلسات درس اخلاق این عالم برجسته، روح تشنهاش را سیراب کرد و پایههای سلوک معنوی ایشان را چنان استوار ساخت که بعدها به یکی از بزرگترین هادیان نفوس تبدیل شدند.
هجرت به شهر مقدس قم و درک محضر بزرگان
اشتیاق فراوان ایشان به زیارت عتبات عالیات، سرانجام با توسل به بار نشست و توفیق تشرف به حریم آلالله را همراه استاد بزرگوارشان رقم زد. پس از بازگشت از این سفر پرفیض، ایشان برای تکمیل مراتب علمی عازم قم شدند. در این فضا، از محضر استوانههایی چون امام خمینی (ره)، آیتاللهالعظمی بروجردی، مرعشی نجفی، شهید صدوقی، سلطانی و محقق داماد بهرهمند گردیدند. تلمذ در پیشگاه این عالمان، زمینهساز شکوفایی استعدادهای فقهی ایشان شد و مراتب علمی این عالم وارسته را به کمال رساند تا برای ورود به عرصههای عمیقتر عرفانی کاملاً مهیا گردند.
نقطه عطف حیات روحانی؛ شاگردی در مکتب علامه طباطبایی
یکی از سرنوشتسازترین مراحل حیات روحانی ایشان، پیوند عمیق با عارف بزرگ، حضرت علامه طباطبایی (ره) بود. در وجود این استاد کمنظیر، ایشان تمام آرزوهای سلوکی خود را یافتند و با اخلاص به شاگردی او درآمدند. شخصیت معنوی ایشان عمیقاً تحت تأثیر روش تربیتی علامه و بر اساس مبانی قرآن و سنت شکل گرفت. ایشان با بهرهگیری از مکتبی که ریشه در آموزههای عارفانی چون ملاحسینقلی همدانی، میرزا جواد ملکی تبریزی و سید علی قاضی داشت، پلهپله در مسیر عرفان توحیدی قدم برداشتند و خود پرچمدار این جریان عظیم شدند.
تحقق یک آرزو؛ تأسیس مدرسه معارفی فقهی برهان
دغدغه مقدس ایشان برای احیای معارف، پس از رحلتشان توسط شاگردان وفادار با جدیت پیگیری شد. یکی از شاگردانی که افتخار مدیریت مدرسه فقهی استنباط را داشت، وصیت استاد را مبنی بر تبدیل مدارس فقهی به پایگاههای معارفی نصبالعین قرار داد. پس از جلسات متعدد و با یاری الهی، در آستانه ماه محرم و با همراهی فرزند خلف استاد، «مدرسه معارفی فقهی برهان» تأسیس شد. این مدرسه با احیای موقوفهای در جوار حرم حضرت معصومه (س)، با هدف تلفیق فقه آلمحمد (ص) و تبیین معارف ناب اسلامی بنیان نهاده شد تا طلاب اهل جهاد علمی پرورش یابند.
رویکرد سیاسی، بصیرت و حمایت قاطع از نظام اسلامی
در عرصه سیاست، هرچند ایشان چهرهای حزبی یا اجرایی نبودند، اما اعتقادی تزلزلناپذیر به حفظ و تقویت جمهوری اسلامی داشتند. ایشان استحکام نظام الهی را در گرو پویایی علمی حوزهها میدانستند. همواره اخلاص بینظیر خود را نسبت به مرادشان، امام خمینی (ره) ابراز میداشتند و پس از رحلت بنیانگذار انقلاب، این ولایتمداری را به مقام معظم رهبری معطوف کردند. ایشان نه تنها همگان را به تبعیت از ولایت فقیه سفارش میکردند، بلکه هرگونه بیتفاوتی، سکوت نابجا و تضعیف نظام و رهبری را مردود دانسته و در برابر آن ایستادگی میکردند.
مکاشفات ربانی؛ مشاهده نورانی حضرت صدیقه طاهره (س)
حیات باطنی این عارف سرشار از مکاشفات شگفتانگیز با پیامهای عمیق تربیتی بود. در یک مشاهده روحانی پس از ماه رمضان سال ۱۴۲۵ قمری، حضرت صدیقه طاهره (س) را با جلال و هیبتی بینظیر در خواب دیدند. در این دیدار، حضرت فرمودند که هرگونه جسارت به فرزندانشان، در حقیقت جسارت به شخص ایشان است. این شهود چنان تأثیری گذاشت که استاد ساعتها در گریه شدید بودند. ایشان در جلسات با چشمانی اشکبار این پیام را ابلاغ میکردند و شاگردان را به تکریم سادات و پرهیز جدی از هرگونه تندی با همسر سیده سفارش اکید میفرمودند.
درک مقامات عالی عرفانی و ادراک اسم اعظم حی قیوم
از دیگر تجلیات عرفانی ایشان، الطاف خاص الهی در زمانهای ویژه بندگی بود. ایشان نقل میکردند که در یکی از شبهای پایانی رجب، در ساعت سه بامداد، گویی کسی درِ خانه را میکوبد. پس از بیداری، درمییابند که این بیداری زودهنگام دعوتی برای اعطای یک رزق معنوی است. با وضو و اشتغال به عبادت در آن سحرگاه، معارفی عمیق از توحید به قلب ایشان افاضه میشود و به ادراک اسم مبارک و جامع «حی قیوم» راه مییابند. این شهود عظیم، نشاندهنده جایگاه والای معرفتی ایشان است، چرا که بسیاری از صفات پروردگار در ذیل این نام تجلی مییابد.
میراث ماندگار مکتوب؛ گنجینههایی در مسیر معارف الهی
از این اسوه فضیلت، میراث مکتوب بینظیری به یادگار مانده که چراغی فروزان برای رهپویان حقیقت است. آثاری راهگشا چون «جلوه نور» در تبیین فضایل حضرت زهرا (س)، «فروغ شهادت» در تحلیل توحیدی عاشورا، و «راز دل» که شرحی بر گلشن راز است. مجموعه چهارجلدی «ثمرات حیات» حاصل جلسات اخلاقی علامه طباطبایی، در کنار کتابهایی نظیر «سرّ الاسراء»، «الشموس المضیئه»، «نور هدایت» در شرح ادعیه، و «جمال آفتاب» در تفسیر توحیدی حافظ، تنها بخشی از تلاشهای علمی ایشان برای حفظ میراث معنوی و تبیین مسیر کمال انسانی به شمار میرود.
تأکید بر یاد مرگ و عبرتآموزی از مزار حضرت سلمان
توجه به حقیقت مرگ، از محورهای مهم در آموزههای این معلم اخلاق بود. ایشان در جلسات پایانی، ماجرای تدفین حضرت سلمان توسط امیرالمؤمنین (ع) را نقل میکردند. علی (ع) با انگشت خویش بر گل مزار نوشتند که بیهیچ توشهای از حسنات و تنها با «قلب سلیم» بر پروردگار وارد شدم، چرا که بردن توشه دنیوی در پیشگاه کریمترینِ کریمان زشتترین کار است. استاد با نقل این حکایت، گوشزد میکردند که راه کمال بسیار دشوار است و وقتی بزرگانی چون سلمان دست نیاز دراز میکنند، دیگران باید تنها به رحمت الهی و سلامت قلب خویش امیدوار باشند.
پایان حیات دنیوی، وصال معبود و جاودانگی در تاریخ شیعه
پس از سالها ریاضت شرعی و تربیت نفوس مستعد، لحظه وصال با ذات اقدس الهی فرا رسید. این عارف در واپسین جلسات، خبر از شهود زمان مرگ خود دادند و فرمودند حضور پیامبران الهی را در تشییع جنازه خویش دیدهاند؛ کرامتی که پاداش چهل سال قرائت سحرگاهی سوره توحید و هدیه آن به ارواح پیامبران بود. در سحرگاه پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۳ شمسی، روح ملکوتی ایشان دعوت حق را لبیک گفت. پس از تشییعی باشکوه و اقامه نماز توسط آیتاللهالعظمی بهجت (ره)، پیکر مطهرشان در جوار مراد خویش، علامه طباطبایی، در حرم حضرت معصومه (س) آرام گرفت.