آیا پشت پرده حمله به سایپا ارزانسازی برای واگذاری است؟

توسعه محصول در سایپا در جریان است
بر اساس اطلاعات منتشرشده از روزنامه اینترنتی فراز؛ سبد محصولات سایپا در سال ۱۴۰۴، این شرکت و زیرمجموعههایش (سایپا، پارسخودرو، زامیاد، سایپاسیتروئن، بنرو و سایپادیزل) طیف گستردهای از محصولات را در حال توسعه و تولید دارند که از سواریهای سایپا (آریا بنزینی، آریا هیبرید) و پارسخودرو (پارس نوا، سهند۴۲۱P، CNG ) تا شاسیبلندهای ۴۴۱P و C3-XR، وانتهای هانتر پلاس و EX نیسان، سایپا ۱۵۱، و ناوگان سنگین شامل کامیونت فوتون M4، کامیون کشنده GX560 و اتوبوس اروند.

این تنوع محصول نشان میدهد که برخلاف تصویری که برخی رسانهها تلاش میکنند القا کنند، سایپا در حال حرکت رو به جلو و تکمیل پروژههای متعددی است که بخشی از آنها میراث تعهدات مدیریتهای پیشین بوده است.
تعهدات بهجامانده از گذشته؛ باری بر دوش مدیریت فعلی
بخش مهمی از فشار کاری فعلی مدیران سایپا که قطعا وزارت صمت و ایدرو بر آن واقف هستند، صرف تکمیل و تحویل خودروهایی میشود که پیشفروش آنها سالها پیش انجام شده و منابع مالی آن نیز پیشتر توسط مدیریتهای قبلی مصرف شده است. این یعنی مدیریت کنونی باید همزمان با توسعه محصولات جدید، بار مالی و اجرایی تعهدات معوق گذشته را نیز به دوش بکشد؛ موضوعی که کمتر در نقدهای اخیر به آن پرداخته میشود. در حقیقت مدیران گذشته سایپا با دلار کمتر از ۲۰ هزار تومان تعهد ایجاد کردند و مدیران فعلی با دلار بیش از ۲۰۰ هزار تومان باید به این تعهدات پاسخ دهند.
سرعت تحویل در برابر کیفیت
برخی خودروسازان رقیب با تحویل سریعتر خودرو مقایسه میشوند، اما این مقایسه بدون در نظر گرفتن کیفیت محصول، گمراهکننده است. گزارشهای مردمی حاکی از آن است که برخی از همین تولیدکنندگان با وجود برخورداری از منابع مالی قابل توجه، سرمایهگذاری کافی برای توسعه کیفیت و رفع ایرادات فنی از جمله مشکلات مکرر گیربکس که به تعمیر ختم میشود، انجام ندادهاند. البته برخی گزارشها حاکی است که در برخی از خودروها، گیربکس تعمیری نصب شده است. بنابراین سرعت تحویل بهتنهایی معیار برتری نیست؛ کیفیت و پایداری خودرو در بلندمدت است که رضایت مشتری و اعتماد بازار را میسازد.
چرا موج حملات بیشتر شده است؟
فراز مطرح میکند؛ توالی زمانی این انتقادات و همزمانی آن با واگذاری سهام تودلی سایپا، این پرسش را مطرح میکند که آیا هدف اصلی، اصلاح واقعی عملکرد است یا آمادهسازی فضای ذهنی برای کاهش ارزش سهمی که میلیونها سهامدار خرد در آن منافع دارند؟ تضعیف تصویر عمومی یک شرکت، پیش از هر تصمیم واگذاری، ابزار شناختهشدهای برای پایین آوردن قیمت پیشنهادی است.
لذا نقد منصفانه و مبتنی بر داده از عملکرد هر بنگاه اقتصادی، از جمله سایپا، امری ضروری و پذیرفتنی است. اما نقدی که فارغ از واقعیتها (از جمله تنوع و توسعه محصول، بار تعهدات گذشته، و مقایسه ناقص با رقبا) باشد، بیشتر به کارزار تخریب شباهت دارد تا نقد سازنده. حفظ منافع میلیونها سهامدار سایپا ایجاب میکند که هرگونه تصمیمگیری درباره آینده این شرکت، بر پایه شفافیت و واقعیت باشد، نه فضاسازی رسانهای.




