ونس به ترامپ اشارات محدودی میکند که اجازه میدهد بین وفاداری و تمایز، تعادل برقرار کند/ ونس تلاش میکند رابطه خود را با پایگاه ماگا حفظ کند و در عین حال هویت مستقلی بسازد که وی را برای نقش رهبری آینده در حزب جمهوریخواه، واجد شرایط کند

نیویورک تایمز و آیپیپر کتاب «عشای ربانی» یا «اتحاد معنوی» نوشته جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا را مورد بحث قرار دادند و خاطرنشان کردند که این کتاب بیش از آنکه یک سفر مذهبی باشد، تناقضات و جاهطلبیهای سیاسی نویسندهاش را آشکار میکند و دلبستگی او به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را نشان میدهد ، هرچند که ترامپ فضای زیادی به او نمیدهد.
به گزارش انتخاب، نیویورک تایمز نظرات سه نفر از نویسندگان کتاب را در مورد این کتاب بررسی کرد: ای. جی. دیون جونیور، کارلوس لوزادا و میشل کاتل. آنها این کتاب را ادامهای بر زندگینامه قبلی او، «مرثیه هیلبیلی»، دانستند، اما این بار بر سفر مذهبی او از مسیحیت انجیلی به الحاد و سپس به کاتولیک تمرکز داشتند.
منتقدان معتقدند که ونس در این کتاب، شخصیتی مضطرب را نشان میدهد که دائماً در جستجوی ثبات و معنا است و تحت تأثیر دوران کودکی آشفته و پر از فقر و بیثباتی خانواده قرار دارد. آنها خاطرنشان میکنند که این ترس از «فروپاشی امور» به نظر میرسد کلید درک انتخابهای فکری و مذهبی بعدی ونس باشد، زیرا کاتولیک برای او نمایانگر یک سیستم سفت و سخت است که به جای یک تجربه معنوی احساسی، به او حس ثبات و اطمینان میدهد.
سخنرانان خاطرنشان میکنند که ونس خود را از طریق مجموعهای از تحولات مداوم، از فرزند یک طبقه کارگر مشکلدار، به یک فارغالتحصیل حقوق از ییل ، به یک کارآفرین در سیلیکون ولی و سپس یک سیاستمدار برجسته، معرفی میکند.
این دگرگونیها، تصویر ونس را – از نظر منتقدان – کاملاً ناپایدار میکند، بلکه او را به تغییر شکل مداوم خود، چه در مذهب، چه در سیاست یا نگرشهای اجتماعی، نزدیکتر میسازد.
این مقاله همچنین به ابعاد سیاسی کتاب پرداخته است، زیرا کتاب او – به گفته نویسندگان – به عنوان بخشی از مقدمهای برای یک جاهطلبی سیاسی بزرگتر نیز خوانده میشود، زیرا ونس تلاش میکند رابطه خود را با پایگاه ماگا، مرتبط با رئیس جمهور ترامپ حفظ کند، در عین حال هویت مستقلی بسازد که او را برای نقش رهبری آینده در حزب جمهوریخواه واجد شرایط کند .
اما ونس از پرداختن مستقیم به نقش یا سیاستهای ترامپ به تفصیل خودداری میکند و به اشارات محدودی که به او اجازه میدهد بین وفاداری و تمایز تعادل برقرار کند، بسنده میکند. او همچنین علاقه خود را به ایده افول «تمدن مسیحی» و اعتقادش مبنی بر اینکه ضعف دینداری با کاهش نرخ زاد و ولد و انسجام اجتماعی مرتبط است، برجسته میکند.
منتقدان همچنین این کتاب را پر از تناقض میدانند: این کتاب با وجود بهرهمندی از نخبگان دانشگاهی، از آنها انتقاد میکند، با وجود کارهای قبلی او در زمینه سرمایهگذاری، از ماتریالیسم انتقاد میکند و در مورد مسائل خانواده، تولید مثل و دین مواضع محافظهکارانهای اتخاذ میکند، در حالی که تلاش میکند برخی از اظهارات بحثبرانگیز خود، مانند موضعش در مورد «گربهها و زنان غیرباردار»، را تعدیل کند.
در پایان، بحث نشان میدهد که این کتاب صرفاً یک خاطره مذهبی نیست، بلکه اثری است که زندگینامه، تأملات فکری و پیامهای سیاسی را با هم ترکیب میکند. این کتاب شخصیتی را آشکار میکند که هنوز در جستجوی مداوم معنا و ثبات است، در عین حال که در چارچوب یک پروژه سیاسی بزرگتر حرکت میکند که ممکن است نویسندهاش را در موقعیت رهبری بالقوهای در آینده جناح راست آمریکا قرار دهد.
سارا بکستر، نویسنده، در وبسایت iPaper، خاطرات معاون رئیس جمهور را مورد انتقاد قرار میدهد و استدلال میکند که آنها را نه تنها باید به عنوان شرح حال یک سفر معنوی خواند، بلکه باید به عنوان آینهای که جاهطلبیهای سیاسی و محدودیتهای صداقت او با خودش را آشکار میکند، و در عین حال توضیح میدهد که چرا به نظر نمیرسد رئیس جمهور ترامپ مشتاق باشد که به او فضا یا حمایت واقعی در اردوگاه سیاسیاش بدهد.
نویسنده بر تضاد بین دو تصویر از ونس تمرکز کرد: اولی تصویر مرد جوانی است که در کتاب قبلی خود خود را فرزند یک طبقه کارگر مشکلدار معرفی کرده بود که توانسته از طریق تحصیل و کار پیشرفت کند، و دومی تصویر سیاستمدار فعلی است که متهم است برای پیشرفت در هرم قدرت، انتقادات قبلی خود از ترامپ را کنار گذاشته و به مدافع او تبدیل شده است.
نویسنده معتقد است که این تغییر از منتقد به حامی سرسخت، بیش از آنکه نشاندهندهی رشد فکری یا اخلاقی باشد، نشاندهندهی عملگرایی سیاسی است و او در کتاب، جایی که ونس سفر خود از الحاد به کاتولیک را به عنوان جستجویی برای معنا و ثبات ارائه میدهد، بر بُعد مذهبی تمرکز میکند و معتقد است که این تغییر مذهبی از زمینهی جاهطلبی سیاسی جداییناپذیر است.
نویسنده اشاره میکند که ونس، علیرغم صحبت در مورد ایمان و ارزشها، مواضع سیاسی بحثبرانگیزی اتخاذ میکند، به خصوص در مورد سیاست خارجی مانند مسئله ایران، که در مقاله به عنوان بخشی از مذاکرات پیچیده ارائه شده و به طعنه به عنوان «معاملات بزرگ» توصیف شده است که به ایران امتیاز میدهد بدون اینکه نتایج آن کاملاً مشخص باشد.
ترامپ به او هیچ فضایی نمیدهد.
ونس همچنین در اینجا به عنوان سیاستمداری به تصویر کشیده شده است که سعی دارد لفاظیهای صلحطلبانه ترامپ را با فشارهای جنبش تندرو جمهوریخواهان تطبیق دهد، و این او را در موقعیت آسیبپذیری قرار میدهد که در صورت شکست سیاستها سرزنش میشود اما در صورت موفقیت آنها مورد تقدیر قرار نمیگیرد.
برجستهترین ایده در مقاله نویسنده این است که ترامپ به معاون خود فضای سیاسی واقعی نمیدهد، بلکه با احتیاط و شاید با بیاعتمادی با او برخورد میکند و تلویحاً میگوید که نمیخواهد او را به عنوان رقیب آینده در حزب قدرتمند کند، به طوری که رقابت برای جانشینی او بین او و وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، همچنان باز و حل نشده باقی بماند .
نویسنده از یک روایت روانشناختی برای درک شخصیت ونس استفاده میکند و دوران کودکی سخت او را در یک محیط ناپایدار با چیزی که او تمایل مداوم او برای رسیدن به موفقیت به هر قیمتی میداند، و همچنین توانایی بالای او در سازگاری با توهینها یا حاشیهنشینی برای رسیدن به اهدافش، پیوند میدهد.
در نهایت، نویسنده معتقد است که سوال واقعی مطرح شده در این کتاب نه تنها مذهبی و سیاسی، بلکه وجودی نیز هست: آیا ونس میتواند جاهطلبی سیاسی خود را با وجدان اخلاقیاش متعادل کند؟ یا مسیری که او در دنیای ترامپ انتخاب کرده است، باعث میشود که او بهای معنوی برای ظهور سیاسی خود بپردازد؟





