سیاسی

در جنگ علیه ایران، قدرت نظامی آمریکا آن‌گونه که واشنگتن تصور می‌کرد، قاطع و تعیین کننده ظاهر نشد/ در چین برخی صراحتاً گفته‌اند که پکن از این جنگ سود برده/ این درگیری بر برداشت جهانی از چین، تأثیر گذاشته/ جنگ مذکور قدرت بازدارندگی کلی آمریکا در موضوع تایوان را به طور قابل توجهی کاهش داده/ بسیاری معتقد هستند که پکن در بهار امسال، تهران را به سمت مذاکرات با واشنگتن سوق داده

به گزارش هشت صبح و به نقل از انتخاب :

چینسی‌ان‌ان‌ نوشت: تقریباً چهار ماه بعد از شروع جنگ علیه ایران، وضعیت کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد: ایالات متحده و ایران پس از هفته‌ها مذاکرات صلح به یک توافق موقت دست یافته‌اند، حکومت در تهران همچنان پابرجاست و این جنگ از نظر بسیاری محدودیت‌های قدرت آمریکا را آشکار کرده است.

به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: در همین حال، نفوذ دیپلماتیک پکن نیز ظاهراً افزایش یافته است؛ چین میزبان شمار زیادی از رهبران خارجی بوده، خود را به‌عنوان حامی صلح معرفی کرده و حتی بارها از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به خاطر واکنشش به جنگ مورد تحسین قرار گرفته است.

دومین اقتصاد بزرگ جهان همچنین بحران تاریخی انرژی ناشی از این درگیری را بهتر از بسیاری از همسایگان خود پشت سر گذاشته است؛ به‌ویژه به دلیل ذخایر عظیم راهبردی نفت و سرمایه‌گذاری گسترده در فناوری‌های سبز و خودروهای برقی.

وزارت امور خارجه چین این هفته از اعلام توافق میان آمریکا و ایران استقبال کرد. سخنگوی این وزارتخانه گفت که پکن «آماده است» نقشی فعال در «بازگرداندن صلح و آرامش» به خاورمیانه ایفا کند.

وقتی از «لین جیان»، سخنگوی وزارت خارجه، پرسیده شد که آیا پکن در دستیابی به این توافق نقشی داشته است یا نه، او نقش مشخصی را تأیید نکرد. با این حال، به تلاش‌های «خستگی‌ناپذیر» چین برای پایان دادن به جنگ اشاره کرد؛ از جمله انتشار طرح صلح چهار ماده‌ای شی جین‌پینگ در ماه آوریل.

و این تمجیدها فقط از سوی پکن مطرح نمی‌شد. ترامپ در یک کنفرانس خبری گروه هفت در فرانسه در روز چهارشنبه گفت: «می‌خواهم از چین و رئیس‌جمهور شی تشکر کنم… او بی‌طرف ماند، کاملاً بی‌طرف، و من این را ارج می‌نهم.»

ترامپ همچنین اشاره کرد که شی از قدرت دریایی کشورش برای مقابله با محاصره بنادر ایران توسط آمریکا استفاده نکرد.

او افزود: «آن‌ها این کار را نکردند. رئیس‌جمهور شی به من کمک کرد. او تلاش کرد کمک کند و فکر می‌کنم احتمالاً به حل مسئله کمک کرده است.»

چین در طول این درگیری یک مسیر دیپلماتیک محتاطانه را دنبال کرد. این کشور حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرد و همچنان به خرید نفت ایران، برخلاف تحریم‌های آمریکا، ادامه داد. اما در عین حال ارتباطات خود را با همه طرف‌های درگیر حفظ کرد.

رهبران خارجی متعددی در طول جنگ به پکن سفر کردند؛ از جمله ترامپ در ماه گذشته، عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران چند روز پیش از او، و همچنین رهبران پاکستان که نقش اصلی میانجی‌گری در این مناقشه را بر عهده داشتند.

در مراحل اولیه مذاکرات، تهران مشتاق بود حمایت چین را به‌عنوان ضامن یک توافق صلح جلب کند، اما پکن علاقه چندانی به پذیرش چنین نقش رسمی و بالقوه پرچالشی نشان نداد.

روز چهارشنبه، وانگ یی، عالی‌ترین مقام دیپلماتیک چین، در گفت‌وگویی تلفنی با عراقچی خواستار آن شد که مسئله کشتیرانی در تنگه هرمز «به‌درستی مدیریت شود».

وانگ گفت: «سپیده‌دم صلح پدیدار شده است. گام بعدی به این بستگی دارد که همه طرف‌ها واقعاً به تعهدات خود عمل کنند و مداخلات خارجی را از میان بردارند.»

مشخص نیست که پکن تا چه اندازه از نفوذ دیپلماتیک خود برای کمک پشت‌پرده به توافق اخیر استفاده کرده است؛ توافقی که روز چهارشنبه به‌صورت یک یادداشت تفاهم رسمی امضا شد و دوره‌ای ۶۰ روزه را برای مذاکره بر سر توافق نهایی آغاز کرد.

اما برای پکن، همین دیدارهای بسیار علنی این پیام را تقویت کرد که در حالی که دیگران در حال جنگ هستند، چین یک قدرت جهانی مسئول و میانجی نفوذمند است.

بحث درباره «لحظه سوئز»

در حالی که دو طرف وارد مرحله بعدی مذاکرات می‌شوند، ناظران با دقت بررسی می‌کنند که آمریکا دقیقاً چه چیزی از جنگی به دست آورده که هزینه‌های اقتصادی سنگینی بر جهان تحمیل کرده است.

در چین، جایی که مخالفت با نظم جهانی تحت سلطه آمریکا یکی از اصول سیاست خارجی محسوب می‌شود، اندیشمندان سیاسی درباره تأثیر این جنگ بر جایگاه آمریکا در جهان بحث کرده‌اند.

برخی تحلیلگران می‌پرسند آیا این جنگ یک «لحظه سوئز» برای آمریکا بوده است یا نه؛ اشاره‌ای به بحران کانال سوئز در دهه ۱۹۵۰ که به‌طور گسترده به‌عنوان نشانه‌ای از افول نفوذ جهانی بریتانیا و جایگزینی آن توسط آمریکا تلقی می‌شود.

سون دگانگ، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه فودان در شانگهای، در مقاله‌ای که روز سه‌شنبه در روزنامه دولتی گلوبال تایمز منتشر شد، نوشت: «آیا صحنه‌ای که در بحران سوئز سایه‌ای بر امپراتوری بریتانیا انداخت، اکنون در تنگه هرمز برای ایالات متحده تکرار می‌شود؟»

او افزود: «از پایان جنگ سرد، ایالات متحده تنها ابرقدرت جهان بوده است.»

اما این بار: «قدرت نظامی آمریکا آن‌گونه که واشنگتن تصور می‌کرد قاطع و تعیین‌کننده ظاهر نشد.»

به گفته او، نبود حمایت کامل متحدان کلیدی از جنگ نیز نشانه‌ای است از اینکه: «نظام ائتلاف جهانی تحت رهبری آمریکا بیش از پیش نشانه‌های شکاف و واگرایی را نشان می‌دهد.»

این موضوع در غرب نیز مورد بحث قرار گرفته است، اما در چین برخی صریح‌تر گفته‌اند که پکن از این جنگ سود برده است.

هو شی‌جین، مفسر سیاسی، در شبکه اجتماعی ویبو نوشت: «چین هیچ علاقه‌ای به پوشیدن هاله پیروزی یک جنگ دوردست در خاورمیانه ندارد.»

اما او معتقد است این جنگ بر برداشت جهانی از چین تأثیر گذاشته و موفقیت برنامه‌ریزی راهبردی این کشور برای مقابله با شوک‌های انرژی و جذابیت مسیر توسعه صلح‌آمیز آن را نشان داده است.

هو همچنین نوشت که این جنگ قدرت بازدارندگی کلی آمریکا در موضوع تایوان را «به‌طور قابل توجهی کاهش داده است»؛ زیرا محدودیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا و ناتوانی آن در تشکیل یک ائتلاف غربی را آشکار کرد.

چین، تایوانِ خودگردان را بخشی از قلمرو خود می‌داند و استفاده از زور برای تسلط بر این جزیره دموکراتیک را منتفی ندانسته است.

هو پرسید: «آمریکا چه اهرمی در اختیار دارد تا متحدان اروپایی خود را برای مقابله با چین در راستای منافع آمریکا متقاعد کند؟»

موازنه‌گری چین

اینکه چین چگونه به آنچه کاهش قدرت آمریکا می‌بیند واکنش نشان خواهد داد، هنوز مشخص نیست.

پکن مدت‌هاست خود را حامی «جهان چندقطبی» معرفی کرده و احتمالاً از این جنگ برای پیشبرد تغییر دیگری که خواهان آن است استفاده خواهد کرد: پایان یافتن نظام امنیتی‌ای که تحت سلطه آمریکا و ائتلاف‌های آن قرار دارد.

با این حال، در طول جنگ، چین ترجیح داد منافع خود را با احتیاط مدیریت کند، نه اینکه نقش اصلی در حل‌وفصل مناقشه را بر عهده بگیرد یا آشکارا جانب یکی از طرف‌ها را بگیرد.

در حالی که از شریک دیرینه خود، ایران، از نظر سیاسی و لفظی حمایت می‌کرد، در انتقاد از آمریکا به دلیل آغاز جنگ محتاط بود و همزمان تماس‌ها و دیدارهای متعددی با کشورهای حوزه خلیج فارس که هدف حملات ایران قرار گرفته بودند، برگزار کرد.

بسیاری معتقدند که پکن در بهار امسال تهران را به سمت مذاکرات با واشنگتن سوق داده است؛ حتی در شرایطی که به گفته دولت آمریکا، شرکت‌های چینی از برنامه‌های تأمین تسلیحات ایران حمایت کرده‌اند. پکن به‌طور کلی ارائه سلاح به کشورهای درگیر جنگ را رد می‌کند.

اینکه شی جین‌پینگ توانست ماه گذشته میزبان ترامپ در دیداری دوستانه باشد، با وجود این ارزیابی‌ها و در حالی که چین همچنان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران بود، شاید نشان‌دهنده نفوذ پکن و همچنین سیاست موازنه‌گرانه‌ای باشد که با دقت طراحی شده است.

اما ناظران چینی نیز تأکید می‌کنند که حتی اگر این جنگ یک «لحظه سوئز» برای آمریکا بوده باشد، به این معنا نیست که چین به‌طور خودکار جای آن را در رأس نظم جهانی خواهد گرفت. مقام‌ها و تحلیلگران چینی سال‌هاست می‌گویند که پکن نمی‌خواهد ابرقدرتی شبیه آمریکا باشد.

سون چنگهائو، پژوهشگر مرکز امنیت و راهبرد بین‌المللی دانشگاه تسینگ‌هوا در پکن، به CNN گفت: «آمریکا همچنان قدرتمندترین بازیگر خارجی در خاورمیانه است. آنچه تغییر کرده این است که حفظ این برتری اکنون مستلزم هزینه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اعتباری بسیار بیشتری شده است.»

او افزود که این درگیری ممکن است دیدگاه چین را برای بسیاری از کشورها جذاب‌تر کند؛ دیدگاهی که بر حاکمیت ملی، عدم مداخله، حل‌وفصل سیاسی اختلافات و امنیت مبتنی بر توسعه تأکید دارد.

اما او هشدار داد: «اعتبار تنها با انتقاد از اقدامات آمریکا ساخته نمی‌شود؛ بلکه به این بستگی دارد که آیا چین می‌تواند راه‌حل‌های عملی دیپلماتیک ارائه دهد، ثبات انرژی را حفظ کند و به ایجاد شرایط لازم برای کاهش تنش‌ها کمک نماید یا خیر.»

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا