اقتصادی

پیش‌بینی‌پذیر شدن نرخ ارز و تورم لازمه هدایت منابع به سمت تولید است – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :

به گزارش خبرگزاری مهر، داوود منظور رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه، روح‌الله ابوجعفری عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فناوری ریاست جمهوری با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری و مصطفی طاهری عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در ارتباط تصویری با این برنامه به پرسش‌ها درباره راهکارهای تقویت تأمین مالی تولید، پاسخ دادند و تبادل نظر کردند.

متن کامل این برنامه به شرح زیر است:

موضوع تأمین مالی در حوزه تولید ما چند درصد از چالش‌ها، چقدر از مشکلات و چقدر از اهمیت حوزه تولید را به خودش اختصاص داده است و بعد برویم سراغ اینکه در گام‌های بعدی، دولت چه ابزارهایی دارد برای اینکه این چالش و موضوع مهم را تمهید کند؟

منظور: شعارهای سالی که به ویژه بعد از تحریم دوم یعنی از سال ۹۷ به این سمت هر سال توسط مقام معظم رهبری اعلام می‌شود عمدتاً ناظر به این است که ما تمام ظرفیت‌های کشور را برای بهبود تولید به کار بگیریم و تحریم‌ها را کم اثر کنیم. به نوعی می‌توانیم بگوییم که همه این اقدام‌ها هم در چارچوب همان رویکردی است که مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم این شعار را فرمودند. در بخش اقتصادی آنجا فرمودند که ما یک درصد از جمعیت دنیا را داریم، اما ۸ درصد از منابع معدنی و منابع طبیعی و منابع ارزشمند زیرزمینی دنیا در اختیار ما است. البته فرصت‌های جغرافیایی سیاسی که ما داریم در امتداد شرق به غرب یا شمال به جنوب، فرصت‌های آب و هوایی و همه ظرفیت‌های دیگری است که وجود دارد. برای اینکه ما بتوانیم عملاً جایگاه خودمان را در اقتصاد بین‌المللی ارتقا دهیم و رتبه خودمان را افزایش بدهیم، در حال حاضر رتبه اقتصاد ما بر اساس برخی از برآوردها در اقتصاد بین‌المللی جایگاه ۲۵ است. البته اینکه نرخ ارز را چگونه تعیین کنیم، این رتبه را بالا و پایین می‌کند ولی با همان نرخ ارز که مبنای مقایسه کشورها قرار می‌گیرد، ما حدوداً رتبه ۲۵ دنیا را داریم.

سوال این است که اگر ما این ظرفیت بالا را در تولید، در منابع طبیعی، نیروی انسانی و به ویژه نیروی انسانی متخصص داریم، چرا پس نتوانستیم که رتبه اقتصادی خودمان را عملاً در شأن و جایگاه کشور تنظیم کنیم؛ البته در چند سال گذشته هم کاهش ۴ تا ۵ رتبه‌ای را هم تجربه کردیم، به ویژه بعد از تحریم‌های سال ۹۷. مقام معظم رهبری می‌فرمایند که ما به لحاظ فرصت‌های ظرفیت‌های دست نخورده اقتصادی، در دنیا رتبه اول را داریم.

اما برگردیم به شعار سال امسال، شعار سال امسال روی یکی از مؤلفه‌های مهم تولید تأکید می‌کند و آن هم مؤلفه سرمایه گذاری است، سرمایه گذاری برای تولید. ببینید تولید کجا شکل می‌گیرد، تولید یک مؤلفه‌هایی دارد که باید کنار هم قرار بگیرد که ما در اقتصاد می‌گوئیم، تابع تولید ما را شکل می‌دهد.

این تابع تولید ۳ مؤلفه مهم دارد؛ یک سرمایه، دوم نیروی انسانی، سوم فناوری. البته مواد و منابع طبیعی و اینها هم به نوعی جز سرمایه به عنوان سرمایه طبیعی می‌توانیم طبقه بندی کنیم. ما برای اینکه بتوانیم تولید را رشد دهیم، باید به مؤلفه سرمایه به ویژه تأکید بیشتری کنیم. یعنی این مؤلفه سرمایه اگر کنار نیروی انسانی و فناوری قرار نگیرد، عملاً تولید نمی‌تواند شکل بگیرد یا نمی‌تواند شتاب بگیرد.

مسئله سرمایه گذاری متأسفانه در کشور ما آمار چندان مناسبی را ندارد. یعنی اگر نگاه کنید در ۲۰ سال منتهی به ۱۴۰۰، یعنی منتهی به ۱۳۹۹، از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۹، میزان تشکیل سرمایه ثابت در کشور، سرمایه ناخالص ثابت که یکی از ملاک‌های یا شاخص‌های سرمایه گذاری است، نرخ رشدی که داشته است، منفی ۳ دهم درصد است. یعنی نه تنها سرمایه ما رشد نکرده است، در طی این ۲۰ سال تقریباً هر سال ۳ دهم درصد ما کاهش سرمایه داشته‌ایم.

در ۱۰ سال دهه ۹۰ این وضع خیلی بدتر بود، این عدد منفی ۷ درصد بوده است، یعنی هر سال ۷ درصد از سرمایه کاهش پیدا کرده است، سرمایه کل اقتصاد. سرمایه‌ای که می‌گوئیم، مقصود ماشین آلات است، ساختمان و همچنین موجودی اموال است که مجموع آنها را سرمایه ناخالص می‌گوئیم.

در دوره کوتاه دولت شهید رئیسی، در ۳ سالی که دولت ایشان کشور را مدیریت کردند، نرخ تشکیل سرمایه در کشور ما سالی تقریباً ۶ درصد رشد کرد. بد نیست که اینجا به نرخ رشد اقتصاد هم توجه کنیم. همین ۳ سالی که شهید رئیسی اقتصاد و کشور را اداره می‌کردند، نرخ رشد اقتصاد هم میانگین ۵ درصد بود. در آن دوره‌های قبل در آن ۲۰ سال منتهی به ۱۳۹۹، نرخ رشد اقتصاد ۲ و ۷ دهم درصد بوده است و در دهه ۹۰ نرخ رشد اقتصاد کمتر از یک درصد یعنی ۷ دهم درصد بوده است. پس این می‌شود اهمیت سرمایه گذاری یعنی اگر ما بتوانیم سرمایه گذاری را تشویق و حمایت کنیم و شکل بدهیم، منجر می‌شود به اینکه تولید رشد کند و ما رشد اقتصادی داشته باشیم؛ البته در کنار رشد اقتصادی و تولید حتماً بهبود معیشت خانوار هم خواهیم داشت.

چند محور مهم مطرح کردید. یکی ضرب‌آهنگ کاهش و افزایشی شدن و موضوع سرمایه و مؤلفه‌های سرمایه بود و اینکه بخش سرمایه گذاری در تولید، بخش پر اهمیتی است. سوال بعدی این است که یک بخش سرمایه گذاری می‌تواند دولتی باشد اما بخش پر اهمیت‌تر آن ورود بخش خصوصی، ورود مردم برای حل این چالش، حل این موضوع و پررنگ کردن آن در تولید است. برای اینکه بتواند ضرب‌آهنگ تولید را موضوع رشد اقتصادی را تقویت کنیم چه مسیرهایی متعارفی داریم برای اینکه ورود مردم، ورود بخش خصوصی را پررنگ‌تر کنیم؟

میرجعفری: ببینید نکته‌ای که می‌خواهم روی آن تأکید کنم، وقتی که ۴ سال سرمایه گذاری برای تولید انتخاب شد، یک نکته‌ای که ذهن من را درگیر کرده بود این بود که همه می‌روند سراغ سرمایه گذاری و آن کلمه سرمایه گذاری خیلی پررنگ می‌شود. در صورتی که سال‌های گذشته، تأکید مقام معظم رهبری بر تولید بوده است و در این سال جدید هم این حوزه تولید باید به گونه‌ای دیگری به آن نگاه شود. عنوان شد چه ابزارهایی، چه روش‌هایی را داریم که مردم بتوانند برای تولید سرمایه گذاری کنند. سوال من این است که آیا تولید در این کشور سالم است، تولید در این کشور در چارچوب‌های مولد دارد شکل می‌گیرد.

نکته این است که خود این تولید سرچشمه اصلاح اقتصادی است. تولید در کشور ما، چون سرمایه گذاری شکل نگرفته است، آمارها را اشاره کردند، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی کشور منفی بوده است. استهلاک هم داریم. وقتی این اتفاق می‌افتد ما داریم خروجی آن را در ناترازی‌هایی که شده است، در انگیزه سرمایه گذاری برای تولید می‌بینیم. اول باید خود تولید را اقتصادی کنیم، خود تولید به صرفه شود و سازنده باشد.

یکی از چالش‌های جدی که در طول سالیان گذشته در اقتصاد ایران بوده، وجود بازارهای نامولد است، وجود بازارهای سفته‌بازانه است. تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی در سال‌های گذشته هم که اتفاق می‌افتاده است، درصد بالایی از آن در زمین و ساختان بود. وقتی ما صحبت از تولید می‌کنیم، مسئله این است که بتوانیم تولیدهای کارخانه‌ای خود را توسعه دهیم، فناوری را توسعه دهیم، بتوانیم صادرات را افزایش دهیم.

در هر یک از این فرصت‌های سرمایه گذاری، همین بخش خصوصی که پرسش شد، چه ابزاری دارد که بخواهد بیاید سرمایه گذاری یا تأمین مالی کند. سوال قبلی این است که فرصت‌های اقتصادی که در ایران وجود دارد، آیا این فرصت‌هایی که در موضع مولد راجع به آن صحبت می‌کنیم، اقتصادی است یا نه. به نظر من جواب آن خیر است. شما روی هر موضوعی که دارید دست می‌گذارید برای سرمایه گذاری، انواع و اقسام موانع وجود دارد، انواع و اقسام قیمت گذاری‌ها وجود دارد، انواع و اقسام فرصت‌های جذاب دیگری که ما در اقتصاد داریم ایجاد می‌کنیم، در حوزه‌های مختلف، به واسطه تورم، به واسطه بی ثباتی وجود دارد. پیمایش‌های فضای کسب و کار تا ۳ یا ۴ سال پیش همیشه اولین مانع تولید را تأمین مالی نشان می‌داد. اخیراً زیرساخت‌ها مسئله اصلی تولید ما شده است. مثلاً وضعیت گاز، وضعیت برق و مسئله دوم بحث بی ثباتی قوانین است. بالاخره دولت در هر حوزه‌ای که ورود پیدا می‌کند، قوانین و مقررات خلق الساعه‌ای که به وجود می‌آید، همه باعث می‌شود که تولیدی که قرار است کیفیت رشد اقتصادی ما را افزایش بدهد، این تولید وقتی که کشش و انگیزه سرمایه گذاری را برای سرمایه گذار ما ایجاد نمی‌کند، پس باید نخست روی تولید و نحوه سالم کردن تولید سرمایه گذاری اتفاق بیفتد. دولت، بخش خصوصی و نهادهای دیگر باید در این قضیه ورود پیدا کنند، بعد برویم سراغ اینکه چه ابزارهایی برای سرمایه گذاری وجود دارد.

اشاره شد یک آمارهای ثابت و معینی وجود ندارد در حوزه سرمایه گذاری در کشور که خودش می‌تواند چالش ایجاد کند. یک قانونی در مجلس وجود دارد به نام قانون تأمین مالی. در حال حاضر وضعیت این قانون، اجرای این قانون، نظارت مجلس بر اجرای این قانون چگونه است؟ چقدر از مشکلات تأمین مالی را در حوزه تولید حل کرده است و می‌کند و برای اجرای آن بخش‌های تولیدی کشور ما با چه موضوعاتی مواجه هستند و رصد نسبت به اجرا چگونه است؟

طاهری: ابتدا مقدمه‌ای عرض کنم، مقدمه اول ۳ تا نمودار برای چرایی شعار سال است. در نمودار اول تشکیل سرمایه ناخالص را نشان می‌دهد. استهلاک را اگر دقت کنید اختلاف بین اینها که می‌شود تشکیل سرمایه ثابت نشان می‌دهد که از سال تقریباً ۱۳۹۸ یک اتفاق خیلی بدی افتاده و این عدد را منفی کرده است، یعنی سرمایه گذاری نسبت به استهلاک عقب مانده است، یعنی ما از داشته‌هایمان دیگر نمی‌توانستیم حفاظت کنیم. حکیم انقلاب اشاره به این کرده است که این ادبیات باید دقت شود که سرمایه گذاری خالص یعنی اگر چیزهایی را از دست می‌دهیم، آن چیزهایی که اضافه می‌شود، اگر روزهایی که از دست می‌دهیم را کم کنیم، همچنان مثبت باشد، نباید منفی باشد. لذا این فرآیند باید برعکس شود.

اگر سرمایه گذاری ثابت را بر اساس دهه ۹۰ به قبل بخواهیم محاسبه کنیم، نمودار بعدی نشان می‌دهد که چقدر سرمایه گذاری کم شده است. این چرایی شعار سال که خیلی خلاصه خواستم با این ۳ نمودار توضیح دهم.

نکته بعدی، شعار سال برای تولید است، ما می‌خواهیم افزایش تولید داشته باشیم. چه کار کنیم که افزایش تولید محقق شود. یک راه آن سرمایه گذاری است. بحث سر این است که بدون سرمایه گذاری ما در شرایط فعلی آن قدم عقب‌تر را باید اول جبران کنیم. عدم‌النفع کشور از قطع برق، در تابستان ۱۴۰۳ برای صنعت و معدن، حدود ۱۷۳ هزار میلیارد تومان (همت) بوده است این به غیر از حوزه کشاورزی و جاهای دیگر و صنایع کوچک است.

در زمستان امسال عدم‌النفع ما ۱۳۰ همت است، یعنی ما بالای ۳۰۰ همت سرمایه گذاری انجام داده‌ایم، ولی تولید نکرده‌ایم. یعنی بدون اینکه لازم باشد سرمایه گذاری جدید انجام دهیم، ساختمان بسازیم، ماشین آلات بسازیم، ۳۰۰ همت به این شکل آسیب به کشور زده‌ایم. ۴ مورد را یادداشت کرده‌ام که بدون سرمایه گذاری به اهداف شعار سال می‌توانیم برسیم که یکی از آنها این است، یکی بحث افزایش بهره‌وری و هوشمندسازی. نکته بعدی فعال کردن واحدهای نیمه فعال و ۳ شیفته کردن واحدهای فعال است. به نظر می‌آید اگر حدود ۲۰ درصد تولید ما ۳ شیفت کار کنند، ما سرمایه گذاری انجام داده‌ایم. کارخانه و سالن آماده است، دستگاه ۸ ساعت در روز کار می‌کند اگر ۳ شیفت شود نتیجه اینکه با حفظ سرمایه قبلی تولید را کامل انجام دهیم، بهره‌وری را افزایش داده‌ایم.

یعنی اگر قرار است سرمایه گذاری جدید انجام بدهیم، برویم آن قسمت‌هایی که خلأ داریم که باعث شده است سرمایه گذاری‌های قبلی کامل فعال نشود را درست کنیم. مثلاً صادرات، کاری کنیم که دولت و بخش خصوصی سرمایه گذاری خود را به این سمت هدایت کنند یعنی به انتهای زنجیره که باعث شود یک بازار بیش از ۸۰ میلیون را حمایت کند که ما بتوانیم این تولیدهای فعلی که داریم را به حداکثر برسانیم.

من در مورد قانون تأمین مالی مجلس پرسیدم و پاسخ می‌خواستم؟

طاهری: قانون تأمین مالی هنوز اجرا نشده است، در دولت باید آئین نامه آن نوشته شود.

پیگیری‌های نمایندگان خانه ملت نسبت به این موضوع چه بوده است؟

طاهری: حداقل بعد از چند بار مکاتبه، گفته‌اند که این قانون می‌تواند بخش زیادی از تأمین مالی را حل کند، آن روش سنتی که در تأمین مالی است که بانک پول بدهد، ما با این پول برویم تأمین مالی کنیم را کنار گذاشته است و گفته این یکی از روش‌ها است. بقیه روش‌های تأمین مالی مفصل در قانون دیده شده است از انواع ظرفیت‌هایی که در کشور وجود دارد. دولت اگر همت کند بخش زیادی از تأمین مالی را می‌تواند در این قسمت انجام دهد.

یک نکته بسیار مهم، جذاب کردن بخش تولید برای سرمایه گذاری است تا بتوانیم اهدافی که در تولید می‌خواهیم به آن برسیم را حاصل کنیم. راهکارهایی که می‌توانیم از این ابزارها استفاده کنیم تا تولیدمان را جذاب کنیم، آمار سازی کنیم برای اینکه بتوانیم سرمایه گذاری مناسب انجام بدهیم چیست؟

منظور: وقتی سرمایه گذاری می‌کنیم یعنی باید محیطی را فراهم کنیم که سرمایه به فعالیت تولیدی هدایت شود. گفته می‌شود یک ویژگی مهمی که سرمایه دارد این است که بسیار فرار است و بسیار نسبت به محیطی که احساس خطر کند واکنش نشان می‌دهد، یعنی سرمایه‌ها حرکت می‌کنند از محیط‌های نسبتاً نا آرام به محیط‌هایی که در آنها آرامش یا امنیت بیشتری وجود دارد. پس اگر ما دنبال این هستیم که سرمایه به حوزه تولید بیاید باید فضای امنی را برای تولید ایجاد کنیم.

شرط اول فضای امن این است که اقتصاد پیش بینی پذیر باشد یعنی کسی که می‌خواهد سرمایه گذاری کند حداقل بتواند ۵ سال آینده اش را محاسبه کند تا ریسک کرده و تأمین سرمایه کند. یک کار آفرین چی کار می‌کند؛ سرمایه‌های دیگران را می‌آورد، یا از بانک سپرده می‌گیرد یا از سرمایه گذاران دیگری که سهام دار می‌شوند نیروی انسانی را می‌آورد اینها را کنار هم قرار می‌دهد تولید می‌کند خوب ریسک آن را قبول می‌کند پس باید مطمئن باشد که اگر می‌خواهد تجهیز منابع کند هزینه مالی پرداخت کند این هزینه مالی را بتواند باز پرداخت کرده و سود هم کند.

این در چه شرایطی ایجاد می‌شود وقتی که بتواند حداقل افق میان مدت ۴ تا ۵ ساله را مطمئن برنامه‌ریزی کند. آیا در شرایطی که نرخ ارز چنین نوساناتی را تجربه می‌کند سرمایه گذار می‌تواند پیش‌بینی داشته باشد. در فاصله ۸ ماه نرخ ارز از حدود ۵۸ تومان رسیده به ۱۰۳ هزار تومان. در چنین محیطی آیا سرمایه گذار می‌تواند پیش بینی کند که تا ۶ ماه دیگر چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

شاخص دیگر نرخ تورم است، ما در حال حاضر چندین سال است که تورم بالا را تجربه می‌کنیم زمانی که شهید رئیسی دولت را تحویل گرفت تورم نقطه به نقطه تولیدکننده ۵۴ درصد بود، تولیدکننده با تورم ۵۴ درصد می‌تواند برنامه‌ریزی کند؟ تلاش شد در ۳ سال گذشته تورم تولیدکننده را به کمتر از ۳۰ درصد برسانیم؛ البته در ۸ ماه اخیر دوباره نرخ تورم تولیدکننده در حال افزایش است، چون تبعیت می‌کند از عواملی همچون نرخ ارز. بنابراین تولیدکننده که نمی‌تواند روی نرخ تورم برنامه‌ریزی کند و نرخ تورم‌های بالا تکرار می‌شود آیا این انگیزه را دارد که منابعی را تأمین کند؛ فارغ از اینکه آیا این منابعی در اختیار او قرار می‌گیرد یا نمی‌گیرد، منابع تأمین مالی کافی فراهم می‌شود یا نمی‌شود. او باید این ریسک را بپذیرد سرمایه گذاری یعنی اینکه ما بین ریسک و بازده باید تصمیم بگیریم، یعنی بدانیم که این فعالیت ما این مقدار بازده خواهد داد. آیا در شرایط تورمی بالا می‌توانیم روی بازده سرمایه گذاری خود حساب کنیم؟ آیا می‌شود روی هزینه تأمین مالی حساب کرد؟

متأسفانه در کشور ما ۹۰ درصد تأمین مالی تولید از سیستم بانکی انجام می‌گیرد یعنی نظام تأمین مالی ما بانک محور است و به سراغ بخشی سرمایه محور یا بازار سرمایه و… کمتر می‌رویم. این امر هم دلیلی دارد که باید در مورد آن صحبت کنیم. حالا همین نظام بانکی وقتی که می‌خواهد سرمایه تأمین کند چگونه انجام می‌دهد؟ تقریباً ۳۰۰۰ همت نظام بانکی قرار است یا کمی بیشتر در سال جاری تأمین مالی کند یا به عبارت دیگر تسهیلات بدهد. بخش بزرگی از این تسهیلات را به تولید اختصاص می‌دهیم.

آیا این مسیر بانک محور باید اصلاح شود؟

منظور: یک مسئله اقتصادی است که باید توجه کنیم، یعنی بانک‌ها در موارد خاصی باید برای تأمین مالی ورود کنند اما در حال حاضر متأسفانه فشار ما برای تأمین مالی بر دوش بانک‌ها است. عرض من این است که این حدود ۳۰۰۰ همت یا بیشتر تسهیلاتی که داریم می‌دهیم و بخش بزرگش هم می‌خواهیم به تولید بدهیم که می‌دهیم چطور می‌دهیم؟

بخش بزرگی از این‌ها همان تسهیلاتی را که در دوره‌های قبل دادیم همه آنها را دوباره حساب می‌کنیم، معوقات آن را حساب می‌کنیم یک تسهیلات جدیدی را به همان فرد قبلی پرداخت می‌کنیم یعنی به عبارت دیگر بخش بزرگی از تسهیلات ما تجدید شونده است. همان تسهیلات قبلی که دادیم به همان فرد با شرایط جدید دوباره پرداخت می‌کنیم. پس تکلیف سرمایه گذاری جدید چه می‌شود؟ یعنی ما سرمایه گذاری جدید را چی کار می‌خواهیم کنیم، چه برنامه‌ای داریم برای سرمایه گذاری‌های ایجادی یا سرمایه گذاری‌های توسعه‌ای، این مشکل جدی ما است. یک مسئله دیگر هم نرخ تأمین مالی است. البته، چون تورم بالا است نرخ تأمین مالی ما ظاهراً بانک‌ها می‌گویند ۲۳ درصد است، اما وقتی که شما نگاه می‌کنید با شیوه‌های مختلف بخشی از تسهیلات را سپرده نگه می‌دارند، مسدود می‌کنند و این نرخ بالای ۳۰ درصد می‌شود.

نرخ تأمین مالی در بازار سرمایه بالای ۴۰ درصد است یعنی کسانی که اوراق مالی دولت را در بازار سرمایه، تنظیم می‌کنند بالای ۴۰ درصد نرخ هزینه مالی می‌دهند. سوال من این است آیا در یک اقتصادی که ما قرار است ۴۰ درصد هزینه تأمین مالی پرداخت کنیم کدام فعالیت تولیدی سودآور می‌شود؟ پس برای اینکه فعالیت تولیدی ما بازده باشد و بتواند خودش را اداره کند فارغ از ریسک‌هایی که دارد باید بتوانیم تأمین مالی با شرایط و نرخ مناسب انجام دهیم. همکاران بانکی یا بازار سرمایه می‌گویند که تورم بالا است باید با نرخ بهره بالا تأمین مالی کنیم. می‌گوئیم بله، اما آیا این تأمین مالی در خدمت تولید قرار می‌گیرد؟ می‌شود سرمایه گذاری در تولید؟ قطعاً نمی‌شود داستان ما شده، داستان مرغ و تخم مرغ. بخش بزرگ تورم کشور ناشی از چیست؟ بخش بزرگ تورم منشأ ارزی دارد. ارز لنگر انتظارات است در جامعه وقتی که ما را این گونه شرایط اقتصادی را تحریک می‌کنیم و نرخ ارز رشد می‌کند، تورم به تبع آن رشد می‌کند. موضوع دیگر منشأ تورم در کشور ما خود نظام بانکی است یعنی بی انضباطی بانکی اضافه برداشت‌هایی که بانک‌ها دارند انجام می‌دهند خلق پولی که نظام بانکی انجام می‌دهد تورم را تشدید می‌کند. در نتیجه تورم تأمین مالی را افزایش می‌دهد در نهایت چه کسی متضرر می‌شود؟ بنابراین اگر دنبال این هستیم که تأمین مالی سامان بگیرد باید در نظام بانکی اصلاح ساختاری جدی انجام دهیم.

وظیفه ما این است که در حوزه تولید شرایطی را به وجود آوریم تا سرمایه گذار بیاید و سرمایه گذاری کند. در کشور یک سری قوانین داریم به نام قانون رفع موانع تولید یا قانون تأمین مالی. آیا نیاز است در این خصوص قانون جدیدی وضع شود؟

ابوجعفری: نخست برای اینکه تولید جذاب شود باید تولید سالم داشته باشیم. یکی از تجربیات جهانی تجربه یونان است که اقتصادش ورشکست شد. یکی از دلایلش این بود که سرمایه گذاری زیادی روی حوزه مستقیم مستغلات و املاک شده بود این آسیبی است که بیش از ۵۰ تا ۶۰ سال است که ما در کشور خودمان داریم. مردم و سرمایه گذار دنبال امنیت است. اول امنیت بعد دنبال سود است.

ما سرمایه گذاری زیادی روی املاک و مستغلات می‌کنیم که خیلی از منابع آنجا قفل شده است. از سوی دیگر وقتی صحبت از تولید می‌کنیم فرصت‌های اقتصادی که باید به وجود بیاید برای تولید از دو جنبه به وجود می‌آید حوزه توسعه فناوری و فعالیت‌های اقتصادی. مزیت‌های نسبی کشورمان مثلاً در حوزه کشاورزی، توریست، معدن، زنجیره‌های ارزشی که داریم. یک بخش بسیار مهم که تاکید می‌کنم قدرت خرید مردم است؛ یعنی اگر تولید قرار است جذاب باشد چگونه جذاب می‌شود؟ وقتی بتواند بفروشد. چطور می‌تواند بفروشد مردم قدرت خرید داشته باشند.

یکی از ابزارهایی که شاید در بحث سرمایه گذاری فراموش می‌شود این است که ما کنار تقویت تأمین مالی تولید، تأمین مالی خرید مردم هم باید داشته باشیم. به نظر بنده ما تورم قوانینی داریم یعنی قانون بیش از حد نوشته شده قانون‌هایی که نوشته شده اجرا نشدند کسی برای اجرا شدن آنها نظارت نکرده است و کسانی که اجرا نکردند بازخواستی نشدند.

ما در فرایند تأمین مالی تولید یکی از ابزارهایی که داریم حوزه ضمانت است. بحث امنیت را مطرح کردیم دیگر در قانون تأمین مالی و تولید و زیر ساخت ما صندوق‌های غیر دولتی داریم که ابزار ضمانتی ایجاد کردند. همچنین در حوزه سرمایه گذاری دانش بنیان ظرفیت خوبی به وجود آمد که مردم توانستند اعتماد کنند و بیایند در این حوزه سرمایه گذاری کنند. چرا؟ برای اینکه این صندوق‌ها، صندوق‌هایی بودند که به صورت تخصصی پروژه‌ها را ارزیابی و ضمانت نامه صادر می‌کردند و این ضمانت نامه باعث می‌شد که مردم خیالشان راحت باشد در این حوزه ورود پیدا کنند. در قانون تأمین مالی تولید و زیرساخت ماده‌ای است که صندوق‌های تضمین تعهد را اجازه می‌دهد. آئین نامه آن هم نوشته شده است. برخی از این آئین نامه‌ها توسط وزارت اقتصاد نوشته و مصوب شده است. فرایند اجرایی سازی آن در حال پیگیری است. برای اینکه مردم به حوزه سرمایه گذاری برای تولید ورود کنند این است که حداقل اصل سرمایه شأن را بتوانیم تضمین کنیم و این صندوق‌های تضمین تعهد فرایند اجرایی شأن سریع‌تر انجام شود که مقداری به تأخیر افتاده است.

فکر می‌کنید از چه زمانی انجام می‌شود؟

ابوجعفری: از همکاران وزارت اقتصاد پرسیده‌ام تا آخر فصل بهار سامانه مجوزهای صندوق‌های تضمین تعهد اجرایی می‌شود، چون آئین نامه‌اش مصوب هیئت وزیران شده و درخواست‌ها در حال آمدن است. صندوق‌های تضمین تعهد فقط در حوزه دانش بنیان نیستند، پژوهش فناوری‌ها هستند. ولی عرض من این است، ما کنار اینکه آن فرضی که صحبتش را کردیم که تورم را کنترل می‌کنیم، سعی کنیم ناامنی اقتصادی را برای بحث‌های قوانین و مقررات، بحث‌های چالش‌های بین‌المللی که داریم این امنیت را ایجاد بکنیم تولید به قول معروف به سامان شود. حالا فضای تأمین مالی به وجود می‌آید، فضای تأمین مالی از کجا شکل می‌گیرد؟ اینکه بتوانیم حداقل ریسک مردم را در قالب این ضمانت‌ها پوشش دهیم که ما یک تجربه موفق در سال‌های گذشته هم داشتیم.

ما در این حوزه و تأمین مالی جمعی در فرا بورس ۴۴ سکوی تأمین مالی جمعی را مجوز دادیم که این در سال گذشته بالای ۱۰ همت برای بیش از ۵۰۰ طرح، تأمین مالی کرده و بیش از ۱۰ هزار نفر آمدند در این حوزه سرمایه گذاری کردند. چرا؟ برای اینکه این زنجیره را سعی کردیم طراحی کنیم که کنار همدیگر قرار بگیرند و این سرمایه گذاری در این فضا اتفاق بیفتد.

خیلی نکته مهمی است، چون مردم شاید اطلاع نداشته باشند چطور از چه طریق از چه مسیری می‌توانند وارد حوزه تولید شوند، سرمایه اندکی دارند حالا با هر مبلغی، به دلیل این عدم آگاهی به دلیل عدم اطلاع لازم، به بخش‌های دیگر مثلاً بازار طلا یا بازارهای پر ریسک دیگر ورود می‌کنند. می‌خواهم راجع به مسیرها صحبت کنم که چطور مردم عادی می‌توانند با حوزه تولید آشنا شوند و ارتباط پیدا کنند. مجلس شورای اسلامی چقدر توانسته در حوزه قوانین، زیرساخت‌ها و حوزه نظارتی تسهیلگر تولید باشد؟

طاهری: دو موضوع وجود دارد. نخست اینکه ما در قانون‌گذاری و نظارت بر اجرا آنچه کارهایی انجام داده‌ایم تا منابع مالی به سمت نامولد هدایت نشود. در تولید ۴ سرفصل مهم می‌گویم. اول باید یک قانون در مجلس تصویب شود تحت عنوان قانون مالیات‌های تنظیم‌گر یا قانون مالیات عایدی سرمایه، این هنوز قانون نشده است.

کلیات آن تصویب شده در کمیسیون صنایع حتماً امسال در راستای شعار سال این قانون باید تصویب و عملیاتی شود. این خلأ وجود دارد که اجرای برخی قوانین ضعیف است مثلاً قانون مربوط به اسناد رسمی، یکی از دلایلی که شفافیت مالی وجود ندارد و ثروت جامعه به سمت نامولد می‌رود این است با دستور شخص حضرت آقا مبنی برای اینکه سیاست و مصلحت قطعی کشور این است که این اسناد رسمی با اینکه قانون شده در مجمع تشخیص هنوز در قوه قضائی کامل اجرا نشده و خیلی عقب ماندگی دارد باید سریع اجرا بشود.

بحث بعدی مبارزه با قاچاق است و نکته بعدی بحث ثبات در سیاست و نرخ‌ها است.

همچنین برای هدایت ثروت‌ها و تأمین مالی به سوی مولدها ۴ نکته را اینجا سرفصلش را عرض می‌کنم. بعضی نیاز به قانون دارند بعضی نیاز به قانون نظارت بیشتر دارند. یکی از آنها که نیاز به قانون و ورود دارد بحث نوشتن سند توسعه صنعتی کشور است. در حال حاضر پول‌ها و سرمایه‌های خرد زیادی در جامعه وجود دارد، صندوق‌هایی ایجاد شد، افراد ثروتمندی داریم که دنبال سرمایه گذاری هستند. منابع کشور هم محدود است در برق و گاز و… حال این افراد روی چه حوزه‌ای سرمایه گذاری کنند؟ سیاست صنعتی، اولویت، حمایت‌های دولت از چی چیزهایی است؟ تکلیف قانون برنامه هفتم این است که دولت باید این را سریع تدوین کند در هیئت وزیران تصویب کند. هنوز این کار انجام نشده و در دست اقدام است.

همچنین بر قانون مربوط به صدور مجوزها و تسهیل باید نظارت بیشتری شود. فاز اولش هنوز تکمیل نشده تا چه برسد به آن فازهای ۱۰ گانه‌ای که دارد. بحث بعدی گسترش و تنوع تأمین مالی است که قانون را مجلس نوشته و انصافاً هم تقریباً تمام تنوع‌ها را دیده سریع باید دولت آئین نامه‌اش را بنویسد.

بنابراین در حوزه قانون، حدود ۲۰ درصد نیاز به قانونگذاری داریم. جمع بندی حرفم در این دو بخش مجلس باید ۸۰ درصد نظارتش بیشتر شود. با همت دولت حتماً شدنی است. عرض کردم بخش زیادی از سرمایه گذاری‌ها انجام شده ولی استفاده بهینه نمی‌کنیم به دلیل ناترازی‌ها و بخش‌هایی که ابتدا این گفتگو آمد. اگر شرایط را تسهیل کنیم و نشان دهیم که در بخش‌های مولد است که افراد می‌توانند سود بیشتری کنند رویه فعلی برعکس می‌شود.

وضعیت بازارهای غیر مولد که در حال حاضر سرمایه گذاری در آنها خیلی زیاد است مثلاً در بازار طلا و ارز. وظیفه ما در جذاب کردن یا تشریح ابعاد مختلف بازارهای مولد چیست؟

منظور: ببینید بحث نظام بانکی حتماً نیاز دارد به اینکه به طور خاص در موردش گفتگو شود. در این فرصت کوتاه نمی‌شود خیلی مسئله را باز کرد ولی آنچه که مهم است نظارت مؤثر بانک مرکزی بر مجموعه بانک‌ها در موضوع خلق پول است. ما اگر بتوانیم این موضوع اضافه برداشت بانک‌ها را و بی نظمی که بانک‌ها دارند انجام می‌دهند و به ویژه دو یا سه تا بانک بسیار پرخطر، این بی نظمی‌ها سامان گیرد و بتوانیم این وضعیت را تعیین تکلیف کنیم و نرخ رشد نقدینگی و خلق پول مدیریت شود قطعاً به کنترل تورم کمک می‌کند. و این یکی از آن ماموریت‌هایی است که ما ابزارهای کافی را هم در قانون برنامه هفتم و در قانون بانک مرکزی داریم. بحث اصلاح نظام بانکی در برنامه هفتم یک سرفصل مشخصی دارد و تمام لوازم و ابزارها و اختیارات را به بانک مرکزی، فراتر از آنچه که در قانون بانک مرکزی آمده، داده‌ایم، اما نکته‌ای که می‌خواهم عرض کنم این است که ما در نظام بانکی باید به طرف هدایت اعتبار برویم یعنی اعتبارات مطمئن که به تولید اصابت کند و حداقل بخش عمده‌ای از اعتبارات به این سو باشد.

نکته دیگر این است که حتماً از شیوه‌های دیگر تأمین مالی مثل تأمین مالی زنجیره‌ای، فاکتورینگ و در واقع ابزار گام و سایر ابزارهای دیگری که می‌تواند کمک کند به تأمین مالی در نظام بانکی استفاده موثرتری کنیم. آئین نامه‌های آنها هم نوشته شده اراده می‌خواهد که بانک‌ها اینها را هم در دستورکار خود قرار دهند.

بازار سرمایه هم باید باری را از دوش کشور بردارد. متأسفانه بخش عمده فعالت بازار سرمایه روی معاملات ثانویه متمرکز شده است. یعنی اگر بنده با سپرده بانکی خود سهامی خریداری کنم در اقتصاد ما به این سرمایه گذاری نمی‌گوییم باید برویم به سراغ عرضه اولیه سهام. آنها را باید هدایت و حمایت کنیم و افزایش دهیم و کشورهای بیشتری وارد بورس شوند و سهام آنها عرضه شود. ما باید برویم به سراغ تأمین مالی از طریق صندوق پروژه‌ها که قانونش هم موجود است، تأمین مالی از طریق شرکت‌های عام تأمین مالی عمومی که اینها را در بورس می‌شود انجام داد و اشاره شد تأمین مالی از طریق جمع سپاری که می‌تواند سرمایه خرد را برای پروژه‌های خاص در بورس به‌کارگیری کنند؛ لذا ما جای زیادی داریم که بازار سرمایه بیاید به کمک تأمین مالی و البته این هم نیاز دارد به اینکه مردم اعتماد کنند و باور داشته باشند که منابعی که می‌برند، حفظ و صیانت می‌شود، زیان نمی‌بینند.

متأسفانه در بازار سرمایه بخش عمده از وجوه مردم از بانک‌ها خارج شده رفته در صندوق‌های طلا. بعد نرخ رشد صندوق‌های طلا را نگاه کنید نرخ بازدهی شأن را طی همین دو ماه گذشته حدوداً ۱۵ تا ۲۰ درصد سود داشته است. در این شرایط چه کسی حاضر است که منابع مالی خود را در سرمایه بلندمدت بانکی با سود ۲۰ و اندی درصد ببرد. نهادهای مالی یک مجموعه بهم پیوسته است حتماً نظام بانکی و بازار سرمایه ما و بخش تولید واقعی ما باید با هم یک انسجام داشته باشند.

ما در قانون برنامه هفتم توسعه هم یک حکمی گذاشتیم در ماده ۳ اینکه هر سال دولت مکلف است در ابتدای سال برنامه تأمین مالی رشد را تنظیم، تصویب و ابلاغ کند. بعد از تعطیلات اولین دستوری که باید دولت انجام دهد همین برنامه تأمین مالی تولید و همچنین سایر ظرفیت‌هایی که برای تأمین مالی رشد در قانون برنامه هفتم دیدیم، است.

اما نکته مهم این است که ما قانون زیاد داریم. قانون برای اینکه اجرا شود نیاز دارد به آئین نامه‌ها و دستورالعمل‌ها که متأسفانه آئین نامه، دستورالعمل‌ها معمولاً مسکوت گذاشته می‌شوند. در سازمان مالیاتی قانونی بود که دو سال تصویب شده و اجرا نشده بود. برای اجرای قانون پایانه‌های فروشگاهی و سامانه مودیان اولاً بسترهای نرم افزاری آن فراهم نشده بود. حدود ۹ ماه زمان برد تا این سامانه ایجاد، آزمایش و راه اندازی شود. نوشتن آئین نامه‌ها و دستورالعمل‌های آن تقریباً ۶ تا ۹ ماه زمان برد.

همین قانون تأمین مالی تولید، آئین نامه‌های زیادی دارد و یک سال و اندی از تصویب این قانون گذشته اما هنوز اجرا نشده است. یک مثال دیگری می‌زنم، خود قانون برنامه هفتم، در همه موضوعات به ویژه مساله رشد و سرمایه گذاری بسیار غنی است. شروع آن با بحث رشد سرمایه گذاری و تأمین مالی است. دیوان محاسبات گزارشی را همین روزهای اخیر منتشر کرده بود که از ۵۰ آئین نامه‌ای که باید در یک دوره زمانی مشخصی در سال گذشته تصویب و ابلاغ می‌شد فقط ۵۰ تا از آنها تنظیم و ابلاغ شد. این یعنی یک سال از برنامه هفتم گذشته از ۵۰ تا آئین نامه‌ای که دیوان محاسبات احصا کرده ۱۰ درصدش ابلاغ شده است. نتیجه این می‌شود اگر با همین سرعت جلو برویم قانون برنامه هفتم هم به سرنوشت قانون برنامه ششم توسعه دچار خواهد شد. یعنی می‌رسیم به سال سوم و چهارم اما هنوز بخش عمده‌ای از آئین نامه‌ها اجرا نشده است. دیدیم که ۳۵ درصد برنامه ششم اجرایی شد. این نیاز دارد به اینکه آئین نامه سریع تصویب و ابلاغ شود. همچنین نیاز دارد دستگاه‌های نظارتی ما، دیوان بازرسی، دیوان محاسبات که انصافاً پیگیری می‌کنند با یک جدیت بیشتری پیگیری کنند. مجلس، کمیسیون اصل ۹۰، کمیسیون‌های تخصصی، کمیسیون اقتصاد پیگیری کنند. این کافی نیست که فقط قوانین نوشته، ابلاغ شود و بگوییم انجام گیرد. باید پیگیری کنیم که قانون اجرا شود، آئین نامه‌های آن تنظیم شود و بعد ببینیم آیا زمانبندی‌ها و … درست جلو می‌رود.

بنابراین همان طور که رئیس مجلس عنوان کردند، ما در کشور دچار بیش قانونگذاری شده‌ایم. عنوان شد که برنامه خوبی تدوین شده که تنقیح قوانین انجام بگیرد. یعنی قوانین زیادی که بعضاً تو در تو است، سامان پیدا کنند.

سخن آخر اینکه سرمایه گذاری موانعی دارد، این موانع سرمایه گذاری را ما باید برطرف کنیم. یک بخش عمده‌ای از این موانع بر می‌گردد به نظام اجرایی قانون، مثلاً استاندارها، دستگاه‌های اجرایی، هر کدام نقش‌ها و تعهداتشان را انجام بدهند، یک بخشی هم بر می‌گردد به قوه قضائیه. مثلاً فرض کنید ما در حال حاضر دعاوی که در مسائل سرمایه گذاری و پرونده‌هایی که بخش تولید دارد، اینها پرونده‌های خیلی زیادی است. رئیس قوه قضائیه عنوان کرد که تصمیم دارند و دستور دادند که این پرونده‌هایی که سنواتی شده و چندین سال تعیین تکلیف نشده است، سریعاً سامان پیدا کنند. ما برای بخش تولید، حتماً نیاز به دادگاه‌های ویژه داریم. دادگاه‌های ویژه باید مسائل مربوط به تولیدکنندگان را حل و فصل کند، در غیر این صورت مسئله تولیدکننده لاینحل باقی می‌ماند و نارضایتی‌هایی که تولیدکنندگان از نظام اداری دارند ادامه می‌یابد. متأسفانه بعضاً گلایه‌مندی دارند از رشوه، از تأخیر در انجام تکالیف، از کندی صدور مجوزها. این گلایه‌مندی را هم ما باید رسیدگی کنیم. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی هر ۳ ماه یک بار گزارشی منتشر می‌کند تحت عنوان پایش امنیت سرمایه گذاری. تمام این شاخص‌های مختلف را اندازه‌گیری می‌کنند و این اندازه گیری‌ها باید منجر شود به اقدام‌هایی که باعث بهبود فضای کسب و کار، بهبود فضای سرمایه گذاری شوند.

میرجعفری: ۳ دسته از حوزه تأمین مالی کشور نیازمند برنامه‌ریزی است. یک حوزه تأمین مالی افراد و خانوار است که اینجا ظرفیت‌های خیلی زیادی وجود دارد. تأمین مالی تولید، بحث اعتبارسنجی، بحث سامانه جامع وثایق دیده شده است برای اینکه یک زندگی اعتباری را برای افراد فراهم کند که بتواند قدرت خرید مردم را جبران کند.

فقط یک مسئله جدی که اینجا وجود دارد، می‌خواستم روی آن تأکید کنم، ظهور فین‌تک‌ها است، فناوری‌های مالی که فرصت خیلی عظیمی را برای کشور به وجود می‌آورد برای اینکه مردم بتوانند سرمایه گذاری کنند. مثال آن را در کشور در قالب تأمین مالی جمعی است که بانک مرکزی متأسفانه رویکرد فعالانه‌ای نسبت به حمایت از آنها ندارد.

حوزه دوم تأمین مالی کسب و کارهای کوچک است که نیازمند تأمین مالی بانکی و بازار سرمایه هستند. ابزارهای مختلفی برای آنها فراهم شده و پروژه‌های بزرگ در کشور نیازمند اجرایی سازی آن است که نیازمند بسته‌های سرمایه گذاری‌های پروژه‌های بزرگ دارد. انجام آن هم نیازمند عزم دولت برای هماهنگی بین‌بخشی است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا