نامه ایران در راه کاخ سفید؛ اکنون چه باید کرد؟ / تحلیلی از ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور در دوره روحانی


حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور در دوره روحانی، در یادداشتی با عنوان «اولویتهای مذاکراتیِ ایران و آمریکا»، به تحلیل سیاست خارجی ایران و واشنگتن پس از نامه اخیر دونالد ترامپ پرداخت.
به گزارش انتخاب، ابوطالبی نوشت: «با ارسال پاسخ کتبی به نامهی رییسجمهور آمریکا و پذیرش مذاکره میان دو کشور، وضعیت ارتباطی ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شده است؛ اگرچه پیش از این هم این گونه نامهنگاریها رخ داده بود، لیکن پاسخ به نامهی اخیر ترامپ بیتردید پاسخ در شرایطی کاملا متفاوت بوده است. شرایطی برآمده از واقعیات جدیدِ جامعهی ایران، انتخابات آمریکا، و تحولات یکسالهی عرصهی منطقهای؛ چراکه اکنون:
۱) ملت ایران به این اجماعِ عام رسیده است که بحران میان ایران و آمریکا باید خاتمه یافته، و رابطه دو ملت برقرار گردد.
۲) رییسجمهور جدید آمریکا تصمیم گرفته است تا مشکل ایران و آمریکا را حل نموده، و رابطه میان دو ملت برقرار گردد؛ رییسجمهور ایران هم اعلام نموده است که نظر شخصیاش در این زمینه، مذاکره و حل مشکل است.
۳) جامعه سیاسی (پالیتی) ایران و آمریکا، نه تنها موافق برطرف کردن بحران میان دو کشور هستند، بلکه بر این اعتقادند که مسیرِ حل این مشکل میبایست انحصارا از کانال دیپلماسی، و نه جنگ، عبور نماید؛ آنچه دولتهای دو کشور فعلا با آن موافقت کردهاند.
۴) این تحول و تغییر مبنایی، بر اساس فشار افکار عمومی و خواست مردم پدید آمده، و امکان ایستادن در مقابل نظر ملت را از بین برده است. اگرچه هنوز مخالفین این تحول بزرگ در هر دو کشور نیز نقش همیشگی خود را برای هراسافکنی ایفا میکنند؛ ولوآنکه سخنشان دیگر خریداری نداشته باشد.»
وی افزود: «از این رو، شاید چندان مهم نباشد که در آغازِ این مسیر و در مراحل نخست، «مذاکرات مستقیم» با عبور از چند لایه دیوارِ هتل!، موجودی به عنوان واسطه، و شکلی با نام «مذاکرات غیرمستقیم» صورت بندد! زیرا از این نقطه به بعد، مهمترین موضوع این است که: چه باید خواسته شود، در چه مواردی باید مذاکره انجام پذیرد، چه باید گفته شود، و… نهایت آنکه این روند را چگونه باید به پیش برد، و لحظه لحظهی آن را به مردم گزارش داد. آنچه که حداقلِ انتظار ملت از جناب پزشکیان است.»
او تاکید کرد: «افزون بر این، پالیتی و جامعه سیاسی نیز باید وارد این بحث مهم گردیده و الگوی مذاکراتی کشور را به بحث بگذارد؛ آنکه: مذاکراتِ دیپلماتیک میان ایران و آمریکا چگونه باید شکل بگیرد؛ بر چه موضوعاتی استوار شود؛ و…
به نظر من و برای آغاز بحث و به عنوان کلیتی یکپارچه:
الف) اولویتِ نخستِ مذاکره، توقف کامل تحریمها (فریز مکانیسم ماشه و تحریمها) و برقراری رابطه اقتصادیِ توسعهآمیز میان دو کشور است.
ب) اولویتِ دومِ مذاکره، برقراری روابط کامل سیاسی میان ایران و آمریکا و گام نهادن در مسیر اعتماد است.
ج) اولویتِ سومِ مذاکره، گفتوگو برای موکول کردن حل اختلافات و معضلات میان دو کشور به بعد از برقراری روابط سیاسیِ ایران و آمریکا، است؛ از این رو، ضرورت دارد به عنوان پیشدرآمدِ مذاکرات، بر «توقف موقتِ برنامه هستهای» ایران (فریز هستهای) با نظارت آژانس IAEA به صورت داوطلبانه و تا زمان برقراری کامل روابط سیاسی و ایجاد اعتماد بین دو کشور، تفاهم شود.
د) دو کشور تفاهم کنند که دوباره ترجیحاتِ بلامرّجح، چون اختلافاتِ منطقهای و… بر مذاکرات سایه نیفکنند و موارد اختلافی موقتا فریز گردند؛ بهویژه از منظر ایران که هماره این ترجیحات، منافع ملی را تحت تاثیر قرار داده است.
ه) دستگاه دیپلماسی کشور پیش از شروع مذاکرات و قبل از آنکه ترامپ اقدام به انتشار هر دو نامه نماید، برای کسب اعتماد داخلی، اقدام به انتشار نامهها نموده، و مردم را نامحرم تلقی ننماید.»