🔔 خبر فوری
• به پایگاه خبری هشت صبح خوش آمدید • آخرین اخبار لحظه‌ای کشور و جهان • به‌روزترین خبرگزاری ایرانی
پایگاه خبری و تحلیلی هشت صبح
8sobh.ir
📅 جمعه, ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
🕐 آخرین بروزرسانی: 18:57
تیتر یک

معنا و پیام‌های پشت‌پرده «توافق‌نامه دفاع مشترک مکه» برای ایران، آمریکا و اسرائیل

به گزارش هشت صبح و به نقل از انتخاب :

دنیس سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل و عضو اندیشکده شورای آتلانتیک در خصوص «توافق‌نامه دفاع مشترک مکه» نوشت:  تصور کنید ایران در پاسخ به یک حمله آمریکا، زیرساخت‌های نفتی عربستان را هدف قرار دهد. آیا ترکیه و پاکستان واقعاً آماده خواهند بود علیه ایران اقدام نظامی کنند؟ 

 

به گزارش «انتخاب»؛ دنیس سیترونوویچ، عضو اندیشکده شورای آتلانتیک نوشت:

 

چند ملاحظه درباره توافق عربستان، ترکیه و پاکستان از منظر اسرائیل و ایران

 

۱. اسرائیل ممکن است نگران باشد، اما اسرائیل دلیل اصلی شکل‌گیری این توافق نیست.

 

بدون تردید در اسرائیل صداهایی وجود خواهد داشت که این توافق را نشانه ظهور یک بلوک سنیِ جسورتر تفسیر می‌کنند؛ بلوکی که در آینده می‌تواند چالشی برای اسرائیل ایجاد کند. اما چنین برداشتی، انگیزه اصلی عربستان را نادیده می‌گیرد.

 

برای ریاض، این توافق در درجه اول درباره یک نگرانی عمیق‌تر است: اینکه آیا عربستان سعودی می‌تواند به‌تنهایی در برابر چالش‌های امنیتی پیرامون خود دوام بیاورد یا نه. پادشاهی سعودی در شرایطی که محیط امنیتی منطقه همچنان نامطمئن است، به دنبال عمق استراتژیک بیشتر و شرکای جدید است.

 

۲. آزمون واقعی زمانی خواهد بود که این توافق هزینه‌های نظامی واقعی به همراه داشته باشد.

 

حملات مستمر حوثی‌ها علیه عربستان یک آزمون فوری برای این توافق محسوب می‌شود. آیا این حملات باعث مشارکت معنادار پاکستان یا ترکیه علیه حوثی‌ها خواهد شد؟

 

حوثی‌ها پیش‌تر یک پهپاد بایراکتار ساخت ترکیه را سرنگون کرده‌اند، اگرچه ظاهراً این پهپاد توسط عربستان استفاده می‌شد، نه مستقیماً توسط ترکیه. این تفاوت اهمیت دارد.

 

اما سؤال بزرگ‌تر این است که در یک تشدید واقعی بحران منطقه‌ای چه اتفاقی رخ خواهد داد. تصور کنید ایران در پاسخ به یک حمله آمریکا، زیرساخت‌های نفتی عربستان را هدف قرار دهد. آیا ترکیه و پاکستان واقعاً آماده خواهند بود علیه ایران اقدام نظامی کنند؟

 

اینجاست که بیانیه‌های همبستگی با واقعیت‌های ژئوپلیتیکی روبه‌رو می‌شوند. نه آنکارا و نه اسلام‌آباد علاقه‌ای به رویارویی با تهران ندارند، و رویکرد سنتاً محتاطانه پاکستان در قبال ایران نشان می‌دهد که چنین تصمیمی تا چه اندازه دشوار خواهد بود.

 

۳. این توافق راه را برای عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل نمی‌بندد.

 

از نگاه اسرائیل، این توافق نباید به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده برای آینده عادی‌سازی روابط با عربستان تفسیر شود.

 

مشارکت‌های امنیتی عربستان و روابط این کشور با اسرائیل، اگرچه با یکدیگر مرتبط هستند، اما در نهایت دو مسیر جداگانه دارند.

 

اگر اسرائیل بتواند در مسیر دیپلماتیک مربوط به مسئله فلسطین پیشرفت چشمگیری ایجاد کند، کاملاً محتمل است که عربستان بار دیگر علاقه‌مند به پیشبرد روند عادی‌سازی شود.

 

این توافق اساساً این محاسبه را تغییر نمی‌دهد.

 

۴. این توافق همچنین بازتاب‌دهنده تردیدهای عربستان درباره اتکای کامل به واشنگتن است.

 

یکی از مهم‌ترین عوامل پشت این تحول، ناامیدی ریاض و کاهش تمایل آن برای وابستگی انحصاری به ایالات متحده در حوزه امنیتی است.

 

با این حال، واشنگتن لزوماً این توافق را منفی ارزیابی نمی‌کند. ترتیبی که بتواند به ثبات منطقه‌ای کمک کند، بدون اینکه نیازمند منابع نظامی بیشتر آمریکا باشد، می‌تواند با خواسته‌های دیرینه آمریکا مبنی بر اینکه شرکای منطقه‌ای مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بر عهده بگیرند، همخوانی داشته باشد.

 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌ویژه بارها ترکیه را یک بازیگر مهم منطقه‌ای توصیف کرده است.

 

با این حال، یک محدودیت مهم وجود دارد: منابع.

 

ترکیه با محدودیت‌های اقتصادی جدی مواجه است، در حالی که عربستان نیز با فشارهای مالی فزاینده روبه‌رو است.

 

این توافق ممکن است از نظر سیاسی و راهبردی اهمیت زیادی داشته باشد، اما ایجاد یک معماری نظامی واقعاً یکپارچه، به پول، توانمندی‌های نظامی و تعهد سیاسی بسیار بیشتری نسبت به صرف امضای یک توافق نیاز دارد.

 

از این منظر، این توافق را می‌توان پیامد دیگری از تلاش‌های ناموفق منطقه برای مهار ایران از طریق صرفاً افزایش تنش نیز دانست.

 

۵. تهران ممکن است در نهایت دلیل بیشتری برای زیر نظر گرفتن این توافق داشته باشد تا اورشلیم.

 

ترکیه، پاکستان و عربستان به دنبال جنگ با ایران نیستند.

 

اما این توافق همچنان می‌تواند ظرفیت تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای را داشته باشد؛ موازنه‌ای که در سال‌های اخیر تا حد زیادی به نفع تهران حرکت کرده بود.

 

حتی بدون آنکه این توافق به یک اتحاد رسمی ضدایرانی تبدیل شود، هماهنگی بیشتر میان سه کشور مهم سنی، که هر کدام دارای دارایی‌های نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی متفاوتی هستند، محیط راهبردی ایران را پیچیده‌تر می‌کند.

 

اهمیت اصلی این توافق کمتر در اقداماتی است که این سه کشور امروز قصد انجام آن را دارند، و بیشتر در توانایی‌هایی است که ممکن است در یک بحران آینده در کنار یکدیگر داشته باشند.

 

۶. امارات متحده عربی نیز این تحول را با دقت دنبال خواهد کرد.

 

ابوظبی دلایلی دارد که نسبت به افزایش نقش ترکیه در امنیت خلیج فارس چندان خوش‌بین نباشد.

 

امارات مدت‌هاست نفوذ منطقه‌ای ترکیه، به‌ویژه روابط تاریخی آنکارا با جریان‌های اسلام‌گرای سیاسی مانند اخوان‌المسلمین، را یک چالش راهبردی تلقی کرده است.

 

بنابراین، نقش عمیق‌تر ترکیه در مسائل امنیتی عربستان می‌تواند منبع جدیدی از اصطکاک میان ابوظبی و ریاض ایجاد کند؛ حتی در حالی که دو کشور همچنان در بسیاری از مسائل دیگر شریک مهم یکدیگر هستند.

جمع‌بندی

 

بزرگ‌ترین آزمون‌های این شراکت نوظهور هنوز در پیش است.

 

تقابل ادامه‌دار میان عربستان و حوثی‌ها احتمالاً به این زودی پایان نمی‌یابد و ظرفیت تشدید آن همچنان قابل توجه است.

 

عربستان در شرایطی که چالش‌های امنیتی‌اش محدودیت‌های اقدام مستقل را نشان داده‌اند، از این توافق حمایت راهبردی مهمی به دست می‌آورد.

 

ترکیه نیز جایگاهی بالقوه مهم‌تر در امور امنیتی خلیج فارس پیدا می‌کند.

 

پاکستان هم ممکن است فرصتی پیدا کند تا بخشی از باری را که در گذشته هر زمان امنیت عربستان تهدید شده، عمدتاً به‌تنهایی بر دوش کشیده، با دیگران تقسیم کند.

 

اما فاصله میان اعلامیه‌های راهبردی و تعهدات نظامی واقعی می‌تواند بسیار زیاد باشد.

 

بنابراین سؤال اصلی این نیست که این توافق روی کاغذ چه می‌گوید.

 

سؤال اصلی این است که وقتی یکی از این کشورها واقعاً مورد حمله قرار بگیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؛ به‌خصوص اگر پاسخ دادن به آن حمله به معنای رویارویی با ایران باشد.

 

همین موضوع تعیین خواهد کرد که آیا این توافق به یک معماری واقعی امنیت منطقه‌ای تبدیل می‌شود یا اینکه صرفاً یک اعلامیه سیاسی برای نشان دادن همبستگی باقی خواهد ماند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا