ماجرای یک خبر جعلی از سردار وحیدی در مورد ساخت بمب اتمی که از هند نشأت گرفت، به سخنرانی نتانیاهو رسید و در نهایت سر از خاک آمریکا درآورد/ پای یک عملیات سایبری در میان بود؟

رونن برگمن در یدیعوت آحارونوت نوشت: افشاگری: ماجرا از یک حساب هندی مشکوک آغاز شد، از شبکه ۱۴ مُهر تأیید گرفت و توسط یائیر نتانیاهو بازنشر شد؛ سپس به سخنرانی نخستوزیر در کوه هرتسل رسید. اظهارات جعلی منتسب به [سردار] احمد وحیدی، مبنی بر اینکه «تا زمانی که اسرائیل و آمریکا سلاح هستهای دارند، ایران به کار روی آن ادامه خواهد داد»، از آنجا به فاکسنیوز و حساب سفیر آمریکا در سازمان ملل رسید و سپس دوباره به هند بازگشت؛ این بار با اعتبارِ «به گزارش رسانههای اسرائیلی». به این ترتیب، سخنانی که هرگز گفته نشده بودند به «حقیقت» تبدیل شدند؛ مسیری که به گفته منابع امنیتی یادآور پروندههای «بیلد» و «جوییش کرونیکل» است.
به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: اخبار و گزارشهایی هستند که بهآرامی شکل میگیرند. خبرنگاری چیزی میشنود، تلاش میکند آن را بررسی کند، با منبع دومی تماس میگیرد، دنبال سند میگردد، درخواست پاسخ میکند و در نهایت با خود کلنجار میرود که آیا برای انتشار مطلب به اندازه کافی مدرک دارد یا نه.
اما نوع دیگری از خبر هم وجود دارد. این خبرها نیازی به این همه زحمت قدیمی ندارند، چون وقتی وارد دنیا میشوند تقریباً همه چیز را از قبل با خود دارند: روایت، دشمن، نتیجهگیری، یک شبکه تلویزیونی، پسر نخستوزیر، نخستوزیر، یک سفیر آمریکایی و حتی فاکسنیوز.
فقط یک چیز کنار این خبر کم بود: اینکه حقیقت داشته باشد.
پنجم اوت، چهارشنبه این هفته، یک خبر بسیار جنجالی سفری شگفتانگیز را آغاز کرد. طی حدود ۱۵ ساعت و نیم، از یک حساب هندی مشکوک در شبکه X شروع شد، از حسابی که با افتخار کلمه «موساد» را در نام خود داشت ــ هرچند موساد نبود ــ عبور کرد، از شبکه ۱۴ گواهی اعتبار گرفت، مورد استقبال یائیر نتانیاهو قرار گرفت، در یک مراسم رسمی از زبان نخستوزیر اسرائیل مطرح شد، به حساب سفیر آمریکا در سازمان ملل و فاکسنیوز رسید و سپس با افتخار به هند بازگشت؛ جایی که این بار به عنوان خبری با منشأ «رسانههای اسرائیلی» گزارش شد.
یک دور کامل به دور جهان.
در هر ایستگاه، این فیک یک پاسپورت جدید گرفت.
خلاصه ماجرا واقعاً تکاندهنده بود: [سردار] احمد وحیدی، ظاهراً گفته بود که ایران در حال توسعه سلاح هستهای است. نه یک اشاره، نه «توانمندی آستانهای» و نه یکی دیگر از آن عبارتهای پیچیده و چندپهلو.
و اگر این حرف واقعاً گفته شده بود، حقیقتاً یک خبر جهانی بود.
اما جستوجوی گسترده هیچ منبع ایرانی برای این سخنان پیدا نمیکند. نه سخنرانی، نه ویدئو، نه متن پیادهشده، نه خبرگزاری ایرانی و نه گزارش مستقلی از رویترز، آسوشیتدپرس یا خبرگزاری فرانسه.
فقط یک زنجیره وجود دارد که کار عجیبی انجام میدهد: بارها و بارها به خودش استناد میکند، تا جایی که تقریباً دیگر نمیتوان دید این ماجرا از کجا آغاز شده است.
البته زمینه برای آن از قبل بهخوبی آماده شده بود.
شبکه ۱۴ و ساختن تصویر [سردار] وحیدی
شبکه ۱۴ ناگهان در پنجم اوت با احمد وحیدی آشنا نشده بود. این شبکه طی ماهها او را بهعنوان یک چهره فوقالعاده قدرتمند در جمهوری اسلامی معرفی کرده بود: «قدرتمندترین مرد ایران» و فردی که «خط مشی ایران علیه اسرائیل را تعیین میکند».
به این ترتیب، وقتی بعدها یک نقلقول جنجالی و جهانتغییردهنده از زبان [سردار] وحیدی منتشر میشود، مخاطب از قبل میداند که دیگر صدای یک ژنرال ایرانی را نمیشنود، بلکه تقریباً صدای خود ایران را میشنود.
به هند خوش آمدید
و سپس «ریتیکا» وارد میشود.
این یک حساب بهشدت ملیگرای هندی و طرفدار اسرائیل است که در هفتههای پیش از این ماجرا، بهتدریج کارزاری درباره وحیدی و برنامه هستهای ایران ساخته بود.
بر اساس بررسی وبسایت «بودِکیم»، نهادی متخصص در راستیآزمایی و مقابله با اخبار جعلی، این حساب سابقه انتشار اخبار جعلی دارد و دستکم یکی از تصاویر پروفایل آن نیز از پینترست برداشته شده است.
در ۲۸ ژوئیه، این حساب نخستین نسخه از این روایت را امتحان کرده بود: نقلقول دیگری به وحیدی نسبت داده شد که بر اساس آن، سلاح هستهای از یک «آرزو» به یک «ضرورت» تبدیل شده است.
این پست چندان مورد توجه قرار نگرفت.
هشت روز بعد، نسخه بهبودیافته از راه رسید.
چهارشنبه، ساعت ۹:۱۴ صبح، «ریتیکا» به زبان هندی نوشت که [سردار] وحیدی گفته است تا زمانی که ایالات متحده و اسرائیل سلاح هستهای دارند، ایران به کار روی آن ادامه خواهد داد.
این بار حتی تظاهر به وجود منبع هم وجود نداشت.
نه ویدئویی، نه ارجاعی، نه رسانه ایرانیای.
این نقلقول صرفاً وجود داشت، چون کسی آن را تایپ کرده بود.
ساعت ۱۳:۴۹، چهار ساعت و ۳۵ دقیقه بعد، داستان ارتقا پیدا کرد.
حساب Mossad Commentary نسخهای انگلیسی، مرتب و صیقلخورده از همان داستان منتشر کرد.
این حساب موساد اسرائیل نیست و خود موساد نیز ارتباط با آن را تکذیب کرده است. اما نام حساب کار خودش را انجام میدهد.
اعتبار قرضی یکی از ارزانترین و مؤثرترین مواد اولیه در اینترنت است.
این حساب بیش از یک میلیون دنبالکننده جمع کرده است.
فقط ۳۳ دقیقه بعد، ساعت ۱۴:۲۲، بخش انگلیسی شبکه ۱۴ ــ گوشهای کوچک از نسخه عبری که عمدتاً از مطالب ترجمهشده شبکه استفاده میکند ــ این ادعا را به یک خبر تبدیل کرد؛ در حالی که شبکه ۱۴ عبری تا آن لحظه اصلاً آن را منتشر نکرده بود.
و فقط آن را منتشر نکرد، بلکه یک الماس هم روی تاج آن گذاشت:
چیزی که پنج ساعت پیش حتی یک منبع نداشت، حالا به یک رویداد تاریخی تبدیل شده بود.
بازنشر یائیر نتانیاهو از پست حساب «موساد»
سپس یائیر نتانیاهو وارد میشود.
او ساعت ۱۴:۴۹ پست Mossad Commentary را بازنشر میکند و ساعت ۱۴:۵۲، یعنی تنها سه دقیقه بعد، پست شبکه ۱۴ انگلیسی را نیز بازنشر میکند.
پس از آن، حساب Israel War Room را هم بازنشر خواهد کرد.
آیا این سه دقیقه ثابت میکند که هماهنگی وجود داشته است؟
خیر.
الگوریتمها وجود دارند، افراد حسابهای مشترکی را دنبال میکنند و تصادف هم ممکن است رخ دهد.
اما در چارچوب کل این زنجیره، قطعاً پرسشی است که ارزش مطرح کردن دارد:
چطور دو انتشار ظاهراً مستقل و جدا از هم، که به یکدیگر ارجاع نمیدهند، منبعی را ذکر نمیکنند و بهتنهایی در فضای مجازی ایستادهاند، تقریباً بلافاصله نزد یک تقویتکننده بسیار قدرتمند به یکدیگر میرسند؟
از زنجیره انتشار تا «ماشین لباسشویی»
سپس فیک وارد مرحله بعدی میشود.
دیگر یک پست نیست؛ تبدیل به سیاست میشود.
پیش از ساعت ۱۷:۰۲، در جریان سخنرانی رسمی در کوه هرتسل، نخستوزیر اسرائیل میگوید:
«امروز شنیدیم که احمد وحیدی، صراحتاً درباره قصد ایران برای ادامه توسعه سلاح هستهای صحبت کرد. “ادامه دادن”، همانطور که او گفت.»
این دومین لحظه تولد خبر جعلی است.
تا اینجا فیک یک منبع مشکوک داشت؛ از این لحظه به بعد، نخستوزیر هم منبع آن شده است.
ساعت ۱۷:۳۵، سفیر آمریکا در سازمان ملل ــ که تا همین اواخر مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ بود ــ یعنی مایک والتز، پست شبکه ۱۴ انگلیسی را بازنشر میکند و ادعا میکند: «بالاخره به چیزی اعتراف کردند که سالها برای همه روشن بود.»
این اتفاق عجیبی است.
والتز فردی است که تمام منابع جامعه اطلاعاتی آمریکا در اختیار اوست.
چطور ممکن است او بررسی نکرده باشد که آیا چنین اظهارنظر فوقالعاده مهمی واقعاً بیان شده است؟
بعداً این پست حذف شد، بدون اینکه توضیحی درباره دلیل حذف آن ارائه شود.
از اینجا به بعد، بازنشر تقریباً خودکار میشود.
مارک لوین، یکی از شناختهشدهترین چهرههای جمهوریخواه حامی ترامپ در آمریکا، همان نقلقول را بازنشر میکند.
شبکه ۱۴ عبری نیز سخنان نتانیاهو را گزارش میکند.
ساعت ۱۹:۱۰، در پخش زنده شبکه، یعقوب بردوگو این سخنان را بهعنوان یک واقعیت مطرح میکند:
«[سردار] وحیدی، ژنرال ایرانی، که امروز گفت… اگر آمریکا و اسرائیل از سلاح هستهای خود دست نکشند، ما به این مسیر هستهای ادامه میدهیم.»
ساعت ۱۹:۴۴، بخشهایی از سخنرانی خود نتانیاهو پخش میشود.
این بخش واقعاً جالب است.
ظهر، شبکه ۱۴ به انتشار نقلقول کمک کرد.
بعدازظهر، نخستوزیر همان نقلقول را تکرار کرد.
شب، شبکه ۱۴ نخستوزیر را در حالی پخش کرد که همان نقلقول را تکرار میکرد.
خبر، مثل یک مار رسانهای بسیار ماهر، دم خودش را میخورد و از همین طریق برای خودش اعتبار میسازد.
ساعت ۲۰:۳۸، حساب رسمی وزارت خارجه اسرائیل به زبان فارسی، سخنان نتانیاهو را برای مخاطبان ایرانی منتشر میکند.
ساعت ۲۰:۵۶ اتفاقی رخ میدهد که تقریباً شایسته حضور در کتابهای درسی درباره عملیات اطلاعاتی است:
Mossad Commentary، همان حسابی که داستان از آنجا به شبکه ۱۴ رسید، حالا به شبکه ۱۴ بهعنوان منبع ارجاع میدهد.
این دیگر یک زنجیره انتشار نیست.
این یک ماشین لباسشویی است.
پست موساد درباره گزارش شبکه ۱۴ انگلیسی
این ماجرا حتی به اسرائیلیهای فارسیزبان هم رسید.
و ناگهان [سردار] وحیدی دور زد و به منبعی تبدیل شد که خودش ظاهراً چیزی را گفته بود.
ساعت ۲۲:۰۱، فاکسنیوز وارد ماجرا میشود.
در وبسایت این شبکه بهعنوان یک واقعیت نوشته میشود که: «فرمانده ارشد ایران اعلام کرد تهران به کار روی سلاح هستهای ادامه خواهد داد.»
یعنی ایران در حال توسعه آن است.
روز بعد، در پخش تلویزیونی، تیتر روی صفحه به نام وحیدی اعلام میکند که ایران تا زمانی که اسرائیل و آمریکا سلاح هستهای دارند، به کار روی «سلاح آخرالزمانی» ادامه خواهد داد.
به عبارت دیگر، نهتنها [سردار] وحیدی ظاهراً در سیاست رسمی جمهوری اسلامی درباره مسئله هستهای، که از زمان آیت الله خمینی تا دوران [شهید] آیتالله خامنهایبر انکار قاطعانه استوار بوده، یک چرخش کامل انجام داده است؛ بلکه او گفته ایران تا زمانی که اسرائیل و آمریکا سلاح دارند، دست از کار نخواهد کشید.
بازگشت به اسرائیل
بیل همر میگوید این «نزدیکترین چیزی به یک اعتراف» است که تاکنون شنیده است.
بیننده آمریکایی هیچ راهی ندارد بداند که دارد محصولی را میبیند که یک روز قبل در یک حساب هندی بدون هیچ منبع اولیهای متولد شده است.
فاکسنیوز این نقلقول را بهعنوان یک واقعیت ارائه میکند؛ در پخش تلویزیونی نیز تیتر روی صفحه میگوید [سردار] وحیدی، اعلام کرده که ایران تا زمانی که آمریکا و اسرائیل این سلاحها را دارند، به برنامه هستهای ادامه خواهد داد.
ساعت ۰۰:۴۵، خبرگزاری هندی ANI داستان را دوباره به خانه برمیگرداند و آن را به «رسانههای اسرائیلی» نسبت میدهد.
طنز ماجرا تقریباً کامل است:
هند آن را ساخت، اسرائیل تأییدش کرد، آمریکا آن را بازتاب داد و هند گزارش کرد که اسرائیل آن را گفته است.
آیا تمام این موارد ثابت میکند که کسی در یک اتاق نشسته و دستورها را تقسیم کرده است؟
خیر.
ما گروه واتساپ، سند عملیاتی یا شهادتی که تمام این حلقهها را به هم وصل کند در اختیار نداریم.
کسی که ادعا کند همین حالا ثابت شده چه کسی «ریتیکا» را به کار انداخته، چه کسی به Mossad Commentary اطلاعات داده یا چه کسی تمام بازنشرها را هماهنگ کرده، فراتر از شواهد موجود رفته است.
«دوباره کسی در حال اجرای یک عملیات نفوذ غیرقانونی علیه آبی است؛ این بار حتی علیه قرمز»
اما عکس این قضیه نیز جدی نیست.
این ماجرا صرفاً «یک توییت نیست که همه در آن فریب خوردند».
وحیدی از قبل در ذهن مخاطبان بهعنوان شخصیتی ساخته شده بود که عملاً از طرف کل حکومت سخن میگوید.
بررسی «بودِکیم» به مجموعهای از نشانههای شناختهشده انتشار اطلاعات گمراهکننده اشاره میکند:
– سفیدشویی منبع؛
– گزارشدهی حلقهای؛
– کاشتن روایت روی بستری که از قبل آماده شده بود؛
– اعتبار قرضی؛
– مخلوط کردن حقیقت و دروغ؛
– زمانبندی سیاسی؛
– انتقال سریع بین پلتفرمها؛
– و محو کردن ردپاها.
حتی پیش از انتشار توییت اصلی، در همان حساب یک کارزار تدریجی درباره همین موضوع ساخته شده بود.
ظرف پنج ساعت، یک پست بینامونشان تبدیل به «اعتراف تاریخی» شد.
و ظرف کمتر از هشت ساعت، همان ادعا از زبان نخستوزیر مطرح شد.
خاطرهای نهچندان قدیمی
اگر مسیر این ماجرا برای کسی آشنا به نظر میرسد، تصور نمیکند.
در سپتامبر ۲۰۲۴، در روزنامه جوییش کرونیکل و روزنامه بیلد گزارشهایی منتشر شد که تقریباً به شکلی معجزهآسا با پیامهایی که نتانیاهو دقیقاً در همان ساعات و روزها درباره توافق گروگانها و محور فیلادلفی قصد پیشبرد آنها را داشت، همخوانی داشتند.
این موارد یکسان نیستند و ثابت نشده است که همان سازوکار یا همان افراد پشت آنها بودهاند.
اما ساختار عملیات رسانهای و ذهنی آنقدر مشابه است که نمیتوان بهراحتی از کنار آن گذشت:
اطلاعاتی از خارج از اسرائیل منتشر میشود، در آنجا لباس «گزارش رسانه خارجی» میپوشد و سپس به اسرائیل بازمیگردد؛ این بار بهعنوان شاهدی خارجی و ظاهراً مستقل برای ادعای سیاسیای که از قبل در اسرائیل در گردش بوده است.
در مورد جوییش کرونیکل، این مسئله بهخصوص آشکار بود.
این روزنامه ادعایی نادرست درباره اسناد سینوار منتشر کرد که ظاهراً توسط ارتش اسرائیل کشف شده بودند و بر اساس آنها حماس برنامهای برای انتقال گروگانها از طریق محور فیلادلفی به ایران داشت.
این داستان دقیقاً با اظهارات مشابه نتانیاهو در یک سخنرانی عمومی و همچنین ادعای کلی او مبنی بر اینکه اسرائیل نباید حتی برای مدت کوتاهی از محور فیلادلفی عقبنشینی کند، همخوانی داشت.
خانوادههای گروگانها این ادعا را از سارا نتانیاهو شنیدند؛ او به جوییش کرونیکل استناد کرده بود و همین موضوع موجب نگرانی آنها شد.
یک مقام ارشد در ساختار امور اسرا و مفقودان، مبنای این ادعا را «صفر واقعیت و صددرصد دروغ و زهر» توصیف کرد.
بعداً مشخص شد هویت نویسنده نیز که خود را با نام مستعار «ایلون پری» معرفی کرده بود، تا حد زیادی بر داستانهای دروغین درباره گذشته خود بنا شده است.
جوییش کرونیکل بابت انتشار مطالب نادرست عذرخواهی کرد، او را اخراج کرد و تمام مطالب او را از وبسایت روزنامه حذف کرد.
بعدها من و یوال روبوویتس در اینجا افشا کردیم که یک مقام ارشد در دفتر نخستوزیری پشت بهکارگیری این شبکه فیک قرار داشته است.
دو سال پیش، مقامهایی در ساختار امنیتی اسرائیل پرونده افشا و تحریف اطلاعات را «عملیات نفوذ غیرقانونی علیه آبی» نامیده بودند؛ یعنی علیه طرف اسرائیلی؛ عملیاتی که نهادهای دولتی مجاز نیستند علیه جامعه خود انجام دهند.
یکی از آنها آن زمان تعریف دقیقتری ارائه کرده بود: «یک عملیات نفوذ دِ لا شماتا» ــ یعنی عملیاتی با بخیههای زمخت، اشتباهات و جعلهایی که کشف کردنشان دشوار نیست.
همان فرد امروز گفت: «دوباره کسی در حال اجرای یک عملیات نفوذ غیرقانونی علیه آبی است؛ فقط این بار علیه قرمز هم هست، یعنی علیه آمریکا. اینجا هم بخیهها نامرئی نیستند. فقط باید پیش از آنکه فیک به نخستوزیر، سفیر و یک شبکه تلویزیونی آمریکایی برسد، به آنها نگاه کرد.»
چون تمام ترفند همین است:
فیک لازم نیست وقتی متولد میشود باورپذیر باشد. فقط باید آنقدر زنده بماند که به فردی معتبرتر برسد.
بعد از آن، فرد معتبرتر خودش تبدیل به منبع فیک میشود.
و وقتی حقیقت سرانجام از راه میرسد، متوجه میشود که فیک پیش از آن در کوه هرتسل سخنرانی کرده، در فاکسنیوز ظاهر شده، از سوی سفیر آمریکا در سازمان ملل بازتاب پیدا کرده و با مُهر اعتبار اسرائیلی به هند برگشته است.
برای چیزی که هرگز گفته نشده بود، بد نیست.
دفتر نخستوزیری اسرائیل در پاسخ ادعا کرد: «دولت اسرائیل کاملاً پشت اظهارنظر نخستوزیر ایستاده است که ایران در پی توسعه سلاح هستهای است.»




