سقوط ۲ هزار میلیاردی سود عملیاتی بیمه کوثر | وقتی یک پزشک، مدیرعامل شرکت بورسی میشود!

بیمه کوثر در شرایطی سال ۱۴۰۴ را با سقوط کمسابقه عملکرد عملیاتی پشت سر گذاشت که از یک شرکت سودده، به شرکتی زیانده در عملیات اصلی خود تبدیل شد. در چنین وضعیتی، انتظار میرفت سهامداران عمده برای بازگرداندن شرکت به مسیر سودآوری، به سراغ مدیری با تجربه تخصصی در صنعت بیمه یا مدیریت بنگاههای مالی بروند. اما انتخاب مدیرعامل جدید، پرسشهایی را درباره معیارهای انتصاب مدیران در شرکتهای بورسی و نقش بیمه مرکزی به عنوان نهاد ناظر در تأیید این انتصابها ایجاد کرده است.
صورتهای مالی سال ۱۴۰۴ بیمه کوثر، تصویری متفاوت از سالهای گذشته این شرکت ارائه میدهد. شرکتی که در سال ۱۴۰۳ از محل فعالیتهای اصلی خود بیش از یکهزار و ۴۰۰ میلیارد تومان سود عملیاتی شناسایی کرده بود، تنها یک سال بعد نهتنها موفق به تکرار این عملکرد نشد، بلکه با ثبت ۷۱۶ میلیارد تومان زیان عملیاتی وارد محدوده زیاندهی شد؛ تغییری که برای سهامداران و فعالان صنعت بیمه نمیتواند یک نوسان معمول تلقی شود.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین انتظارها از سهامداران عمده، انتخاب مدیری بود که بتواند با تکیه بر تجربه تخصصی در صنعت بیمه، مسیر اصلاح عملکرد شرکت را آغاز کند. اما بیمه کوثر از دی ۱۴۰۴ ابتدا حمیدرضا غفاری کاشانی را به عنوان سرپرست و از فروردین ۱۴۰۵ به عنوان مدیرعامل منصوب کرد؛ انتصابی که از همان ابتدا با پرسشهایی همراه شد.
بیمه کوثر پس از زیانده شدن، یک پزشک را مدیرعامل کرد
آنچه این انتصاب را محل بحث کرده، پیشینه حرفهای مدیرعامل جدید است. حمیدرضا غفاری کاشانی پزشک است و سوابق شناختهشده او عمدتاً در حوزه درمان و فعالیت در ستاد سازمان خدمات درمانی نیروهای مسلح شکل گرفته است. در سوابق منتشرشده از او، سابقه قابل توجهی در مدیریت شرکتهای بیمه، مؤسسات مالی یا بنگاههای بزرگ اقتصادی دیده نمیشود، اما با اینحال رسانه بیمه کوثر اعلام کرده حمیدرضا غفاری بیش از ۲۵ سال سابقه مدیریتی مرتبط با صنعت بیمه دارد و از سوابق درخشان او صحبت کرده است، اما جستوجوهای خبرنگار فراز در رسانهها، به سابقه مدیریتی مشخصی در صنعت بیمه نرسید.
البته داشتن مدرک پزشکی به خودی خود مانعی برای مدیریت یک شرکت اقتصادی نیست؛ اما تفاوت اساسی آنجاست که معمولاً این افراد پیش از رسیدن به چنین جایگاهی، سالها تجربه مدیریت بنگاههای اقتصادی یا فعالیت حرفهای در همان صنعت را پشت سر گذاشتهاند. پرسش اصلی اینجاست که در شرایطی که بیمه کوثر با افت شدید عملکرد عملیاتی روبهرو شده، معیار انتخاب مدیرعامل جدید چه بوده است؟

بیمه مرکزی با چه سوابق و کارنامهای حمیدرضا غفاری را تایید کرده است؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم مدیرعامل شرکتهای بیمه، پیش از آغاز فعالیت، باید صلاحیت حرفهای آنها به تأیید بیمه مرکزی برسد. به همین دلیل، انتقادها تنها متوجه سهامداران عمده بیمه کوثر نیست؛ بلکه این پرسش نیز مطرح میشود که بیمه مرکزی با چه استدلالی، مدیری با پیشینه پزشکی و بدون سابقه شناختهشده در مدیریت صنعت بیمه را برای اداره یکی از شرکتهای بورسی این صنعت واجد صلاحیت تشخیص داده است؟
بیمه کوثر از شرکتهایی است که سهامداری آن در اختیار مؤسسه توانمندسازی بازنشستگان نیروهای مسلح و صندوق بیمه عمر و حوادث نیروهای مسلح قرار دارد؛ مجموعههایی که انتظار میرود در انتخاب مدیران، حساسیت ویژهای نسبت به تخصص، تجربه و کارنامه حرفهای داشته باشند. اکنون که عملکرد عملیاتی شرکت با یک افت جدی مواجه شده، سهامداران حق دارند بدانند بر چه مبنایی چنین انتخابی انجام شده و برنامه مدیرعامل جدید برای خروج بیمه کوثر از زیان عملیاتی چیست.
در نهایت، مسئله اصلی شخص مدیرعامل جدید نیست؛ بلکه سازوکار انتصاب مدیران در بنگاههای بزرگ اقتصادی است. وقتی یک شرکت بورسی از سود عملیاتی ۱۴۰۰ میلیارد تومانی به زیان عملیاتی ۷۱۶ میلیارد تومانی سقوط میکند، انتظار طبیعی بازار سرمایه آن است که فرآیند انتخاب مدیرعامل، بیش از هر زمان دیگری بر پایه تخصص، تجربه و کارنامه مدیریتی استوار باشد؛ انتظاری که در پرونده اخیر بیمه کوثر، دستکم از منظر افکار عمومی و سهامداران، هنوز پاسخ روشنی برای آن ارائه نشده است.




