اقتصادی

تخصیص سوخت بر پایه پیمایش راهکار مهار مصرف بنزین تاکسی‌ها – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :

به گزارش خبرنگار مهر، مصرف بنزین در ایران به یکی از مسائل مهم مدیریت شهری و اقتصاد انرژی تبدیل شده است. بخش قابل توجهی از این مصرف به ناوگان حمل و نقل عمومی شهری مربوط می‌شود. در میان خودروهای عمومی تاکسی‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند. زیرا هر روز در مسیرهای کوتاه و بلند شهری فعالیت می‌کنند و به شکل مستقیم با زندگی روزمره مردم و هزینه جابجایی شهروندان ارتباط دارند.

در چنین شرایطی هر تصمیمی درباره سهمیه سوخت تاکسی‌ها باید همزمان چند هدف را دنبال کند. از یک سو باید از راننده فعال و خدمت رسان حمایت کند. از سوی دیگر باید مانع مصرف غیرضروری و انحراف سوخت یارانه‌ای شود. همچنین باید به گونه‌ای طراحی شود که شهروندان با افزایش هزینه سفر یا کاهش عرضه خدمات حمل و نقل عمومی روبه رو نشوند. نظام سنتی تخصیص سهمیه ثابت سوخت به خودروهای عمومی در سال‌های گذشته اگرچه برای حمایت از رانندگان طراحی شده بود اما به دلیل بی توجهی به میزان فعالیت واقعی هر خودرو دچار ضعف‌های ساختاری شده است.

در این مدل ممکن است خودرویی که به طور منظم در خطوط شهری کار می‌کند با خودرویی که فعالیت محدود دارد سهمیه مشابه دریافت کند. این وضعیت هم عدالت میان رانندگان را کاهش می‌دهد و هم منابع عمومی را به سمت مصرف غیرهدفمند هدایت می‌کند. راهکار تخصیص سوخت بر اساس پیمایش می‌تواند این شکاف را کاهش دهد. در این روش معیار اصلی دریافت سوخت میزان حرکت واقعی و خدمت رسانی خودرو است. بنابراین سهمیه سوخت نه بر اساس مالکیت خودرو بلکه بر اساس کارکرد واقعی ناوگان تخصیص پیدا می‌کند.

ضرورت عبور از سهمیه ثابت به سهمیه پیمایش محور

در مدل سهمیه ثابت فرض اصلی این است که همه خودروهای عمومی در یک سطح مشخص فعالیت می‌کنند. این فرض در عمل درست نیست. تاکسی‌ها از نظر نوع کارکرد تفاوت‌های زیادی دارند. برخی در خطوط رسمی و پرتردد فعالیت می‌کنند. برخی به صورت گردشی کار می‌کنند. برخی در مناطق مرکزی شهر و در ترافیک سنگین تردد دارند. برخی در مناطق کم تردد یا حاشیه‌ای خدمات ارائه می‌دهند. همچنین برخی خودروها فرسوده‌تر هستند و مصرف سوخت بیشتری دارند. بعضی رانندگان تمام وقت کار می‌کنند و بعضی فقط بخشی از روز در ناوگان حضور دارند. با وجود این تفاوت‌ها تخصیص یکسان سوخت نمی‌تواند تصویر واقعی نیاز ناوگان را نشان دهد.

تخصیص سوخت بر پایه پیمایش از این منظر اهمیت دارد که مصرف یارانه‌ای را به فعالیت واقعی گره می‌زند. در این الگو هر تاکسی بر اساس مسافت طی شده و نوع خدمت رسانی خود اعتبار سوخت دریافت می‌کند. هرچه پیمایش واقعی و قابل تایید بیشتر باشد سهمیه قابل تخصیص نیز بیشتر خواهد بود. در مقابل خودروهایی که فعالیت کمی دارند یا عملا از چرخه حمل و نقل عمومی خارج شده‌اند دیگر نمی‌توانند همانند خودروهای فعال از سهمیه یارانه‌ای بهره مند شوند. این موضوع باعث می‌شود منابع محدود سوخت به سمت بخش مولدتر و خدمت رسان تر هدایت شود.

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که مصرف بنزین در کشور روند افزایشی داشته باشد. افزایش تعداد خودروها. ترافیک شهری. فرسودگی ناوگان. نبود حمل و نقل عمومی کافی. و فاصله قیمت داخلی سوخت با قیمت واقعی انرژی همگی فشار مضاعفی بر شبکه تامین بنزین وارد می‌کنند. در چنین شرایطی سیاستگذار ناچار است میان حمایت اجتماعی و کنترل مصرف تعادل برقرار کند. حذف کامل حمایت سوختی از ناوگان عمومی می‌تواند هزینه جابجایی مردم را افزایش دهد. اما ادامه شیوه سنتی نیز می‌تواند به اتلاف منابع منجر شود. بنابراین مدل پیمایش محور یک راه میانی و قابل دفاع است. زیرا حمایت را حذف نمی‌کند بلکه آن را دقیق‌تر و عادلانه‌تر توزیع می‌کند.

از منظر عدالت صنفی نیز این طرح اهمیت دارد. راننده‌ای که ساعات طولانی در شهر کار می‌کند و در خدمت حمل و نقل عمومی است باید سهم بیشتری از حمایت سوختی دریافت کند. در مقابل مالک خودرویی که با پلاک یا مجوز عمومی فعالیت ناچیزی دارد نباید از همان سطح حمایت برخوردار باشد. این تمایز باعث افزایش انگیزه رانندگان فعال می‌شود. همچنین می‌تواند به کاهش تخلفات مرتبط با خرید و فروش سهمیه سوخت کمک کند. زیرا ارزش سهمیه زمانی معنا پیدا می‌کند که با داده پیمایش واقعی ارتباط داشته باشد.

با این حال اجرای این سیاست فقط یک تصمیم اداری نیست. بلکه نیازمند طراحی دقیق فنی. حقوقی. صنفی. و اجتماعی است. اگر سامانه سنجش پیمایش دقیق نباشد ممکن است بخشی از رانندگان متضرر شوند. اگر فرمول تخصیص سوخت با شرایط ترافیکی شهرها سازگار نباشد ممکن است مصرف واقعی خودروها کمتر از نیاز آنها برآورد شود. اگر فرآیند اعتراض و اصلاح اطلاعات وجود نداشته باشد اعتماد عمومی نسبت به طرح کاهش می‌یابد. بنابراین عبور از سهمیه ثابت به سهمیه پیمایش محور باید تدریجی. شفاف. و همراه با گفت وگو با ذی نفعان انجام شود.

زیرساخت داده و نقش فناوری در اجرای طرح

اجرای تخصیص سوخت بر اساس پیمایش بدون زیرساخت داده امکان پذیر نیست. مهم‌ترین پرسش در این طرح آن است که پیمایش واقعی هر خودرو چگونه سنجیده شود و چه نهادی مسئول تایید آن باشد. برای پاسخ به این پرسش می‌توان از ترکیبی از ابزارها استفاده کرد. سامانه‌های موقعیت یاب. داده‌های کیلومتر شمار. اطلاعات کارت سوخت. داده‌های سامانه تاکسیرانی. اطلاعات سفرهای ثبت شده در خطوط رسمی. و حتی داده‌های پرداخت الکترونیک کرایه می‌تواند در کنار هم تصویری دقیق‌تر از فعالیت تاکسی‌ها ارائه کند.

تکیه صرف بر یک منبع داده می‌تواند خطا ایجاد کند. برای نمونه کیلومتر شمار خودرو ممکن است دستکاری شود یا اطلاعات آن به موقع ثبت نشود. سامانه موقعیت یاب نیز ممکن است در برخی مناطق با اختلال ارتباطی روبه رو شود. داده کارت سوخت فقط نشان می‌دهد خودرو چه میزان بنزین دریافت کرده است اما به تنهایی نشان نمی‌دهد این سوخت در خدمت حمل و نقل عمومی مصرف شده یا خیر. بنابراین راهکار کارشناسی آن است که سامانه تخصیص سوخت از مدل چندمنبعی استفاده کند. یعنی داده‌های مختلف با یکدیگر تطبیق داده شوند و پس از اعتبارسنجی مبنای تخصیص قرار گیرند.

در شهرهای بزرگ می‌توان از سامانه‌های هوشمند تاکسیرانی بهره گرفت. بسیاری از تاکسی‌ها دارای کد شناسایی. پروانه فعالیت. مسیر مشخص. یا ثبت نام در سامانه‌های شهری هستند. اگر این اطلاعات با سامانه ملی کارت سوخت و پایگاه داده خودروها یکپارچه شود امکان شناسایی تاکسی فعال و غیرفعال بیشتر خواهد شد. همچنین می‌توان برای تاکسی‌های اینترنتی یا خودروهای عمومی فعال در بسترهای دیجیتال نیز مدل جداگانه‌ای تعریف کرد. در این بخش باید میان خودرو شخصی فعال در پلتفرم و تاکسی رسمی تفاوت حقوقی و تعرفه‌ای در نظر گرفته شود. زیرا ماموریت ناوگان عمومی رسمی با فعالیت تجاری پاره وقت یکسان نیست.

یکی از نکات مهم در طراحی سامانه آن است که داده پیمایش به صورت روزانه یا هفتگی ثبت شود اما تخصیص سوخت می‌تواند به صورت دوره‌ای انجام شود. برای مثال سامانه می‌تواند پیمایش هر خودرو را در طول یک ماه محاسبه کند و بر اساس آن اعتبار سوخت ماه بعد را تعیین کند. در عین حال برای جلوگیری از فشار مالی بر رانندگان فعال باید بخشی از سهمیه پایه نیز حفظ شود. این سهمیه پایه می‌تواند حداقل نیاز یک تاکسی فعال را پوشش دهد و سهمیه تکمیلی بر اساس پیمایش واقعی تخصیص یابد. چنین مدلی هم از شوک اجرایی جلوگیری می‌کند و هم انگیزه ثبت پیمایش واقعی را افزایش می‌دهد.

مسئله حریم خصوصی نیز باید جدی گرفته شود. ثبت موقعیت مکانی تاکسی‌ها اگر بدون ضابطه باشد می‌تواند نگرانی‌هایی برای رانندگان ایجاد کند. بنابراین لازم است داده‌ها صرفا برای هدف تخصیص سوخت و نظارت ناوگان استفاده شود. دسترسی به داده‌ها باید محدود. ثبت شده. و قابل پیگیری باشد. همچنین باید مشخص شود چه نهادی مالک داده است و چه مدت اطلاعات نگهداری می‌شود. شفافیت در این زمینه می‌تواند مانع سوءتفاهم شود و همکاری رانندگان را افزایش دهد.

فناوری همچنین می‌تواند در کشف الگوهای غیرعادی موثر باشد. برای مثال اگر خودرویی پیمایش بالا گزارش کند اما سوخت گیری آن با الگوی پیمایش سازگار نباشد سامانه می‌تواند مورد را برای بررسی علامت گذاری کند. یا اگر مسیرهای ثبت شده یک خودرو با محدوده فعالیت تاکسی مطابقت نداشته باشد نیاز به بررسی بیشتر وجود دارد. البته چنین ابزارهایی باید کمک کننده باشند نه تنبیهی و قطعی. تصمیم نهایی در موارد اختلافی باید با امکان بررسی انسانی و حق اعتراض راننده همراه باشد.

نقش شهرداری‌ها و سازمان‌های تاکسیرانی در این طرح بسیار مهم است. این نهادها نزدیک‌ترین ارتباط را با رانندگان دارند و می‌توانند اطلاعات فعالیت واقعی ناوگان را دقیق‌تر ثبت کنند. وزارت نفت نیز مسئول تامین و تخصیص سوخت است. پلیس راهور اطلاعات مالکیت و وضعیت فنی خودروها را در اختیار دارد. وزارت کشور نیز نقش هماهنگ کننده در مدیریت حمل و نقل شهری را ایفا می‌کند. اگر این دستگاه‌ها هر کدام سامانه مستقل و ناهماهنگ داشته باشند طرح دچار کندی و خطا خواهد شد. بنابراین یکپارچه سازی سامانه‌ها شرط اصلی موفقیت است.

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی تخصیص عادلانه سوخت

تخصیص سوخت بر اساس پیمایش فقط یک تغییر فنی نیست. این سیاست می‌تواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده داشته باشد. نخستین پیامد آن هدفمند شدن یارانه سوخت است. یارانه انرژی زمانی اثر مثبت اجتماعی دارد که به دریافت کننده واقعی برسد. در مورد تاکسی‌ها دریافت کننده واقعی راننده‌ای است که با خودرو عمومی به شهروندان خدمت می‌کند. اگر سوخت یارانه‌ای بدون توجه به میزان خدمت رسانی تخصیص یابد بخشی از آن ممکن است از هدف اصلی خود دور شود. مدل پیمایش محور این انحراف را کاهش می‌دهد.

دومین پیامد کاهش انگیزه برای فروش سهمیه یا استفاده غیرمرتبط از سوخت است. وقتی سهمیه فقط به داشتن مجوز یا پلاک عمومی وابسته باشد ممکن است برخی افراد از این مجوز برای دریافت سوخت استفاده کنند بدون آنکه سهمی واقعی در حمل و نقل عمومی داشته باشند. اما اگر سهمیه تابع پیمایش و داده معتبر باشد انگیزه حفظ وضعیت صوری کاهش می‌یابد. در این شرایط خودرو غیرفعال نمی‌تواند مانند خودرو فعال سهمیه دریافت کند. این موضوع به پاکسازی تدریجی اطلاعات ناوگان نیز کمک می‌کند.

سومین پیامد حمایت بهتر از رانندگان واقعی است. بسیاری از رانندگان تاکسی با هزینه‌های بالای نگهداری خودرو. استهلاک. بیمه. قطعات. و درآمد ناپایدار مواجه هستند. اگر سهمیه سوخت آنها با کارکرد واقعی هماهنگ نباشد بخشی از درآمدشان صرف جبران تفاوت هزینه سوخت می‌شود. تخصیص پیمایش محور می‌تواند فشار هزینه‌ای رانندگان فعال را کاهش دهد. به ویژه در مسیرهای پرتردد یا مناطقی که ترافیک سنگین مصرف سوخت را افزایش می‌دهد این حمایت می‌تواند نقش مهمی در حفظ عرضه خدمات داشته باشد.

چهارمین پیامد مربوط به شهروندان است. اگر سیاست سوختی به گونه‌ای باشد که راننده فعال حمایت کافی دریافت کند احتمال افزایش ناگهانی کرایه یا کاهش فعالیت تاکسی‌ها کمتر می‌شود. در نتیجه مردم با دسترسی پایدارتر به حمل و نقل عمومی مواجه می‌شوند. البته این نتیجه زمانی حاصل می‌شود که فرمول تخصیص سوخت واقع بینانه باشد. اگر فرمول بیش از حد سختگیرانه باشد ممکن است رانندگان احساس کنند هزینه‌هایشان پوشش داده نمی‌شود و از ساعات فعالیت خود کم کنند. بنابراین طراحی نرخ تخصیص باید بر اساس مطالعات میدانی و داده واقعی مصرف انجام شود.

پنجمین پیامد به مدیریت مصرف ملی بنزین مربوط است. سهمیه بندی سنتی اگر دقیق نباشد به افزایش مصرف ظاهری و فشار بر شبکه تامین سوخت دامن می‌زند. با تخصیص پیمایش محور می‌توان مصرف را قابل رصد کرد. دولت و مدیریت شهری می‌توانند بدانند هر بخش از ناوگان چه میزان سوخت دریافت کرده و در برابر آن چه میزان خدمت ارائه کرده است. این شفافیت امکان برنامه ریزی بهتر برای نوسازی ناوگان را فراهم می‌کند. برای نمونه اگر داده‌ها نشان دهد خودروهای فرسوده با پیمایش مشابه سوخت بسیار بیشتری مصرف می‌کنند می‌توان سیاست جایگزینی یا اعطای تسهیلات نوسازی را دقیق‌تر اجرا کرد.

در عین حال نباید انتظار داشت که این طرح به تنهایی همه مسائل مصرف بنزین را حل کند. مصرف سوخت تاکسی‌ها فقط به سهمیه ارتباط ندارد. کیفیت خودرو. عمر ناوگان. ترافیک شهری. طول سفرها. فرهنگ رانندگی. وضعیت حمل و نقل عمومی انبوه بر. و قیمت نسبی سوخت همگی موثر هستند. بنابراین تخصیص پیمایش محور باید در کنار نوسازی تاکسی‌ها. توسعه مترو و اتوبوس. اصلاح مسیرهای شهری. و بهبود مدیریت ترافیک اجرا شود. در غیر این صورت ممکن است فقط شکل توزیع سوخت تغییر کند اما ریشه‌های مصرف بالا باقی بماند.

چالش‌های اجرایی و پیش شرط‌های موفقیت

هر سیاستی که به داده و رفتار میلیون‌ها سفر شهری وابسته باشد با چالش اجرایی روبه رو است. نخستین چالش دقت در اندازه گیری است. اگر سامانه پیمایش دچار خطا شود ممکن است راننده فعال کمتر از حق خود سهمیه بگیرد یا خودرو کم کار بیش از نیاز واقعی سوخت دریافت کند. برای کاهش این خطا باید استاندارد واحدی برای ثبت پیمایش تعریف شود. همچنین لازم است امکان مقایسه داده‌ها با سوابق سوخت گیری و فعالیت صنفی وجود داشته باشد.

چالش دوم تفاوت شرایط شهرهاست. مصرف سوخت یک تاکسی در شهر پرترافیک با مصرف همان خودرو در شهر کم ترافیک یکسان نیست. همچنین تاکسی فعال در مناطق کوهستانی یا دارای مسیرهای طولانی ممکن است مصرف بیشتری داشته باشد. بنابراین فرمول تخصیص نباید کاملا یکسان و خشک باشد. بهتر است ضرایبی برای نوع شهر. نوع خودرو. سن خودرو. نوع کاربری. و شرایط مسیر در نظر گرفته شود. این ضرایب باید ساده. قابل فهم. و قابل اعلام عمومی باشند تا رانندگان بتوانند محاسبه سهمیه خود را درک کنند.

چالش سوم اعتماد صنفی است. اگر رانندگان احساس کنند طرح بدون مشورت با آنها اجرا می‌شود با مقاومت روبه رو خواهد شد. سازمان‌های تاکسیرانی و تشکل‌های صنفی باید از مرحله طراحی وارد گفت وگو شوند. آموزش رانندگان درباره نحوه ثبت پیمایش. روش اعتراض. نحوه دریافت اعتبار سوخت. و مسئولیت‌های قانونی نیز ضروری است. تجربه نشان داده است که طرح‌های فناورانه زمانی موفق می‌شوند که کاربر نهایی آنها را قابل فهم و قابل اعتماد بداند.

چالش چهارم احتمال شکل گیری راه‌های دور زدن سامانه است. در هر نظام حمایتی ممکن است برخی تلاش کنند داده غیرواقعی تولید کنند. برای پیشگیری از این مسئله باید هم ابزار فنی و هم سازوکار نظارتی وجود داشته باشد. تطبیق چند منبع داده. ثبت سوابق غیرعادی. بازرسی میدانی. جریمه تخلف. و حذف خودروهای غیرفعال از فهرست دریافت کنندگان سهمیه از جمله ابزارهای لازم است. با این حال رویکرد اصلی باید اصلاح داده و پیشگیری باشد نه برخورد گسترده و پرهزینه.

چالش پنجم نحوه شارژ و مصرف اعتبار سوخت است. بهتر است اعتبار تخصیص یافته فقط برای خرید سوخت قابل استفاده باشد و قابلیت تبدیل آسان به پول نقد نداشته باشد. اتصال اعتبار به کارت سوخت یا کارت بانکی متصل به سامانه سوخت می‌تواند مسیر اجرا را ساده‌تر کند. اما باید اطمینان حاصل شود که راننده در جایگاه‌های سوخت با اختلال فنی مواجه نشود. هرگونه اختلال در کارت یا سامانه می‌تواند فعالیت روزانه راننده را مختل کند و نارضایتی اجتماعی ایجاد کند.

برای اجرای موفق طرح می‌توان یک دوره آزمایشی تعریف کرد. در این دوره تعدادی از شهرها با شرایط متفاوت انتخاب شوند. یک کلان شهر پرترافیک. یک شهر متوسط. و یک شهر کوچک می‌توانند نمونه‌های مناسبی برای آزمون باشند. در دوره آزمایشی باید میزان خطا. رضایت رانندگان. تغییر مصرف سوخت. تاثیر بر کرایه. و هزینه اجرایی سنجیده شود. سپس مدل نهایی بر اساس نتایج واقعی اصلاح شود. اجرای سراسری بدون آزمون کافی می‌تواند ریسک طرح را افزایش دهد.

نکته دیگر ارتباط این سیاست با نوسازی ناوگان است. اگر خودروهای فرسوده با مصرف بالا همچنان فعال باشند حتی تخصیص پیمایش محور نیز نمی‌تواند مصرف را به طور چشمگیر کاهش دهد. بنابراین بخشی از صرفه جویی حاصل از حذف سهمیه‌های غیرواقعی باید به نوسازی تاکسی‌ها اختصاص یابد. اعطای تسهیلات کم بهره. اولویت برای خودروهای کم مصرف. حمایت از تاکسی‌های برقی یا هیبریدی در شهرهای بزرگ. و ایجاد زیرساخت شارژ می‌تواند مکمل این سیاست باشد.

از منظر اطلاع رسانی عمومی نیز رسانه‌ها نقش مهمی دارند. افکار عمومی باید بداند هدف طرح کاهش خدمت رسانی تاکسی‌ها نیست. بلکه هدف آن حمایت دقیق‌تر از رانندگان فعال و جلوگیری از اتلاف منابع است. اگر این پیام به درستی منتقل نشود ممکن است شهروندان یا رانندگان طرح را صرفا به عنوان محدودیت جدید ببینند. گزارش دهی منظم درباره نتایج طرح. میزان صرفه جویی. تعداد خودروهای فعال. و نحوه هزینه کرد منابع آزاد شده می‌تواند اعتماد عمومی را تقویت کند.

تخصیص سوخت بر اساس پیمایش برای تاکسی‌ها و خودروهای عمومی راهکاری قابل دفاع برای مدیریت مصرف بنزین و افزایش عدالت در توزیع یارانه انرژی است. منطق اصلی این طرح ساده است. هر خودرویی که بیشتر در خدمت حمل و نقل عمومی فعالیت می‌کند باید متناسب با کارکرد واقعی خود حمایت سوختی دریافت کند. در مقابل خودروهای کم کار یا غیرفعال نباید سهمی برابر با ناوگان فعال داشته باشند.

این رویکرد می‌تواند از هدررفت منابع جلوگیری کند. انگیزه فروش یا استفاده غیرهدفمند از سهمیه را کاهش دهد. و حمایت از رانندگان واقعی را تقویت کند. با این حال موفقیت طرح به کیفیت اجرا وابسته است. سامانه پیمایش باید دقیق. قابل اعتماد. و چندمنبعی باشد. داده‌ها باید با رعایت حریم خصوصی مدیریت شوند. فرمول تخصیص باید شرایط متفاوت شهرها و خودروها را در نظر بگیرد. فرآیند اعتراض و اصلاح اطلاعات باید روشن باشد. و اجرای طرح باید با مشارکت سازمان‌های تاکسیرانی و نمایندگان صنفی رانندگان انجام شود. همچنین این سیاست باید در کنار نوسازی ناوگان. توسعه حمل و نقل عمومی. و مدیریت ترافیک شهری قرار گیرد. اگر این پیش شرط‌ها رعایت شود تخصیص پیمایش محور می‌تواند به جای یک محدودیت اداری به ابزار حکمرانی هوشمند انرژی تبدیل شود. ابزاری که هم منافع عمومی را حفظ می‌کند و هم از راننده فعال حمایت می‌کند و هم به پایداری حمل و نقل شهری کمک می‌رساند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا