از ایروان تا افکار عمومی جهان؛ پزشکیان از تخریب محیطزیست در جنگ گفت – هشت صبح

به گزارش هشت صبح و به نقل از مهر :
خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ رامین عبدالله شاهی: حضور رئیسجمهور ایران در هفدهمین کنفرانس اعضای کنوانسیون تنوع زیستی، فرصتی برای پیوند دادن پیامدهای جنگ با یکی از حساسترین دغدغههای افکار عمومی جهان بود؛ موضوعی که میتواند ابعاد تازهای به روایت ایران از خسارتهای جنگ و مسئولیت طرفهای درگیر ببخشد.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، صبح روز جمعه حدود ساعت ۶:۳۰ تهران را به مقصد ایروان، پایتخت ارمنستان، ترک کرد تا در هفدهمین کنفرانس اعضای کنوانسیون تنوع زیستی شرکت کند. او در بدو ورود خود در ایروان با استقبال گریگوریان معاون نخستوزیر ارمنستان روبهرو شد. سپس در هفدهمین کنفرانس اعضای کنوانسیون تنوع زیستی در سخنرانی خود به پیامدهای زیستمحیطی جنگ تحمیلی علیه ایران پرداخت.
در ادامه به روال سایر اجلاس ها رئیسجمهور با رئیسجمهور گرجستان و نخستوزیر ارمنستان دیدار و گفتوگو کرد و پس از پایان برنامههای سفر به ایران بازگشت اما اهمیت این سفر را نمیتوان صرفاً در حضور دیپلماتیک رئیسجمهور در یک نشست بینالمللی یا انجام دیدارهای دوجانبه خلاصه کرد. آنچه این حضور را از منظر رسانهای و سیاسی قابل تأمل میکند، طرح موضوع آثار زیستمحیطی جنگ در تریبونی بینالمللی است؛ تریبونی که محور اصلی آن حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی است و مخاطبان آن نسبت به تخریب محیطزیست حساسیت ویژهای دارند.
محیطزیست؛ حلقه مغفول روایت جنگ
پزشکیان در بخشی از سخنان خود با اشاره به تبعات زیستمحیطی جنگ، بر این نکته تأکید کرد که جنگ تنها تهدیدی برای انسانها و زیرساختها نیست، بلکه مستقیماً طبیعت را نیز هدف قرار میدهد. پزشکیان در بخشی از سخنان خود اظهار کرد: «جنگ تنها انسانها و زیرساختهای اقتصادی را هدف قرار نمیدهد. جنگ به طبیعت نیز آسیب میزند؛ جنگلها را میسوزاند؛ تالابها را تخریب میکند؛ خاک را آلوده میسازد؛ منابع آب را تهدید میکند؛ زیستگاهها را از میان میبرد؛ گونههای جانوری را آواره میکند؛ و مواد شیمیایی و فلزات سنگین را وارد چرخههای طبیعی میکند. آثار جنگ بر محیط زیست میتواند تا سالها پس از پایان مخاصمات ماندگار باشد.»
وی در بخش دیگری از این سخنرانی با اشاره به جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی، خاطر نشان کرد: «در منطقه ما، و از جمله در ایران، آثار زیستمحیطی درگیریهای نظامی باید با جدیت بیشتری مورد توجه جامعه جهانی قرار گیرد. جنگ تجاوزکارانهای که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در منطقه ما به راه انداختهاند، با آسیب به تأسیسات صنعتی و انرژی، آتشسوزیها، انتشار آلایندهها، آلودگی خاک و آب، موجب تهدید اکوسیستمهای طبیعی و از بین رفتن زیرساختهای حفاظتی شده است که طی سالها تلاش برای حفاظت از تنوع زیستی فراهم شده است.»
رئیس جمهور گفت: «این امر تنها مسئلهای داخلی یا محدود به مرزهای سیاسی یک کشور نیست. طبیعت، مرز سیاسی نمیشناسد؛ گسترش آلودگیهای آب، خاک و هوا نیز در پشت مرزها متوقف نمیشود. از این رو، آسیبهای ناشی از جنگ نیز، مسائلی با ماهیت جهانی هستند و به راهحلهای بینالمللی نیاز دارند.»
باید توجه داشت، سخنان رئیسجمهور از آن جهت اهمیت دارد که آثار جنگ معمولاً در قالب تلفات انسانی، تخریب ساختمانها، خسارت به زیرساختهای اقتصادی و اختلال در زندگی روزمره مردم روایت میشود؛ درحالیکه پیامدهای زیستمحیطی جنگ ممکن است سالها پس از پایان درگیری نیز باقی بماند و زندگی نسلهای آینده را تحت تأثیر قرار دهد. آلودگی منابع آب و خاک، تخریب زیستگاههای طبیعی، آسیب به پوشش گیاهی و تهدید حیات گونههای جانوری، از جمله پیامدهایی هستند که میتوانند فراتر از محدوده جغرافیایی درگیری گسترش یابند. از این منظر، طرح موضوع محیطزیست در یک نشست بینالمللی مرتبط با تنوع زیستی، امکان بررسی جنگ را از زاویهای فراتر از ملاحظات صرفاً نظامی و سیاسی فراهم میکند.

تروریسم زیست محیطی
در خلال جنگ تحمیلی سوم، طی ۴۰ روز، شاهد بودیم که دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی با حمله به انبار نفت تهران، ستونی از دود را در پایتخت به وجود آورد و پس از آن، شاهد بارش نفت بر سر خانه ها و خودروها و تیرگی آسمان بودیم.
این اتفاق در شرایطی رخ داد که به گفته کارشناسان، آمریکاییها میدانستند شرایط آبوهوایی تهران بهگونهای است که احتمالاً بارش باران در پیش خواهد بود؛ ازاینرو، همزمانی این حمله با این شرایط جوی، منجر به بروز پدیده بارش باران نفت بر سر شهروندان تهرانی شد.
صرفنظر از این ستون دود، که همچون دریایی از سیاهی، سراسر آسمان شهر را فرا گرفت، این رخداد موجب برهم خوردن شرایط طبیعی تهران و بروز عوارض سنگین زیستمحیطی شد، لذا شاید بتوان گفت بخشی از صحبت های رئیس جمهور مربوط به این حادثه تلخ بود و این مصداق روشن از تروریسم زیست محیطی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر علیه ملت ایران، بود.
در این میان، بر اساس گمانهزنیهای کارشناسان درباره دستکاریهای اقلیمی که آمریکاییها از طریق برخی امکانات خود در پایگاههای منطقهای انجام میدادند، شائبه نقشآفرینی در بروز خشکسالی طی سالهای گذشته در کشورمان را تقویت کرده است، لذا همه این موارد نشان میدهد که آمریکا برای دستیابی به مقاصد شوم خود و به زیر سلطه گرفتن کشورها، از هر ابزاری استفاده میکند و طبیعت، آب، خاک،حیوانات، هوا و اقلیم را نیز مورد تجاوز و تخریب قرار میدهد، بدون آنکه ذره ای برای نسل های آینده و سهم آنان از زندگی ارزش و اهمیتی قرار دهد.

چرا طرح آثار زیستمحیطی جنگ اهمیت سیاسی دارد؟
از سویی در عرصه سیاست بینالملل، صرف بیان خسارتهای جنگ لزوماً به تغییر نگرش افکار عمومی یا افزایش فشار بر طرفهای درگیر منجر نمیشود. آنچه اهمیت دارد، چگونگی روایت این خسارتها، ارائه شواهد قابل ارزیابی و پیوند دادن آنها با دغدغههای مشترک جهانی است.
محیطزیست از جمله موضوعاتی است که محدود به مرزهای سیاسی کشورها نیست. حفاظت از تنوع زیستی، سلامت منابع آب و خاک و جلوگیری از تخریب زیستگاههای طبیعی، دغدغههایی فرامرزی به شمار میروند. به همین دلیل، بیان پیامدهای زیستمحیطی جنگ در جمع نمایندگان کشورهایی که درباره حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی گفتوگو میکنند، میتواند دامنه مخاطبان روایت ایران را گسترش دهد.
در چنین چارچوبی، پیامدهای جنگ دیگر صرفاً مسئلهای مربوط به روابط ایران با آمریکا یا سایر طرفهای درگیر نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با مسئولیتهای بینالمللی در قبال حفاظت از محیطزیست تبدیل میشود. این تغییر زاویه نگاه میتواند زمینه را برای جلب توجه کارشناسان، نهادهای زیستمحیطی و افکار عمومی کشورهای مختلف فراهم کند. بخصوص که شاهد بدیم حملات جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل در دو جنگ تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه، ضربات جبران ناپذیری به محیط زیست، طبیعت و آب و خاک منطقه وارد کرده است.
از حساسیت افکار عمومی تا مطالبه پاسخگویی
از این رو یکی از ظرفیتهای مهم این رویکرد، امکان جلب توجه افکار عمومی به پیامدهایی از جنگ است که ممکن است در پوشش خبری روزمره کمتر دیده شوند. تصاویر تخریب طبیعت، آلودگی منابع آب و خاک یا نابودی زیستگاههای جانوری میتوانند ابعاد انسانی و بلندمدت جنگ را ملموستر کنند؛ بهویژه هنگامی که این خسارتها با مستندات کارشناسی و اطلاعات قابل راستیآزمایی همراه باشند.
از این منظر، سخنان پزشکیان میتواند بخشی از تلاش دیپلماتیک ایران برای برجسته کردن هزینههای جنگ در عرصه بینالمللی تلقی شود. اگر این موضعگیری با ارائه گزارشهای مستند، شناسایی دقیق خسارتها و پیگیری موضوع در مجامع ذیربط همراه شود، ظرفیت بیشتری برای تبدیل شدن به مطالبهای عمومی درباره مسئولیت طرفهای عامل تخریب خواهد داشت.
البته باید میان طرح سیاسی و رسانهای یک موضوع و دستیابی به نتیجه حقوقی یا دیپلماتیک تمایز قائل شد. محکومیت یک کشور در افکار عمومی یا مجامع بینالمللی، صرفاً با بیان یک موضع حاصل نمیشود؛ بلکه به شواهد معتبر، انتساب روشن خسارتها به عاملان آنها و پیگیری مستمر نیاز دارد. بنابراین، سخنان رئیسجمهور را میتوان فرصتی برای تقویت این مسیر دانست، نه بهتنهایی دلیلی بر تحقق آن.
دیپلماسی محیطزیستی؛ فرصتی فراتر از یک سخنرانی
حضور پزشکیان در ایروان و دیدار با رئیسجمهور گرجستان و نخستوزیر ارمنستان، از منظر روابط منطقهای نیز اهمیت داشت؛ اما وجه متمایز این سفر، استفاده از یک تریبون تخصصی برای طرح موضوعی بود که ظرفیت بازتاب در سطحی گستردهتر از روابط دوجانبه را دارد.
اگر ایران بتواند پیامدهای زیستمحیطی جنگ را با دادههای دقیق، مستندات میدانی و ارزیابیهای کارشناسی پیوند دهد، این موضوع میتواند به یکی از محورهای مکمل دیپلماسی کشور تبدیل شود؛ محوری که در کنار روایت خسارتهای انسانی و اقتصادی، بر آثار بلندمدت جنگ بر طبیعت و زندگی نسلهای آینده تمرکز میکند.
در نهایت، اهمیت سفر و سخنان پزشکیان در این اجلاس و اجلاس های مشابه را باید در فرصتی جستوجو کرد که برای تغییر زاویه نگاه به جنگ ایجاد میکند، زیرا جنگ نهفقط رویارویی نظامی و تخریب زیرساختها و قربانی شدن انسان های بیگناه نیست، بلکه عاملی برای آسیب جدی به محیطزیست و قربانی شدن سرمایههای طبیعی مشترک بشریت است.
تبدیل این پیام به مطالبهای مؤثر در افکار عمومی جهان، مستلزم آن است که دیپلماسی، رسانه و مستندسازی علمی در کنار یکدیگر قرار گیرند و مسئولیت هرگونه خسارت زیستمحیطی بر اساس شواهد روشن پیگیری شود. در واقع از ایروان تا افکار عمومی جهان مسیری بود که پزشکیان از تخریب محیطزیست در جنگ توسط آمریکا و اسرائیل گفت، تا جهان و بخصوص افکار عمومی هشدارهای لازم از تبعات مخرب جنگ در محیط زیست مشترکمان بر روی این کره خاکی را بخوبی دریافت کرده و به هر کس به نوبه خود بر طبل مخالفت خود با هرگونه جنگ و تجاوز بکوبد.





