برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۸۱۶۵
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۲:۲۱
سید مهدی حسینی دورود 

- آن گونه که انتظار می‎رفت کرونا آمد و مدام جان می‎ستاند. اگر باارزش‎ترین موجود هستی انسان است، ارزش اصلی انسان نیز وابسته به گوهر جان اوست.


به تعبیر زیبای مولانا: مقصود از «أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» در «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» همانا جان آدمی است.


احسن التقویم در والتین بخوان
که گرامی گوهرست ای دوست جان


احسن التقویم از عرش او فزون
احسن التقویم از فکرت برون


گر بگویم قیمت این ممتنع
من بسوزم هم بسوزد مستمع


هر جا سخن از وحی و الهام است، گیرندۀ آن همین گوهر جان است. جان ملهم از جانان است و متکی به حق! جان عیسایی است که به دریای معنا رو کرده است و اگر دیده نمی‎شود از شدت پیدایی اوست.


همچنان که قدر تن از جان بود

  قدر جان از پرتو جانان بود


جان خوی کبریایی دارد و عمر خوش در کنار پرورش جان معنا پیدا می‎کند و اگر جز این باشد، عمر زاغ است که به مردار خواری و نجاست طلبی گذشته است. باید به درخت عمر آب زندگی داد و آن را با خدمت به خلق و بندگی حق جاودانه ساخت. اگر عمر بدون این سعی ارزشمند بگذرد ناخوش است و عقیم. چنان‎که آب حیات بدون مظهر حق آتش سوزنده است. چنین جانی با چنین عمری پس شیرین است و باارزش که مستحق تکریم، توجه و محبت است.

اگر جان خوی کبریایی نداشت و با آب حیات (طاعت حق و خدمت خلق) آمیخته نمی‎شد سپید پوشان عزیز، عاشقانه آن را در طبق اخلاص نمی‎گذاشتند و برای نجات هم‎میهنان در خط مقدم جهاد علیه کرونا قرار نمی‎گرفتند.
راستی مگر از جان عزیزتر و از زندگی شیرین‎تر هم داریم؟ 

مگر نه اینکه «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» هر کس جانی را بگیرد گویی جان همه مردم را گرفته است و هر کس جانی را زنده نگه بدارد، گویی همۀ عالم را زنده نگاه داشته است.

با این فرض چه جرمی بالاتر از بی‎تفاوتی در برابر جان خود و جان دیگران است؟ چه گناهی نابخشوده‎تر از گناه به خطر انداختن جان پزشکان و پرستاران و سپیدپوشان فداکار است؟

انسان شریف در قبال آلوده کردن جامعه و به خطر انداختن همنوعان و از همه مهم‎تر به خطر انداختن فرشتگان سپیدپوش دغدغه دارد و در این لحظات دشوار، به جای گمانه‎زنی سیاسی و نقشه‎خوانی‎های مرسوم، با همه وجود و به دور از شعار و لقلقه زبان به دنبال کاهش ابتلا و سرایت و مرگ‌ومیر است.

انسان شریف در این لحظات پر از وحشت و اضطراب به جای ظلم و احتکار و به جای سفر کردن به همان قدر که برای جان خود و خانواده‌‎اش نگران است، نگران مردم و نگران کادر زحمتکش، پزشکان، پرستاران، داروسازان و کادر فداکار آزمایشگاهی، آشپز، نظافتچی و خدمتگزاران بیمارستان‎ها است.

عزیزانی که به این مقدار خدمت بسنده نمی‎کنند و با همۀ رنج‎ها و غم‎های نهفته در دل خود، رقص‎کنان طعنه‎ها را بر جان شیرین خود می‎خرند وامید می‎آفرینند تا جانی دوباره در بیماران جاری کنند و احیای جان نمایند.

در پایان خالی از لطف نیست که از فداکاران عرصۀ رسانه و خبرنگاران که دوشادوش پزشکان مردم را نسبت به این خطر عظیم آگاهی می‎بخشند یادی کنیم و بگوییم که قدردان و دعاگوی شما نیز هستیم.
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
وبگردی
پربیننده ها