برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۷۸۹۰
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۹
وقتی امیرالمؤمنین به حکومت رسیدند، مخاطبان حضرت را به‌عنوان معصوم قبول نداشتند. حداکثر ایشان را در سایه خلفای اول و دوم و با مشی مخالف با خلیفه سوم می‌دانستند. ماجرای تشیع و تسنن به‌معنای امروزی کلمه نبود؛ الا برای افراد معدودی.
گروه سياسي هشت صبح: پل‌زدن از وقایع تاریخ اسلام به اندیشه و معرفت سیاسی یکی از ضرورت‌هایی است که علمای دین باید عهده‌دار آن باشند. حجت‌الاسلام حامد کاشانی، یکی از مبلغان جوان، پژوهشگر و خوش‌سخنی است که درباره سیره سیاسی و زمانه امیرالمؤمنین تحقیق و در منبر آن را تبیین می‌کند. در‌همین‌زمینه روزنامه صبح نو با وي گفت و گويي كرده كه مهمترين بخش هاي آن به شرح زير است:

وقتی امیرالمؤمنین به حکومت رسیدند، مخاطبان حضرت را به‌عنوان معصوم قبول نداشتند. حداکثر ایشان را در سایه خلفای اول و دوم و با مشی مخالف با خلیفه سوم می‌دانستند. ماجرای تشیع و تسنن به‌معنای امروزی کلمه نبود؛ الا برای افراد معدودی.

خود امیرالمؤمنین هم شعارش را مبارزه با حرام‌خواری قرار داده بود. اشرافیت چند دسته و گونه دارد. یک اشرافیت در سطح مسوولان داریم و یک اشرافیت در سطح جامعه و غیرمسوولان.

نگاه امیرالمؤمنین به اشرافیت غیرمسوولان توصیه‌ای است؛ مثلا به یکی از رفقایش گفت این خانه بزرگ را برای چه هدفی می‌خواهی؟ آن شخص گفت آیا داشتن این خانه حرام است؟ حضرت فرمود نه، اگر با آن صله‌رحم کنی، فقرا را دعوت کنی و... می‌تواند خوب هم باشد؛ اما حضرت امیر با مسوولان حکومتی دو جور برخورد می‌کرد. درباره این موضوع که مسوولان فقط با اشراف دم‌خور باشند یا ریخت‌وپاش ظاهری و تفاخر کنند، برخورد می‌کرد؛ اما این‌طور نبود که بخواهد ثروت کارگزاران را از آن‌ها بگیرد. قیس بن‌سعد بن‌عباده، فرماندار مصر، از پولدارترین افراد تاریخ صدر اسلام بوده است؛ اما از طرف امیرالمؤمنین فرماندار شده است. 

حضرت با مالکیت و مال حلال مشکلی ندارد؛ اما با مسوولی که تفاخر کند یا مانند عثمان بن‌حنیف در مجلسی شرکت کند که فقط ثروتمندان حضور دارند، مخالف است. زندگی شخصی حضرت هم قبل از حکومت زاهدانه است و بعد از حکومت زهد شدیدتری دارد. بسیاری از مردم تعجب می‌کردند؛ اما چون ایشان حاکم جامعه اسلامی بود، می‌فرمودند من نگران همه جامعه اسلامی هستم و در پایین‌ترین سطح زندگی می‌کردند.

حضرت امیر شب‌ها به فقرا و خانواده‌های کشته‌شدگان نهروان سر می‌زد.

مطرح کرده‌اند که انتقاد از معصوم هم جایز است؛ بدون اینکه شرایط تاریخی را در نظر بگیرند؛ مثلا نمی‌بینند جامعه آن روز امیرالمؤمنین را معصوم نمی‌پنداشت و به‌همین‌دلیل انتقاد می‌شد. درباره‌ والیانی که حضرت امیر منصوب می‌کردند، هرکدام‌شان داستانی دارند که ما پروژه‌ای تحقیقاتی درباره آن انجام دادیم و به‌زودی کتابش منتشر می‌شود.

حکومت امیرالمؤمنین ظلم غالب ندارد. بنده نمی‌گویم در حکومت حضرت ظلمی اتفاق نیفتاده است. خود حضرت ظلم نمی‌کند؛ اما کارگزاری ممکن است ظلم کند؛ ولی این ظلم غالب نیست. عده‌ای چون می‌بینند حکومت حضرت شکست خورد، چنین مدل حکومتی را شکست‌خورده می‌بینند. البته اینکه چرا حکومت امیرالمؤمنین تضعیف شد، دلایلی دارد. اگر در جنگ صفین فتنه‌ای که اشعث درست کرد، دو ساعت به‌تأخیر می‌افتاد، معاویه کشته و امیرالمؤمنین پیروز شده بود و حکمیت رخ نمی‌داد و جریان طور دیگری پیش می‌رفت. خود حضرت در خطبه 208 نهج‌البلاغه می‌فرماید همه‌چیز داشت خوب پیش می‌رفت تا آن لحظه‌ای که شما از جنگ خسته شدید و با اینکه در آستانه پیروزی بودید و دشمن از شما خسته‌تر بود، شما سراغ حکمیت رفتید.

روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
وبگردی