برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۶۸۳۵
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۶
از خاکریزهای جبهه تا خاکریزهای شهر تهران:
تاکنون پیش نیامده که نظام قضایی ایران اعتبار و آبروی خود را هزینه شخص یا گروهی کند ولی در این میان برخی در تلاشند تا همه چیز را از عینک جناحی و سیاسی ببینند.
به گزارش گروه سیاسی هشت صبح:  در چند سال اخیر موضوعات فراوانی در عرصه سیاسی و اقتصادی روی داده که به کشاکش جناح های اصلاح طلب و اصولگرا با یکدیگر انجامیده است. نمود آن را می توان در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان دید در سال گذشته مشاهده کرد. درگیرهای جناحی با ورود عنصر جدیدی به نام شبکه های اجتماعی به حدی بالا بود که تنها شایعات بودند که خریدار داشتند! با عبور از آن زمستان سرد، انتخاباتی دیگر در اردیبهشت 96 در راه است که از چند ماه گذشته به محلی برای جدل و آغاز مجدد حسابکشی های سیاسی تبدیل شده که حتی برخی از شخصیت های انقلابی نیز قربانی این جدل ها شده اند.

حداقل رو راست باشید/ داستان سردار تنها در پاییز سیاسی تهران

از خاکریزهای جبهه تا خاکریزهای شهر تهران

نامش محمدباقر قالیباف است از سرداران خوشنام جنگ تحمیلی هشت ساله که دوشادوش بزرگانی چون شهید باکری، شهید باقری و شهیدان زنده ای چون سردار سلیمانی، آن حماسه بی مانند را رقم زدند. با عبوراز حماسه، جهاد را در قرارگاه سازندگی خاتم و نیروی هوایی سپاه در پیش گرفت و در نهایت پا در نیروی انتظامی گذاشت و پس از چند صباحی با مدیریت جهادی و مدرنی که در پیش گرفته بود، تحول گسترده در آن نیرو ایجاد و شکل و شمایل تازه ای به نیروی انتظامی بخشید.

اما بیشترین تحول در زندگی قالیباف با ورود به انتخابات ریاست جمهوری 84 رقم خورد. در اولین آزمون انتخاباتی با وجود سیر اتهامات گروه ها و جریان های سیاسی نسبت به سابقه نظامی وی، توانست بالاتر از مصطفی معین، علی لاریجانی و محسن مهرعلیزاده قرار گیرد. با موافقت شورای شهر تهران در سال 84، قالیباف وارد ساختمان خیابان بهشت شد و تا به امروز در این مسند به خدمت پرداخته است. به اذعان موافقان و مخالفان شهردار تهران، تغییراتی که تهران در طول بیش از یک دهه اخیر شاهدش بوده، بی نظیر است. تنها کافیست تصاویر آرشیوی سال 84 را با امروز مقایسه کرد تا به قضاوت صحیح درباره کارنامه قالیباف پرداخت.

شهردار تهران سنگ آسیاب جناح های سیاسی کشور

ورود به دنیای سیاست بازی های خاص خود را دارد، از سال 84 که قالیباف بخت خود را برای ورود به ساختمان پاستور امتحان کرد، تمامی اقدامات و فعالیت های عمومی و خصوصی اش زیر ذره بین جریان های سیاسی و رسانه ها قرار گرفته و با برچسب انتخاباتی به آن، این فعالیت ها را زیر سوال می برند. محمدباقر قالیباف در هر عرصه ای حضور پیدا کرده با کارنامه ای موفق مدیریتی آن را به پایان رسانده و به خوبی قابل فهم است که ظرفیت های نهفته در وی می تواند در حوزه های دیگری نیز تحول ایجاد کند، ولی این قبیل ویژگی ها در عالم سیاست به بازی گرفته می شود و با خوانش سیاسی محض رقیبان، چالش ها و بحران هایی در پی می آورد.

شهردار تهران بار دیگر در سال 92 وارد رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری شد که به سبب عدم ائتلاف میان اصولگرایان، وی از رقابت با حسن روحانی باز ماند ولی با این حساب بازهم در ردیف دوم آرا قرار گرفت. با وجود آنکه اصلاح طلبان با کنار گذاشتن تمامی اختلافاتی که با یک نیروی راست محافظه کار قدیمی داشتند، توانستند بر آن گزینه یعنی روحانی اجماع کنند، مشخص نیست چرا اصولگرایان، ظرفیت سبدهای رای خود را آنگونه تقسیم کردند تا روحانی به راحتی در تشتت آرای اصولگرایان به پاستور راه یابد. درآن انتخابات، قالیباف از سوی دو نیروی اصلاح طلب به یک طریق و اصولگرا به روش دیگری، تحت فشار و تخریب بود. اصلاح طلبان با پیش کشیدن سابقه نظامی قالیباف و کارنامه او در غائله تیر 78، سعی در تخریبش داشتند، درست در زمانیکه حسن روحانی به عنوان رئیس شورای امنیت ملی، صحنه گردان اصلی ماجراهای برخورد با معترضان و فتنه گران بود. در آنسو اصولگرایان در رایزنی با یکدیگر نتوانستند برنامی کارآمد اجماع کنند که بیشترین شانس پیروزی را داشت و با لابی گری سعی در کنار زدن قالیباف را داشتند؛ گزینه ای که در نظرسنجی ها نسبت به سایر رقبا شانس بالاتری داشت.

رقابت دو وجهی برای حذف قالیباف

بهار سال آینده، بار دیگر فصل انتخابات فرا می رسد و از هم اینک، جریان های سیاسی، در حال تلاش برای رسیدن به گزینه های خود هستند. از سوی اصلاح طلبان و اعتدالیون، حسن روحانی به عنوان گزینه اصلی انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده و برنامه های ویژه ای برای قبضه شورای های شهر و روستا، علل خصوص تهران در سر دارند. اما اصولگرایان همچنان در کلاف سردرگم اجماع اسیر مانده اند و تاکنون نتوانستند راهبرد و برنامه های انتخاباتی خود را مشخص سازند.

در ماه های اخیر فشار های زیادی بر دوش شهردار تهران سنگینی می کند و علی رغم شفاف سازی وی، این فشارها ادامه دارد؟ از این رو  باید دو نکته اساسی را در نظر گرفت:

1- قالیباف نشان داده از پتانسیل بالایی برای رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری برخوردار است و در صورت وجود اجماع می تواند شانس بالایی برای ورود به پاستور داشته باشد.

2- در کنار انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات شوراها نیز صورت خواهد گرفت. اصلاح طلبان برنامه های خاصی برای رسیدن به شورای شهر تهران دارند. یکی از مهمترین این برنامه ها، زیر سوال بردن کارنامه مدیریتی شهردار تهران است تا با تخریب آن، آرای بیشتری را به سمت اصلاح طلبان جلب کنند.

با در نظر گرفتن این دو نکته، حتی اگر، شهردار تهران به صورت علنی و رسمی اعلام کند که هیچ برنامه ای برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری ندارد، بازهم تخریب ها ادامه خواهد داشت؛ چرا که جریان اصلاح طلب و رسانه های آن، در راهبرد انتخاباتی مخرب خود، باید مدیریت 12 ساله قالیباف بر شهرداری تهران و در کنار آن، نمایندگان اصولگرا و مستقل شورا را زیر سوال ببرند و افکار عمومی را دچار انحراف و تردید کنند.

به طور کلی اصلاح طلبان در استراتژی خود، بازگشت تدریجی به قدرت را گنجانده اند و با صبر و انتظار، پله به پله، خود را به مرکز قدرت سیاسی در ایران نزدیک می کنند. دوران روحانی، دوره گذری است که اصلاح طلبان ابتدا با ورود به مجلس و سپس، شوراهای شهر و روستا، در پی قبضه کردن قدرت اجرایی کشور در سال 1400 هستند که با در اختیار داشتن، تریبون های مجلس و شهرداری تهران، قدرت مانور بالایی برای پرش به سمت ریاست جمهوری، در اختیار خواهند داشت.

بی دلیل نیست که در ماه های اخیر، شایعات و حجم تخریب ها علیه قالیباف افزایش پیدا کرده و حتی زندگی خصوصی نزدیکان وی نیز، بازیچه بازی سیاسی شده است. پس از فروکش کرده هر تهمتی، به سرعت اتهامات دیگری وارد فضای مجازی می شوند. به نظر می رسد، سناریو ویژه ای در پشت صحنه در جریان است.در ماه های ابتدای سال، شایعه درباره مراسم عروسی دختر شهردار تهران، اوج گرفت که با انتشار تصاویری، تمامی آن ادعاها نقش بر آب شد. در ادامه نیز مساله واگذاری ها املاک در تهران مطرح شد و اینک نیز موسسه خیریه امام رضا (ع) و مرکز تحقیقاتی مغز و اعصاب پروفسور سمیعی، در گرداب بازی های سیاسی گرفتار آمده اند.

سند مظلومیت شهردار تهران

در چند روز اخیر تحولاتی روی داده که نشان می دهد ادعاهای قالیباف درباره برخی از مسائل، واقعیت داشته است. در حالیکه موضوع املاک در تهران از سوی سازمان بازرسی دنبال می شد، با انتشار سند مخدوش و محرمانه سازمان بازرسی از سوی یاشار سلطانی، وی بازداشت شد. تمام رسانه های اصلاح طلب دلیل بازداشت او را شکایت شهرداری و شورای شهر تهران معرفی کردند ولی حجت الاسلام اژه ای، سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری هفتگی خود به صراحت اعلام کرد، شهرداری تهران، هیچ شکایتی را علیه یاشار سلطانی مطرح نکرده است. شارلاتانیزم رسانه ای اصلاح طلبان علیه شهردار تهران، در این ماجرا کاملا مشخص است. با وجود این، با اظهارات جدید جعفری دادستان تهران درباره یاشار سلطانی، ابعاد دیگری از ماجرای املاک عیان گشته که نشان از یک بازی کاملا سیاسی از سوی اصلاح طلبان را دارد. بنابر این اظهارات، کسی که تصویر اسناد سازمان بازرسی کشور را در اختیار سلطانی قرار داده، کسی نبوده به جزء حکیمی پور، عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران! و با آنکه علم بر محرمانه بودن آن را داشتند، این اسناد را منتشر کرده اند!

در ماجرای واگذاری زمین به خیریه امام رضا(ع) نیز، مشخص شده زمین ادعایی برای ساخت بزرگترین مرکز تحقیقات مغز و اعصاب به سرپرسی پروفسور مجید سمیعی، اختصاص یافته و اعضای اصلاح طلب و اصولگرای شهر تهران از ابتدای ساخت این پروژه، نسبت به واگذاری زمین و کمک های شهردرای تهران در جریان برنامه ها بوده اند و حتی برای این کمک ها مصوبه نیز داشته اند. اما تنها به دلیل حضور همسر قالیباف در هیات مدیره خیریه، سیل اتهامات و فشارها به سمت شهردار تهران روانه شده است تا از این سوژه نیز پرونده ای برای تخریب وی مهیا سازند.

داستان مظلومیت شهردار تهران داستان جالبی است. حال آنکه بررسی های و اظهارات مقامات قضایی و سیاسی ثابت کرده قالیباف در تمامی ادعاهای مطرح شده علیه او نقشی ندارد، با این وجود، از یکسو جریان اصلاح طلب به دنبال سوژه های دیگر برای تخریب است و جریان اصولگرا نیز با سکوت از کنار این تخریب ها عبور کرده است. حتی باید فراتر ازاین را عنوان کرد که برخی از افراد  مدعی انقلابی گری و ارزش گرا، در یک بازی گمراه کننده در دام مظلوم نمایی یاشار سلطانی قرار گرفتند و به دلجویی از وی پرداختند! در حالیکه بنابر اذعان مقامات قضایی، جرم او محرز است.

در پایان باید این نکته را گوشزد کرد که از رقبای سیاسی اصلاح طلب هیچ انتظاری نمی رود، اما اصولگرایانی که خود را نزدیک به گفتمان انقلابی می دانند، چرا به این گونه با شخصیتی که در طول دوران فرماندهی در جنگ و سپس مدیریت در سازمان های مختلف، بیشترین خدمت را به تفکر و گفتمان انقلابی و ارزشی، داشته رفتار می کنند و به جای دفاع از شهردار تهران، با سکوت و انفعال از کنار تمامی سیر تخریب ها عبور می کنند!

روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
وبگردی