برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۵۲۹۳
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۶
يك وكيل با رد درخواست وکالت بيمار: هميشه در پرونده‌هاي قصور پزشكي برنده پزشکان هستند؟! / ماجراي بيماري و مرگ عباس كيارستمي و بازتاب‌هايي كه در جامعه داشت، حكايت از باز شدن سر دملي چركين دارد.
روزنامه جوان: ماجراي بيماري و مرگ عباس كيارستمي و بازتاب‌هايي كه در جامعه داشت، حكايت از باز شدن سر دملي چركين دارد. اين دمل هم بي‌اخلاقي، ‌قصور و خطاهاي گسترده برخي پزشكان است. با جست‌وجويي ساده در اطرافيان خودتان متوجه مي‌شويد ماجراي خطا و قصور پزشكي به كيارستمي محدود نيست و بسياري از مردم يا خودشان گرفتار اين ماجرا شده‌اند يا كساني را مي‌شناسند كه بر اثر سهل‌انگاري يا بيسوادي و حتي سودجويي برخي پزشكان گرفتار شده يا جان‌شان را از دست داده‌اند. نكته قابل‌تأمل اينجاست كه با اجراي طرح تحول سلامت و به رغم آنكه بنا بود نظارت بيشتري بر درمان صورت بگيرد، آنچه براي مردم محسوس است افزايش خطاهاي پزشكي است. انگار افزايش چند برابري دستمزد و كارانه پزشكان بيش از آنكه بر كيفيت كار آنها تأثير بگذارد موجب شده براي بالا بردن كميت و دستمزدشان بيش از پيش دچار خطا و سهل‌انگاري شوند.

كافي است گزارشي از يك خطاي پزشكي رسانه‌اي شود. در چنين شرايطي مسئولان وزارت بهداشت و شخص وزير به سرعت رسانه‌ها را به از بين بردن اعتماد مردم نسبت به جامعه پزشكي محكوم مي‌كنند. از بين رفتن اعتماد مردم به جامعه پزشكي هرچند حقيقتي غيرقابل انكار است اما اين بي‌اعتمادي محصول اطلاع‌رساني و شفاف‌سازي‌هاي رسانه‌اي نيست بلكه بازتابي از عملكرد خود پزشكان است.

طبيعي است اگر بيماران براي درمان به پزشكي مراجعه كنند و تلاش و تعهد وي را ببينند، هيچ چيزي نمي‌تواند اعتمادشان را نسبت به اين قشر كه در مجموع از مقبوليت و محبوبيت اجتماعي بالايي هم برخوردار است سلب كند. اين گزارش اما چند نمونه‌ از مراجعه مخاطبان روزنامه جوان درباره پرونده‌هاي پزشكي بيماران‌شان است؛‌مواردي كه معتقدند باز هم پاي قصور و سهل‌انگاري پزشكان يا كادر درمان در ميان است. از همه جالب‌تر اينكه با مراجعه يكي از بيماران شاكي از پزشك به يك وكيل كاركشته، وي ضمن قبول نكردن وكالت اين پرونده تأكيد كرده: در اين پرونده‌ها هميشه پزشك برنده است.
  
مرگ باسوراخ شدن مجاري صفراوي
چند روزي بيشتر از فوت فاطمه شيباني نمي‌گذرد. اين زن 56 ساله مدتي بود كه دچار دل دردهاي شديد مي‌شد و با تشخيص پزشك معالج كيسه صفراي وي در يكي از بيمارستان‌هاي اراك خارج مي‌شود اما مشكلات اين خانم همچنان ادامه مي‌يابد. اين بار پزشك تشخيص مي‌دهد سنگي در مجاري صفراي وي وجود دارد. خانم شيباني دوباره به اتاق عمل مي‌رود تا سنگي كه در مجاري صفراي وي قرار دارد خارج شود اما اين بار مجاري صفرا سوراخ مي‌شود اما كادر درمان متوجه اين موضوع نمي‌شوند. طي دو روزي كه بيمار زنده بوده دچار ورم شديدي در ناحيه شكم مي‌شود و وقتي پزشكان متوجه سوراخ شدن مجاري صفراوي وي مي‌شوند و دوباره براي درمان به اتاق عمل فرستاده مي‌شود، ‌ديگر زنده نمي‌ماند.
   
سايه مرگ بر سر  بيمار  از تشخيص بد
آقاي محمدي هم بيمار ديگري است كه ماه رمضان امسال با دردهاي شديد شكمي به بيمارستان «چ» مراجعه مي‌كند اما با تزريق سرم و مسكن به خانه فرستاده مي‌شود. درد و مراجعه به بيمارستان طي دو روز بعد هم ادامه مي‌يابد و حتي پزشكان براي وي آزمايش ادار و مدفوع تجويز مي‌كنند اما تشخيصي در كار نيست. در نهايت بعد از سه روز درد، آپانديس آقاي محمدي مي‌تركد و بي‌هوش شده و به زمين مي‌افتد. وي را به همان بيمارستان مي‌رسانند اما از ساعت 21 تا  يک‌و‌نيم  بامداد پزشكان موفق به تشخيص علت درد طاقت‌فرساي وي نمي‌شوند. سرانجام ساعت یک و نیم  بامداد وي را با فرض سوراخ شدن معده به اتاق عمل مي‌برند و شكمش را باز مي‌كنند. با باز شدن شكم بالاخره پزشكان با آپانديسي مواجه مي‌شوند كه تركيده است و شكم را شست‌وشو داده و به شكلي بسيار نامناسب مي‌دوزند.

اين اما پايان ماجرا نيست و آقاي محمدي دو روز بعد از مرخص شدن از بيمارستان دچار خونريزي شديد مي‌شود، به گونه‌اي كه وقتي وي را به بيمارستان مي‌رسانند سه واحد خون به وي تزريق مي‌شود و بنا به تأكيد پزشك اگر خون به وي تزريق نمي‌شد ممكن بود بميرد. خونريزي متوقف مي‌شود اما هنوز هم پزشك معالج دليلي براي اين خونريزي ندارد. وي در پاسخ آقاي محمدي درباره علت اين خونريزي گفته است: خونريزي كه بند آمده، به علتش چه كار داري!

حالا آقاي محمدي مي‌گويد: من 12- 13 روز بيمارستان بستري بودم و 16 كيلو وزن كم كرده‌ام و تا دم مرگ رفته‌ام. وقتي علت خونريزي شديدي كه داشته‌ام معلوم نشده از كجا معلوم كه اين ماجرا تكرار نشود؟
  
شكستگي پايي كه منجر به مرگ شد
غلامعلي چيذري هم بيمار ديگري است كه سال گذشته با شكستگي پا به يكي از بيمارستان‌ها مراجعه مي‌كند اما هرگز به خانه باز نمي‌گردد. اين بيمار كه دريچه آئورتش مصنوعي بوده قرص رقيق‌كننده خون (وارفارين) مصرف مي‌كرده و در عمل زندگي‌اش به مصرف اين قرص وابسته بوده زيرا با عادي شدن غلظت خون خطر سكته قلبي در اين بيماران وجود دارد. به گفته فرزند اين بيمار در طول درمان پزشك معالج آقاي چيذري آقاي دكتر «ك» كه سهامدار بيمارستان آتيه است يك بار هم بر سر بالين بيمار حضور پيدا نكرد و تنها رزيدنت وي صبح‌ها به همراه ديگر رزيدنت‌ها به بخش سر مي‌زدند. عمل جراحي هم توسط همين رزيدنت انجام مي‌شود. براي انجام جراحي قرص وارفارين را قطع مي‌كنند. طبق روال بايد غلظت خون با آزمايش كنترل مي‌شد.

فرزند آقاي چيذري كه همراه وي بوده، مي‌گويد:‌شنبه 11 مهر 94 پدر را عمل كردند. روز سه‌شنبه بود كه تكنسيني كه براي گرفتن نمونه خون مي‌آمد به من گفت خون پدر شما دارد شبيه افراد عادي مي‌شود و خطرناك است. به پزشكش بگوييد زودتر وارفارين را شروع كند. وي مي‌گويد از همان روز اول به رزيدنتي كه به جاي دكتر «ك» پزشك پدر شده بود مي‌گفتم كه وارفارينش را كي شروع مي‌كنيد ولي توجهي نمي‌كرد و تا زماني كه همين رزيدنت دستور حضور دكتر قلب و تجويز وارفارين را نمي‌داد كسي نمي‌توانست كاري كند. سرانجام پدرم چهار روز بعد از عمل 15 مهر به دليل بالا رفتن غلظت خون و سكته قلبي فوت شد. وي درباره شكايت از بيمارستان مي‌گويد: در روز فوت پدر هيچ پزشكي در بيمارستان حضور نداشت تا گواهي فوت صادر كند. بعد هم با كلي امضا جسد را به ما تحويل دادند و گفتند اگر شكايت داريد بايد جسد به پزشكي قانوني برود اما ما ديديم اميدي به نتيجه نداريم، پس شكايت نكرديم.
 
هميشه پزشك برنده است
آقاي علوي  هم بيمار ديگري است كه در يكي از مراكز درماني اصفهان به دليل قصور و تزريق بيش از حد سرم بدون در نظر گرفتن ميزان ادرار با تجمع مايعات در بدن و ايست قلبي مواجه شده و فوت مي‌كند.

خانم «ق» هم بيمار ديگري است كه براي درمان انحراف زانو به دكتر «ف» در يكي از معروف‌ترين بيمارستان‌هاي خصوصي تهران مراجعه مي‌كند. آبان 92 اين پزشك با گرفتن 800 هزار تومان زيرميزي زانوي خانم «ق» را عمل مي‌كند اما بعد از 1/5 سال درد شديد پزشك دليل ادامه درد و ناراحتي را ضعف استخوان و جوش نخوردن آن اعلام مي‌كند و مي‌گويد: بايد دوباره تحت عمل پيوند استخوان قرار بگيري. شهريور سال گذشته اين عمل مجدد انجام مي‌شود اما با گذشت حدود يك سال همچنان درد و انحراف زانوي اين خانم ادامه دارد. وي كه مي‌خواهد از پزشكش شكايت كند سراغ وكيلي سرشناس رفته اما وكيل به خانم «ف» گفته است: «‌در جرائم پزشكي كار به جايي نمي‌رسد و پزشك است كه برنده مي‌شود، پس بهتر است وكيل نگيري!»
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: