برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۴۴۵۱
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۲
گسترش شتابان تکنولوژی ارتباطی مسائل جدیدی را درباره قدرت رسانه ها در مواجهه مخاطبان با آن ها پدید آورده است که تصویرسازی جنسيتی زنان و مردان در رسانه ها یکی از موارد آن است.
روزنامه قانون: گسترش شتابان تکنولوژی ارتباطی مسائل جدیدی را  درباره قدرت رسانه ها در مواجهه مخاطبان با آن ها پدید آورده است که تصویرسازی جنسيتی زنان و مردان در رسانه ها یکی از موارد آن است. امروزه رسانه قوی ترین ابزارها برای طرح و رواج اندیشه و کارآمدترین وسایل برای نفوذ فرهنگ و نگرش به قلب جوامع است. از این رو نام «رسانه» سرفصل بسیاری از مباحث اجتماعی قرار گرفته و در این میان مبحث «زن و رسانه » از اصلی ترین موضوعاتی است که طی دهه گذشته مورد نظر اندیشمندان، جامعه شناسان و به ویژه دست اندرکاران مسائل زنان بوده است. اما در صدا و سيماي ملي كشور ما نزول شخصیت و تصویر زن در حد يك تيپ ومعمولا همراه با افراط و تفريط مانعي براي نشان دادن تصوير واقعي زن ايراني مسلمان است. كما اينكه هفته گذشته به همراه فعالان حوزه زنان و خانواده در ضيافت افطاري رييس جمهور از يكي از هنرمندان خانم راجع به تلويزيون پرسيدم؛ گفت: « با آنكه خودم از تلويزيون آمده ام اما فعلا قصد ندارم برنامه اي در تلويزيون داشته باشم. رسانه ملي بايد رفتار با زنان را بياموزد و منتظريم ببينيم بعد از اين تغييرات مديريتي چه پيش خواهد آمد.» 

زنان در سريال ها

اغلب برنامه هاي صدا و سيما حكايت از آن دارد كه زن ايراني را نمي شناسند در حالي كه فيلم هاي سينمايي جايگاه واقعي تري براي زنان متصورند. در بيشتر سريال هاي ايراني زن يا موجودي است خبيث و ضددين و ضد خانواده و غربزده با لباس ها و پوشش‌هاي آنچناني يا موجودي است ايثارگر و محجبه و منشا‌ءتمام خيرات و بركات. يعني مثل اكثر موارد نگاه سياه و سفيد. در حالي كه قدم زدن در فضاي حقيقي و مجازي بسياري از زن ها را نمايشگر است كه از بام تا شام براي خانواده و فرزندان تلاش مي‌كنند و در كنار آن تلاش براي جامعه هم از يادشان نمي رود؛ تحصيل و تدريس هم مي كنند؛ كتاب ها و فيلم هاي روشنفكري هم مي‌خوانند و مي بينند اما اصول خود را هم فراموش نمي كنند.  لزوما هر زني كه خانه دار است پايبندي خانوادگي  اش بيشتر از زني كه فعال اقتصادي، سياسي و مدني است نيست اما رسانه معمولا دو عدد بيشتر ندارد يا صفر يا صد. در حالي كه بين صفر و صد ميليون‌ها عدد وجود دارد! مورد اسفناك ديگري كه در دولت قبل بيشتر به اثبات عدم رفتار صحيح رسانه ملي با زنان دامن مي زد، ساخت و پرداخت اين ذهنيت بود كه پشت هر مرد خيانتكار دقيقا كمبودي از همسرش وجود دارد و گاه اين كمبود با شاخص تعجب برانگيزي مانند جديت زن در شغلش نمايش داده مي شد. 

وقتى زنان در نمایش‏هاى رسانه ملى مشکل هویت دارند و به تعبیر درست‏تر از بى‏هویتى رنج مى‏برند، چگونه مى‏توان از نسل جوان به خصوص بانوان خواست که هویت مستقل خود را حفظ کنند؟ روشن است اگر زنان، برجسته و کمال یافته و رشید در نمایش‏هاى رسانه جمعى به تصویر کشیده شوند، مى‏توانند الگوهایى باشند که هر گونه سلیقه‏اى را اقناع کنند. ساختن و پرداختن شخصیت مقتدر و مثبت زن، راه نرفته‏اى است که هنوز پیموده نشده است.

زنان در برنامه هاي زنده

تعداد و تكرار حضور زنان در صدا و سيما به نحو معناداري كمتر از مردان است و تعجب هم ندارد كه كارگردان يا تهيه كننده برنامه وقتي در جامعه اي كار مي كند كه حضور زن در يك برنامه طنز مي‌تواند دردسر ايجاد كند؛‌ از هرگونه دعوت از زنان پرهيز كند. ضمن اينكه حضور زنان در برنامه هاي زنده تصويري همواره با القاي نوعي حس اضطراب به بيننده همراه است. وقتي دست ها به كرات به سوي روسري، مقنعه يا چادر براي حفظ حجاب مي رود و زماني كه به كرات آستين هاي ساق دست يا مانتو پايين كشانده مي‌شود ناخودآگاه نه حس حجاب كه نوعي حس استرس را به بيننده القا مي كند. شنيده شده است براي ورود زنان به داخل استوديوها قوانيني وجود دارد كه برخي از آنها مثل نداشتن هرگونه آرايش، لاك، ناخن كاشته شده و... با توجه به تعاليم ديني ما توجيه دارد و برخي ديگر مثل عدم استفاده از لباس تمام سفيد يا تمام مشكي و مواردي از اين دست هيچ توجيهي ندارد به ويژه اينكه صرفا در مورد زنان اعمال مي شود.

 زنان در تبليغات و آگهي هاي بازرگاني

بازنمایی زنان در آگهی ها اغلب با مجموعه ای از تصاویر و ایماژهای کلیشه ای فرهنگی همراه است. در واقع علی رغم تدابیری که برای از میان بردن تصاویر کلیشه ای فرهنگی در آگهی‌های بازرگانی اندیشیده شده، همچنان آگهی ها پر از تصاویر و ایماژهایی است که زنان را به صورت فرودست نشان می دهد. در این آگهی ها  زنان به عنوان کسانی که هویتی مستقل از خود ندارند و همواره نیازمند حمایتی پدرانه- مردانه هستند؛ بازنمایی شده اند. یافته‌ها نشان داد که هویت زنانه همواره بازتابی از کلیشه های رایج در جامعه ایرانی است. این کلیشه ها زنان را متعلق به خانه و محیط آن می داند و با استفاده از تصاویر رسانه ای در پی تشدید روابط موجود است. در واقع رسانه ها در پی طبیعی جلوه دادن این روابط برساخته شده به وسیله رمزهای فرهنگی در جامعه هستند.رسانه ها به عنوان جزیی از فرهنگ غیرمادی جوامع انسانی که نقش تعیین کننده ای در ساختن و پرداختن افکار عمومی بر عهده دارند، تنها آنگاه که زمینه پذیرش ذهنی در مخاطبان داشته باشند، قادر به تاثیرگذاری هستند و گرنه اثر آن ها موقتی و گذراست. چنانچه پافشاری رسانه ها برحضور و فعالیت زنان در عرصه عمومی تنها بر پایه هویت جنسی و در رقابت با مردان به عنوان پایمال کنندگان حقوق زنان صورت پذیرد، پویایی لازم را نخواهد داشت.
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: