برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۴۱۴۲
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۸
برخی تحلیل گران روسیه پیش بینی می کنند نظام حاکم بر این کشور دست کم 10 سال دیگر هم دوام بیاورد. در واقع هر چند تغییر اجتناب ناپذیر است، کسی نمی تواند به طور دقیق پیش بینی کند که این تغییر به چه شکلی اعمال خواهد شد. با این همه، در کوتاه مدت اوضاع ساکن بوده و تغییری در کار نخواهد بود.
ساعت 24: ۱۰ سال دیگر چشم انداز سیاسی روسیه چه شکل و شمایلی خواهد داشت؟ آیا روسیه به سمت تجربه دوباره شرایطی می رود که آن را پیش تر با رژیم اتحاد جماهیر شوروی تجربه کرده بود یا آنکه به وادی استبداد و خشونت بیشتر در خواهد افتاد؟ آیا آنهایی که پیش بینی می کنند مسکو با یک انقلاب رو به رو خواهد شد در دیدن بذر تغییرات در قالب فعالیت های مدنی و موج تازه ای از دموکراسی خواهی در تظاهرات کارگری، واقعاً محق هستند؟ با این همه و علی رغم تمام اختلاف نظرهای تحلیلی، به نظر می رسد یک گذار سیاسی در روسیه اجتناب ناپذیر باشد. پرسش تنها بر سر این است که این گذار چه زمان و به چه شکل صورت واقع به خود می گیرد؟

عدد ۱۰ در این سالها در فضای سیاسی روسیه بسیار به گوش می رسد. ابرسرمایه دار سابق و منتقد سیاست های کرملین، میخاییل خودورکوفسکی، معتقد است رژیم کنونی روسیه برای مدت ۱۰ سال دیگر هم بر سر کار خواهد بود. یک گزارش تازه از دانشکده عالی اقتصاد مسکو هم به همین قالب زمان بندی اشاره کرده است، آن هم با اشاره به موضوعاتی مانند افزایش سن بازنشستگی و اصلاحات در دستمزدهای بازنشستگان.

 برگزاری انتخابات، همچنان به رژیم کنونی روسیه مشروعیت می بخشد. کرملین با برگزاری انتخابات، به نقش اکثریت در مشروعیت خود اشاره می کند اما همزمان با محروم کردن اقلیت از حق ابراز وجود، بر مشروع بودن آنها سرپوش می گذارد. در ماه سپتامبر، همان چهار حزبی که هم اکنون در پارلمان حضور دارند، باز هم در انتخاباتی دیگر شرکت می کنند تا مجدداً کرسی هایی را در پارلمان به دست بیاورند. بازیگران سیاسی جدید که عمدتاً در دوران بعد از فروپاشی شوروی شکل گرفته اند، از رژیم حاکم بر روسیه در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۸ دفاع خواهند کرد. اما پیروزی ولادیمیر پوتین در آن انتخابات هم دور از ذهن نیست و دلیل را هم می توان در سردرگمی شایع و بی علاقگی سیاسی و نیز نا امیدی روس ها از آینده ای روشن تر جست و جو کرد. بنابراین شاید این بهترین زمان برای گذار باشد، اما چطور باید این گذار را راهبری کرد؟

آنهایی که نظریه باقی ماندن همین رژیم فعلی در روسیه برای مدت ۱۰ سال آینده را قبول دارند مسأله را به این شکل می بینند: دو سال از ریاست جمهوری پوتین باقی مانده و با احتساب پیروزی او در دور بعدی انتخابات در سال ۲۰۱۸، او تا ۸ سال آینده در قدرت خواهد بود. مدت زمان ۱۰ سال با در نظر گرفتن ۲ سال بعد از پایان ریاست جمهوری او برای گذار به دموکراسی ادامه خواهد یافت. در این دوره، رهبران گذار دموکراتیک، مانند میخاییل خودورکوفسکی و وزیر امور مالی سابق، آلکسی کوردین، قادر خواهند بود روسیه را به سمت برگزاری انتخابات آزاد و سیستمی ببرند که اجازه جا به جایی قدرت را بدهد.

 اکنون در روسیه تلاش هایی از طرف رژیم حاکم در جریان است تا با تغییر سیاست گذاری های اقتصادی، تولید ناخالص داخلی این کشور به سطوح آن در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی بازگردد تا به این ترتیب قلب و ذهن طبقه متوسط روسیه بدون از میان برداشتن بنیان های نظام سیاسی استبدادی این کشور، فتح شود.

روسیه اگر خواهان در اختیار گرفتن سرمایه های بیشتر باشد، باید دست در کار تغییری در نظام سیاسی تلفیقی خود شود، نظامی که تلفیقی است از تئوری توطئه، غرور ملی ای که به شکلی همیشگی جریحه دار شده است و توجیهی برای نظامی که در آن قدرت همان ثروت است و ثروت همان قدرت. اما تا زمانی که چیزی در این کشور تغییر نکرده است، سیاست اقتصادی روسیه چیزی جز تمنای قیمت های بالاتر نفت نخواهد بود.

رژیم پوتین اکنون خود را با یک گارد ملی و یک شبکه امنیتی از سرمایه داران و اشراف معتمد محاصره کرده است و به جای تلاش برای حل مشکلات، تنها به آنها بودجه اختصاص می دهد. از طرف دیگر، مشروعیت رژیم پوتین تنها بر گذشته شکوهمند کشورش استوار است یا اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، بر گذشته شکومند کشوری دیگر: اتحاد جماهیر شوروی. در روسیه کنونی، سیاست های داخلی به سیاست های تاریخی فروکاسته شده اند و هر جنگی «جنگ حافظه» شده است. به دیگر بیان، نوستالژی و اشتیاق برای رام کردن تاریخ، به ابزارهای ایجاد مشروعیت برای پوتین بدل شده اند.

این حقیقت دارد که ترک قدرت از سوی پوتین، بهبود فوری اوضاع و شادی همیشگی را به دنبال نخواهد داشت. جانشین او ممکن است یک ناسیونالیست افراطی باشد، چیزی شبیه برخی از اعضای کنونی تیم او. اگر چنین باشد، پوتین را اکنون می توان نمادی از عقلانیت در نظر گرفت. با این حال، تاریخ نشان داده که گذار دموکراتیک معمولاً از استبداد بسیار متصلب به سمت لیبرال شدن حرکت می کند، رویدادی که نمونه روسی اش را می توان در حرکت از استالین به خروشچف دید. چهره های اصلی اهمیت دارند، اما اجماعی که میان نخبگان سیاسی و جامعه مدنی ایجاد می شود می تواند به سود گذار تمام شود.

 همزمان با اوج گیری مباحثات پیرامون مسیری که روسیه می پیماید، میل به تغییر در جایی که تمایلات استبدادطلبان و عموم مردم به هم پیوند می خورد، با مانع رو به رو می شود. این هر دو یک چیز مشترک می گویند:«چیزی را تغییر ندهید تا اوضاع از این هم بدتر نشود.»

در این شرایط، در روسیه همه چشم به قیمت های نفت دوخته اند. این ساده انگاری خواهد بود که فکر کنیم شرایط کنونی نمی توانند سالهای تداوم داشته باشند. دست کم اکنون، دولت، جامعه تجاری و فضای عمومی روسیه از نهاد های ناقص این کشور رضایت دارند، هر چند عملاً و در دل از اوضاع ناراضی باشند
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: