برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۴۰۱۸
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۳
به نظر می رسد با وجود گذشت قرن ها از تاریخ حیات بشری، دانش و فهم درباره جایگاه زنان با فراز و نشیب های متفاوتی روبه رو بوده است به گونه ای که شاهد ایجاد یک نوع چالش و دگرگونی وسیع در ارتباط با ادراک جایگاه زن در سپهر اندیشه و کنش انسانی بوده ایم.
روزنامه قانون:  به نظر می رسد با وجود گذشت قرن ها از تاریخ حیات بشری، دانش و فهم درباره جایگاه زنان با فراز و نشیب های متفاوتی روبه رو بوده است به گونه ای که شاهد ایجاد یک نوع چالش و دگرگونی وسیع در ارتباط با ادراک جایگاه زن در سپهر اندیشه و کنش انسانی بوده ایم.

از این رو رسانه هم به عنوان انعکاس دهنده این ادراک در میان افکار عمومی با این اختلال روبه رو بوده است؛ به گونه ای که گاه زن به عنوان یک ابزار رسانه ای در جهت جذب مخاطب بیشتر در مکاتب فکری گوناگون مورد استفاده قرار گرفته و گاه در مکاتب مقابل آن، با تفریط و به بهانه آنکه می خواهد کرامت و حرمتش حفظ شود، از عرصه رسانه ای حذف شده است.

این افراط و تفریط در نگاه به زن همواره در کیهان اندیشه بشری جایگاه ویژه ای داشته است و به همین دلیل رسانه‌ها نیز نتوانسته اند انعکاس دهنده حقیقت جایگاه زن در عرصه حیات بشری باشند. اساسا ایجاد تمایز میان مرد و زن جدای از بیان توانایی ها و استعدادهای آنها، یک چالش انحراف‌ساز در برابر انسانیت انسان هایی است که در دو سطح تحلیل کلان از نظر آرایش شکلی در جامعه علمی خود را نشان می دهند. زن و مرد هر دو انسان و انسان ها در توانایی‌ها و استعدادهای خود دارای وضعیت یکساني هستند.

در اینجاست که وقتی ما جامعه انسانی را به زن و مرد تقسیم می کنیم لذا نفس اینکه ما بگوییم مرد از زن توانمند تر است یا برعکس یا اینکه زنان را از مردان جدا بدانیم یا اینکه مردان به واسطه حمایت از زنان ظلم به زنان را بزرگنمایی کنند یا زنان ظلم به خود را از طریق مردان شکوه كنند، خودبه خود عامل پذیرش و نهادینه شدن جدایی زن و مرد در حیات اجتماعی شده است. بنابراین بیش از آنکه ما به زن و مرد بیندیشیم باید به انسان و توانمندی های انسانی در صحنه حیات فرهنگی و اجتماعی رجوع کنیم و به جای جنبه سلبی و جداسازی مرد و زن به جنبه های ایجابی پیوند مرد و زن در قالب انسانی و شایستگی ها و توانمندی های هر فرد در این حیات انسانی و بر حوزه استعدادهای فردی و توانمندی‌های اجتماعی این دو بپردازیم.

 من اساسا مطرح شدن زن و مرد و جدایی این دو را در ادبیات اجتماعی و سیاسی زمینه ساز ظلم بر زنان یا فرار مردان از عدم توانمندی های فردی خود در برابر بسیاری از زنان می دانم؛ چون بعضی از مردان در جهت فرار از ناتوانی‌های خود و سرپوش گذاشتن بر این ناتوانی ها در برابر زنان قدرتمند هستند که ظلم بر زنان را برمی تابند و با بیان آنها، این خط کشی را مبرهن تر وآشکارتر می سازند تا در پرتوي این خط کشی بتوانند خود را در طایفه مردان قوی تر نشان دهند.

این در حالی است که این فرار از یک حقیقت و آن هم توانمندی های مجموعه انسانی است که تحت عنوان زن و مرد به واسطه نیاز جنسیتی برای ادامه نسل در کره خاکی و زندگی انسانی از هم جدا می شوند . بنابراین بیان چنین دیدگاه هایی در واقع آگاهانه یا ناآگاهانه انحراف از یک معیار حقیقی به معنی توانمندی‌ها و استعدادهای انسانی است.

در این میان، رسانه ، تنها انتقال دهنده پیام‌های رمزگذاری شده توسط انسان های فرهیخته است؛ رسانه زمانی موثر می شود که رهبری تحرکات رسانه ای را انسان هایی عهده دار باشند که باور به جایگاه زن به عنوان بخشی از حیات انسانی - نه جدای از حیات گسترده انسانی به معنای در کنار هم بودن مرد و زن- را  بیابند.

مرد و زن هر دو مخلوق حضرت حق بوده و با تفاوت جنسی از جنسیتی یکسان یعنی انسانیت برخوردارند که می تواند توانمندی‌ها و استعدادهای مشترکی را برای آنها ،و همان گونه که مرد می تواند در عرصه توسعه جایگاه ویژه داشته باشد، زن به همان اندازه و گاه به مراتب در بعضی از جایگاه‌ها به واسطه استعدادهای برخاسته از ظرافت می تواند جایگاه مهم تری را داشته باشد.
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: