برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۳۲۳۳
تاریخ انتشار: ۱۵ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۹
در سال ۹۴ با تفاهم و تدوین برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و اجرایی شدن آن، جبهه‌بندی سیاسی به داخل مرزهای جغرافیایی ایران و آمریکا منتقل شد.
دیپلماسی ایرانی: آنچه سال گذشته در لوزان (۱۳ فروردین) و وین (۲۳ تیر و ۲۷ دی) بین ایران و ۱+۵ گذشت غلبه واقعیت بود؛ چنانکه محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران دو سال پیش به وندی شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا توصیه کرده بود که بهتر است «واقعیات را مرور کند نه آرزوها را». شرمن آرزو کرده بود «در ایران هیچ گونه غنی سازی اورانیوم وجود نداشته باشد. هیچ تاسیساتی در ایران نباشد، یک برنامه هسته ای بومی در ایران نباشد.» اما بلافاصله گفته بود «این به معنای آن نیست که به آن ها خواهم رسید. آمریکا نیز مثل اسرائیل دوست دارد که هیچ گونه غنی سازی در ایران انجام نگیرد اما این انتظار بعید است.» این توصیه ظریف بیش از هر چیز توصیفی بود از رویکرد آمریکایی ها در قبال پرونده هسته ایران که از پاسخ شرمن به اسرائیلی های منتقد توافق ژنو در آذر ۹۲ قابل استنباط بود «توافق با ایران بر پایه آنچه معتقدیم نیست بلکه بر پایه آنچه هست که می بینیم، آنچه قابل راستی آزمایی و آنچه قابل نظارت است.» اعلام اینکه در توافق نهایی با ایران غنی سازی محدود و نظارت پذیر و قابل راستی آزمایی گنجانده خواهد شد برخاسته از همین منطق پیش گفته است. سخنرانی باراک اوباما در انجمن «سابان» در ۱۶ آذر ۹۲ را باید یکی از مهم ترین نقاط عطف دیپلماسی واقع گرایانه آمریکا در قبال ایران دانست؛ رئیس جمهور ایالات متحده گفت: «دستیابی به یک توافق ایده آل که بر اساس آن برنامه هسته ای ایران به طور کامل متوقف شده باشد، واقع بینانه نیست. می توان به یک توافق دست یافت که بر اساس آن تضمین ها و پادمان کافی وجود داشته باشد و این اطمینان برای جامعه بین المللی حاصل شود که ایران نخواهد توانست بمب اتمی بسازد. اگر گزینه ای وجود داشته باشد که بر اساس آن ایران حتی تک تک پیچ و مهره های برنامه هسته ای خود را از بین ببرد و احتمال دستیابی به سلاح هسته ای از بین برود و در همین رابطه توانایی نظامی مرتبط با چنین اقدامی نیز از بین برود، من چنین گزینه ای را انتخاب خواهم کرد. اما من می خواهم مطمئن بشوم که همه این نکته را متوجه بشوند که چنین گزینه ای در دسترس نیست. در نتیجه آنچه که ما باید انجام دهیم این است که در این خصوص با توجه به این شرایط تصمیم بگیریم که بهترین گزینه ای که می توانیم مطمئن شویم که ایران به سلاح هسته ای دست نخواهد یافت، چیست؟ باید در این خصوص واقع بین بود و از خود بپرسیم چه چیزی ما را در موقعیت قوی تر قرار می دهد تا این اطمینان را حاصل کنیم که ایران به سلاح هسته ای دست نخواهد یافت.» اوباما با اشاره به خواست بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که خواسته بود هیچ فعالیت غنی سازی نباید در خاک ایران صورت بگیرد، گفت که برچیده شدن کامل برنامه هسته ای ایران با دنیای واقعیت فاصله دارد: «چنین انتظاری به همان اندازه غیرواقعی است که کنگره آمریکا همه طرح ها و لوایح پیشنهادی او را تصویب کند»؛ مزاحی که مخاطبانش با خنده به آن پاسخ دادند. 

توافق خوب در دسترس

ماه ها بود که آمریکایی ها می گفتند عدم توافق بهتر از «توافق بد» است، اسرائیلی ها مدام می گفتند خواهان «توافق خوب» با ایران هستند، جان کری، وزیر خارجه ایالات متحده هم تفاهم لوزان را «یک توافق خوب» دانست؛ محمدجواد ظریف، همتای ایرانی او هم چند باری گفت توافق خوب در دسترس است. اما منظور طرفین از «توافق خوب» یکی بود؟ قبلاً اینطور نبود؛ توافق خوب برای آمریکا، برای ایران توافقی خوب نبود یا بالعکس. اما وقتی ایرانی ها با فرمول برد - برد پشت میز مذاکره نشستند، به این معنی است که این توافق برای هر دو طرف خوب باشد، عبارت بهترش را ظریف بعد از بازگشت از لوزان گفت: «قرار نیست در مذاکره و توافق یک طرف تمام امتیازات را بگیرد و طرف مقابل تسلیم شود.» انتظار این بود که توافق، شکست یکی و پیروزی دیگری نباشد، پس قابل پیش بینی بود که طرفین خواسته های خودشان را در توافق بگنجانند، با تعدیل در بیشینه انتظارات و حداکثر توقعات. توافق خوب برای طرفین، توافقی بود که به خواسته هایشان در سطحی که مقدور و برای خود و دیگری مقبول است برسند. خواسته های ایران عبارت بود از: رسمیت بخشیدن به حق غنی سازی اورانیوم، استمرار فعالیت های تحقیق و توسعه هسته ای، رفع تحریم های اقتصادی بین المللی (شورای امنیت، دولت و کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا)، شفافیت برنامه هسته ای ایران و اعتماد متقابل بین ایران و سایر کشورها. آیا غرب انتظار برچیدن کامل تاسیسات اتمی ایران را داشت؟ دیگر کسی چنین انتظاری نداشت؛ حتی نتانیاهو هم منظورش را از توافق خوب «محدود کردن برنامه هسته ای ایران» معنی کرد. غرب نظارت بر برنامه هسته ای ایران را می خواست؛ راه حلش تحریم بیشتر نبود؛ حتی باراک اوباما بعد از بیانیه لوزان گفت تحریم ها به تنهایی نمی توانست برنامه هسته ای ایران را متوقف کند. راه حل «در دسترس» بازرسی بیشتر بود که غرب به آن رسید. حتی همان تاسیسات فردو که طبق ارزیابی کارشناسان نظامی غربی، با حمله اسرائیل هم قابل بمباران نیست (اسرائیل بمب های جی بی یو – ۲۸ دارد که از بمب های بتن شکن آمریکا کوچکترند) حالا از دنیای اسرارآمیز غرب تبدیل به مرکز تحقیقات هسته ای می شود. خواسته غرب این بود که نگرانی ها از برنامه هسته ای ایران مرتفع شود؛ راه حل آن نه قطعنامه شورای امنیت بود و نه تحریم بیشتر و تهدید نظامی؛ بلکه سپردن کار به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی است تا قابل راستی آزمایی باشد.

توافق بهتر نامحتمل

آیا توافقی بهتر امکان پذیر بود؟ پاسخش را جان کری در روزنامه بوستون گلوب داد که آن ها که توافق را ناکافی می دانند توضیح دهند چه راه حل جایگزینی دارند که نتیجه ای بهتر به دست آورند؟ این سؤال را در ایران نیز بسیاری از منتقدان توافق هسته ای پرسیدند: شما بودید چه می کردید؟ در جلسات کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی، سعید جلیلی مذاکره کننده سابق هسته ای ایران گفت: «آمریکایی ها در استانبول ۲ از خط قرمز غنی سازی و حقوق هسته ای جمهوری اسلامی عقب نشینی کردند و شرمن نماینده آمریکا در مذاکرات، پیام رئیس جمهور آمریکا را در آن جلسه قرائت کرد و اعلام کرد که حق هسته ای و حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسند و ایران در این زمینه استثنا نیست، بلکه باید وارد تعامل و گفت وگو شویم و همکاری متقابل داشته باشیم و بالاخره طرف مقابل (۱+۵) پذیرفت که باید با ایران تعامل و گفت وگو کند.» علی باقری، معاون جلیلی هم در جلسه کمیسیون برجام توضیح داد: «غربی ها در بغداد درخواست کردند که غنی سازی ٢٠ درصد تعطیل، فردو تعطیل و مواد غنی شده هم به خارج از کشور منتقل شود اما به دلیل حرکت راهبردی درست جمهوری اسلامی مطالبات خود را تعدیل کرده و گفتند که غنی سازی ٢٠ درصد تعلیق شود، فردو به سطح آمادگی فعالیت تنزل پیدا کرده و مواد غنی شده هم اکسید شود. این پیشنهادات برای رفع نگرانی ها مطرح شده بود، ایران هم خواهان رفع نگرانی ها شد اما آن ها در آن زمان پیشنهاداتی داشتند که هم وزن و همجنس با مطالباتشان نبود. ما در همین دور از مذاکرات، خواهان لغو تحریم های مالی و بانکی شدیم تا رفع نگرانی ها هم وزن و همجنس باشد. لغو تحریم های مالی و بانکی در قبال تعلیق غنی سازی ٢٠ درصد و اکسید کردن مواد غنی شده مطرح شد و فردو را هم از بده و بستان خارج کردیم، ولی غربی ها گفتند که ما باید برای پاسخ، به پایتخت هایمان برویم، مشورت کنیم و اعلام نظر کنیم.» این درحالیست که در دوره جلیلی هیچ نشانه ای از توافق دیده نشد و حتی خود او درباره مذاکرات آلماتی ۲ در فروردین ۹۲ گفته بود ایران «پیشنهادهایی برای حرکت در مسیر سازنده» ارائه کرده و نمایندگان ۱+۵ «خواهان ارزیابی های بیشتر از شرایط جدید ناشی از ابتکارات ایران شدند.» 

فارغ از این ادعایی که با مرور مواضع تیم جلیلی در آن دوره تأیید نشد، همین توضیحاتشان در مقام منتقد برجام نشان می دهد که راهی که آن ها می خواستند بروند نیز جز همین راه رفته نبود که البته میسر نشد. چه آنکه با توافق وین حق غنی سازی ایران تثبیت، کلیه قطعنامه های تحریم در شورای امنیت و تحریم های هسته ای آمریکا و اتحادیه اروپا لغو شد. فردو فعال بوده و راکتور آب سنگین اراک مانده و ایران تبدیل به کشوری شد که قابلیت همکاری هسته ای دارد. 

تقابل بر سر توافق

اگر تا سال پیش، این مرزبندی دولت ها با توافق هسته ای بود که جغرافیای سیاسی جدیدی خلق کرد که اسرائیل و عربستان سعودی مخالف را در یک سو، فرانسه ایرادگیر را در سوی دیگر و دیگر کشورها را در جبهه موافقین نشان می داد، در سال ۹۴ با تفاهم و تدوین برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و اجرایی شدن آن، این جبهه بندی سیاسی به داخل مرزهای جغرافیایی ایران و آمریکا منتقل شد. اگر تاکنون خط کشی های سیاسی در ایران را تمایز در باورهای سیاسی، نگرش های اقتصادی و برنامه های اجتماعی و فرهنگی مشخص می کرد، توافق هسته ای آغاز دوگانه برجامیان - نابرجامیان بود که حتی رفتارهای سیاسی و نیز جبهه بندی های درونی جناح ها را برهم زد. اصولگرایانی که متحد اصلاح طلبان و اعتدال گرایان شدند و به برجامیان پیوستند و آن ها که انتقاد از دولت روحانی را به زمین انتقاد از توافق بردند و جزو نابرجامیان شدند. این اولین باری بود که مرزبندی های سیاسی چنین با توافق هسته ای شکست و مرزهای جدیدی گذاشته شد که در انتخابات هفتم اسفند مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری چهره اش را نمایان کرد. خطبه های آیت الله احمد جنتی در نماز جمعه تهران در ۲۴ مهر ۱۳۹۴ از پایان یک عصر و آغاز دوره ای دیگر حکایت می کرد. او دو روز پس از آنکه شورای نگهبان با اکثریت آرا طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» را تائید کرد، گفت: «باید برجام را تمام شده بدانیم و دیگر در جلسات عمومی مطرح نشود و بدانیم که اگر خیر یا شر، کم یا زیاد و خوب یا بد بوده است دیگر باید آن را تمام شده تلقی کنیم و باید پیگیر حقوقمان در برجام باشیم.» مخاطب این گفته طیف دلواپسان بودند که از ارسال پیامک تهدیدآمیز به نمایندگان مجلس برای مخالفت با برجام تا تهدید به آبستراکسیون را آزمودند و چون طرفی نبستند به سیم آخر دفن سیمانی تیم مذاکره کننده زدند. عصر دلواپسان در روزهای ۱۹ و ۲۱ مهر ۱۳۹۴ که کلیات و سپس جزئیات طرح برجام در مجلس نهم به تصویب رسید به پایان خود رسید. در این دو روز پایه های مقبولیت ایدئولوژیک و قرابت ارگانیک جبهه پایداری در مجلس فروریخت. عیان کردن جلسه سه نفره علی لاریجانی، علی شمخانی و حجت الاسلام علی اصغر حجازی و انتقاد از تصویب برجام به عنوان تصمیم این سه نفر، ناتوانی در هم صدایی با خواست و اراده کانون های تصمیم ساز نظام (هیات رئیسه مجلس، شورای عالی امنیت ملی و بیت رهبری) علاوه بر دولت بود. تکذیب «نقش مستقل برخی از مسئولین دفتر رهبری در روند بررسی طرح برجام مجلس» از سوی دفتر مقام معظم رهبری نشان داد که جریان مدعی ولایتمداری چه میزان از مکانیزم های تصمیم گیری کلان نظام بی اطلاع است تا جایی که لاریجانی دلیل عدم طرح پیشنهادات نمایندگان درباره جزئیات برجام را «تصمیم کشور» خواند و در پاسخ به مهدی کوچک زاده نماینده طیف پایداری مجلس که پرسید «چه کسی تصمیم گرفته است» جواب داد «همانی که خودت می دانی.» بررسی ۲۰ دقیقه ای جزئیات طرح برجام و تصویب آن آخرین پرده از این تصمیم بود که اشک دلواپسان را درآورد. 

چنانکه در انتخابات مجلس ایران این رفتار نمایندگان در زمان بررسی برجام در مجلس بود که یکی از معیارهای مهم تعیین صف سیاسی شان شد، و به تعبیر یک نامزد اصلاح طلب مجلس، تبدیل به جدال برجامیان و نابرجامیان شد، در ایالات متحده نیز صف آرایی کنگره اکثراً جمهوری خواه و کاخ سفید دموکرات که حتی پای نخست وزیر اسرائیل را نیز به میان کشید، از چند ماه قبل و تا ماه های آتی تبدیل به یکی از نقاط مهم اختلاف نظر نامزدهای دموکرات و جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ خواهد شد. 

هیلاری کلینتون، نامزد پیشتاز دموکرات ها از برجام با رویکردی که خود «بی اعتمادی در عین نظارت» می خواند، حمایت می کند. او می گوید برای تداوم اجرای برجام در صورت لزوم از گزینه نظامی یا تحریم های بیشتر بهره خواهد برد. اما دونالد ترامپ، نامزد پیشتاز جمهوریخواهان با توافق هسته ای مخالف و مدعی است که می توان به توافقی بهتر دست یافت. ترامپ در بعضی از موقعیت ها اعلام کرده که توافق را ملغی اعلام می کند و گاهی نیز لغو توافق را استراتژی ضعیفی خوانده و از افزایش تحریم ها علیه ایران حمایت کرده است. تد کروز، دیگر نامزد جمهوریخواه نیز با توافق هسته ای ایران مخالف و مدعی است که این توافق به ایران کمک می کند تا توانمندی هسته ای خود را گسترش بدهد. به همین دلیل می گوید به محض ورود به کاخ سفید توافق را لغو خواهد کرد. مارکو روبیو دیگر رقیب جمهوریخواهش نیز گفته که به محض نشستن روی صندلی ریاست جمهوری، در اولین روز توافق هسته ای را لغو کرده و تحریم ها را باز می گرداند. این تحلیل سی ان ان اما خواب خوش لغو توافق را از کاندیداهای ضد برجام می گیرد: «زمانی که رئیس جمهور بعدی در کاخ سفید مستقر شود، نزدیک به یک سال از اجرایی شدن برجام گذشته است. ایران با کشورهای زیادی مثل فرانسه، ایتالیا، روسیه، چین وارد معامله شده و طبیعی است که هیچ کس به دنبال به راه انداختن یک بحران بین المللی نباشد. بنابراین، رئیس جمهور بعدی نیز طبیعتا شرایط جدید و واقعیت های آن را خواهد پذیرفت. تجربه نیز نشان می دهد که رئیس جمهور بعدی جلوی این مسیر را نخواهد گرفت.» اما این یادآوری تاریخی را نیز نباید از نظر دور داشت که جان اف. کندی دموکرات وقتی سناتور بود از سیاست های دولت آیزنهاور جمهوریخواه در قبال شوروی انتقاد کرد و در مبارزات انتخاباتی اش وعده احیای برتری نظامی آمریکا را داد اما وقتی وارد کاخ سفید شد دید که شکاف موشکی افسانه ای بیش نیست اما بدون اذعان به آن، از این شکاف فرضی به عنوان پوششی برای اجرای برنامه های خود بهره برد.
این جدال خود نوعی صف آرایی جدید در جامعه آمریکا خواهد بود، چنانکه نظرسنجی ها از مردم ایالات متحده دوگانه آن ها درباره توافق هسته ای را نیز نشان می دهد. نتایج نظرسنجی اخیر موسسه گالوپ نشان داد تنها ۳۰ درصد آمریکایی ها موافق توافق با ایران هستند. در نقطه مقابل، ۵۷ درصد پاسخ دهندگان مخالف توافق هسته ای با ایران هستند. از این میان تنها ۹ درصد جمهوریخواهان موافق توافق با ایران بودند اما این آمار در بین دموکرات ها ۵۱ درصد است.

توافق در پله اول

حسن روحانی، رئیس جمهور در اولین نطق خود پس از تفاهم لوزان، مذاکرات هسته ای را «پله اول برای رسیدن به بام تعامل سازنده با جهان» خواند. پیش از آن هم دولت روحانی عملکرد غرب را در مذاکرات هسته ای آزمونی برای همکاری در دیگر زمینه ها دانسته بود. بی دلیل نبود همزمانی اعلام اجرای برجام با آزادی متقابل زندانیان ایرانی و آمریکایی و آزادسازی ۱.۷ (یک میلیارد و هفتصد میلیون) میلیارد دلار از اموال ایران از سوی ایالات متحده. بی راه نیست اگر گفته شود که توافق هسته ای نقشه راه روابط جدید ایران و اروپاست. سفرهای متعدد مقامات سیاسی و هیات های اقتصادی اروپا به ایران و نیز مذاکرات دو طرف درباره موضوعات منطقه ای، از سوریه گرفته تا یمن، تصویری جدید در آلبوم روابط تهران با قاره سبز است که با فلش برجام گرفته شد. اینکه فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اواخر بهمن ماه در بروکسل با ظریف درباره «ساختار خاورمیانه» گفت وگو کرد، نشان می دهد که ایران در نقش یک بازیگر مسئول منطقه ای، امروز تبدیل به شریک اروپا در منطقه شده و ورود به این راه از دروازه برجام ممکن بود. 

باید این بند از بیانیه مشترک ظریف و موگرینی در اولین ساعات بامداد ۲۷ دی در مقر سازمان ملل در وین را دوباره خواند که دارد محقق می شود: «همه طرف ها باوری راسخ دارند که این توافق تاریخی، استوار و منصفانه است، خواست های همه را تأمین می کند، و اجرای مناسب آن گامی کلیدی در کمک به بهبود صلح، ثبات و امنیت منطقه ای و بین المللی خواهد بود. این دستاورد به روشنی ثابت می کند که با اراده سیاسی، پشتکار، و از طریق دیپلماسی چندجانبه، ما قادریم سخت ترین معضلات را حل وفصل، و راه حل های واقع بینانه ای که قابلیت اجرای مؤثر داشته باشند پیدا کنیم. این یک پیام قاطع و امیدوارکننده است که جامعه بین المللی می بایست در تلاش هایمان برای ساختن جهانی امن تر، مد نظر داشته باشد.»

چنانکه مقامات ایرانی تاکید می کنند، برجام می تواند الگویی برای همکاری های منطقه ای و حل اختلاف پیچیده چندجانبه بین المللی باشد. اما حتی در داخل کشور هم برجام ۲ که روحانی به آن اشاره کرده، می تواند اشاره ای به کاربرد بازی برد – برد بین جناح های سیاسی برای رفع اختلافات و آغاز روند توسعه همه جانبه در عصر پساتحریم باشد.
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: