برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۹۰۹۴۵
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۴ - ۰۰:۳۵
در سال های پایانی دهه 60 اوضاع کمی تغییر کرد. نقش زنان در بسیاری از فیلم ها پررنگ تر شد. مثلاً حضور موثر گلچهره سجادیه در «دندان مار» و «گروهبان» و حضور پررنگ بیتا فرهی در «هامون» جایگاه زن را در سینما بسیار تغییر دادند.
خبرایرانی: در اوایل دهه 60، نقش زنان در سینمای ایران کمرنگ بود. نقش زن اصولاً در سایه حضور کاراکتر مرد گم می شد.

کاراکتر زن در سینمای دهه 60 (خصوصاً دوران جنگ تحمیلی) را می شد نقشی مکمل در برابر نقش مرد دانست، آن هم نه نقش مکملی خوب و کامل، بلکه یک نقش مکمل کمرنگ و ساده انگارانه. کمتر فیلمی در آن برهه ساخته می شد که زن، شخصیت محوری اش باشد و درام را پیش ببرد. شاید نقش جنگ و سینمای دفاع مقدس را نباید در این امر نادیده گرفت.

به هر حال، سینمای جنگ و مولفه های آن ناخودآگاه حضور مردان را در این ژانر پررنگ می کرد و فیلم های خانوادگی و کمدی هم عموماً فیلم‌هایی مردمحور بودند و نقش زن در آنها قابل توجه نبود. البته نباید از یاد برد که در همان دوره هم استثناهایی وجود داشتند؛ مثلاً در فیلم های همچون «پاییزان» و «گل های داوودی» حضور زن پررنگ و موثر بود.

همچنین در آثار کارگردانان شاخصی چون مسعود کیمیایی و بهرام بیضایی نیز زنان ایفاگر نقش هایی متفاوت بودند، گرچه نباید فراموش کنیم که دو فیلم مهم و (شاید) زن محور بیضایی یعنی «باشو، غریبه کوچک» و «شاید وقتی دیگر» برای اکران با مشکل مواجه شدند و یکی از اشکالات وارده بر این فیلم ها هم حضور سوسن تسلیمی در آنها بود که شاید یکی از معدود ستاره های زن سینمای ایران در آن برهه به شمار می رفت.

در سال های پایانی دهه 60 اوضاع کمی تغییر کرد. نقش زنان در بسیاری از فیلم ها پررنگ تر شد. مثلاً حضور موثر گلچهره سجادیه در «دندان مار» و «گروهبان» و حضور پررنگ بیتا فرهی در «هامون» جایگاه زن را در سینما بسیار تغییر دادند.

حالا زن می توانست پا به پای مرد در این فیلم ها حاضر شود و نقشش از حاشیه و سطح به عمق برود. زنی مثل مهشیدِ هامون برخلاف سایر زنانی که در سینمای آن روزگار به نمایش درمی آمدند، زنی بود بلواگر و ناراضی؛ زنی که گاه می توانست مردش را به زانو درآورد و او را به مرز جنون بکشاند. چنین تغییری به یقین، مخاطبان سینما را تعجب زده کرد.

در دهه 70، همچنان حضور زنان در تولیدات سینمای ایران مهم تر و جدی تر شد. کارگردانان زنی پا به عرصه گذاشتند که حضور آنها در سینما را می توان یکی از قوی ترین دلایل پررنگ شدن نقش زن و پرداختن به مسائل و معضلات مربوط به آنها در سینمای ایران دانست؛ مثلاً در «نرگس» (رخشان بنی اعتماد) نقشِ دو زن بسیار پررنگ است و بازی های قوی عاطفه رضوی و فریماه فرجامی نیز به بهتر دیده شدن این دو کاراکتر دامن می زند. در اواسط دهه 70 سینما تغییرات اساسی کرد. آزادی هایی که به سینماگران داده شد و بازتر شدن دست سینماگران برای ترسیم بسیاری از مسائلی که تا چند سال قبلش جزو خطوط قرمز به شمار می رفتند باعث شد حضور زنان در سینما و ساخت فیلم هایی با محوریت آنها رنگ و بویی جدی تر بگیرد. مثلاً تا پیش از این دوره، ساخت فیلمی درباره دختران فراری تقریبا امری غیرممکن و به دور از ذهن به شمار می رفت، اما در سال 1377، رسول صدرعاملی فیلم «دختری با کفش های کتانی»را ساخت که در آن منحصراً به زندگی و بحران های دختری نوجوان پرداخته می شد که از خانه فرار کرده است.

در فیلم های دیگر آن دوره همچون «قرمز»، «دو زن»، «بانوی اردیبهشت»، «زیر پوست شهر» و ... نیز بحران های زندگی زنان مورد توجه فیلمساز است و جامعه نیز به ساخته شدن چنین فیلم هایی پاسخ مثبت می دهد و از آنها استقبال می شود. در همین دوران است که پس از سال ها ستارگان زنی همچون هدیه تهرانی، لیلا حاتمی و مهتاب کرامتی در آسمان سینمای ایران طلوع می کنند.

دهه 80 را می توان دورانی نامید که در آن «زن» حضوری همپای «مرد» دارد و این دو جنسیت از یکدیگر تفکیک نمی شوند. فیلم هایی همچون «زندان زنان»، «شام آخر»، «واکنش پنجم»، «دنیا» و ... در نیمه اول این دهه و فیلم های دیگری مثل «چهارشنبه سوری»، «خون بازی»، «دعوت» وبسیاری از فیلم های دیگر در سال های میانی این دهه حاکی از آن هستند که توجه به نقش زن در سینما جدی تر از پیش شده است. در سال های پایانی این دهه نیز این نقش و جایگاه همچنان حفظ می شود. در فیلم های کارگردانان شاخصی همچون اصغر فرهادی، داریوش مهرجویی و بسیاری از کارگردانان جوان و تازه کار همچنان توجه به زندگی زنان و معضلات آنها دستمایه اصلی ساخت فیلم ها قرار می گیرد.

یکی از نمونه های درخشان این فیلم ها «آینه های رو به رو» به کارگردانی نگار آذربایجانی بود که به زندگی ترنس ها نزدیک می شود و حرکتی جسورانه است که در سال های قبل شاید هیچ کارگردانی جرات و مجوز پرداختن به آن را نداشت.

در سال های اخیر نیز این اهمیت به جایگاه زنان در سینمای ایران حفظ شده است. حتی در آثاری با ژانر دفاع مقدس همچون «شیار 143» و یا «بوسیدن روی ماه»، سعی بر آن شده است که به جنگ و عواقب آن از زاویه ای دیگر نگاه شود. به جای آنکه فیلمساز دوربین خود را به جبهه های جنگ ببرد و جنگ را در نمایش نبرد رزمندگان به تصویر کشد جنگ، بحران ها و تبعات آن را به خانه خانواده هایی می برد که عضو و یا اعضایی از آنها به جنگ رفته اند. حالا جایگاه مادر، همسر و فرزند شهید است که اهمیت می یابد.

در فیلم های اکران شده در سال 1394 نیز شاهد نقش آفرینی هایی قوی از بازیگران زن سینمای ایران بودیم که نقش های بسیار ماندگاری را با قدرت تمام ایفا کردند. تمامی بازیگران زن فیلم «قصه ها» ساخته رخشان بنی اعتماد قدرتمندانه نقش زنانی از اقشار مختلف جامعه را ایفا می کنند که هر یک با مشکلی دست به گریبان است و سعی می کند آن مشکل را به شکلی حل کند. نقش زنان در فیلم «جامه دران» که این روزها بر پرده اکران است نیز بسیار مهم است و شاید بتوان فیلم را اثری «زن محور» قلمداد کرد. فیلم داستان زندگی سه زن مختلف است که زندگی های شان در هم تنیده شده و هریک از آنها به نحوی از مرد اصلی زندگی شان آسیب هایی دیده اند. فیلم بر اساس رمانی از ناهید طباطبایی ساخته شده و جنس زنانه اثر و نزدیک شدن فیلمساز به دنیای جنس مونث احتمالاً وام گرفته از همین مسئله است. «دوران عاشقی» از دیگر فیلم هایی است که نقش زن در آن اهمیت می یابد.

فیلم یک مثلث عشقی را ترسیم می کند که گرچه به اعتقاد نگارنده، زن در آن تا حدودی ضعیف و منفعل به تصویر درآمده، اما به هر حال نقش پررنگی در آن دارد.

همچنین در فیلم «چهارشنبه نوزده اردیبهشت» داستان زندگی دو زن به موازات هم پیش می رود و در جایی این دو داستان یک دیگر را قطع می کنند، اما مشکلات اجتماعی زنان و بحران هایی که زنان (خصوصاً از قشر کم بضاعت) با آن دست به گریبانند پیام اصلی فیلم است که با بازی خوب دو بازیگر زن، کاملاً به مخاطب منتقل می شود.

در فیلم «شیفت شب» نیکی کریمی نیز، فیلمسازِ زن، وارد دنیای زنی می شود که به همسرش شک دارد. «شک» مضمون اصلی اثر کریمی است و گرچه به اعتقاد نگارنده فیلمساز می توانست به دنیای درونی زن بیشتر نزدیک شود و او را از سطح به عمق ببرد، اما در نهایت کار، کاری زنانه است و حضور پررنگ لیلا زارع در فیلم که بازی خوبی هم داشته است مهر تأییدی است بر این ادعا.

فیلم «کوچه بی نام» که از فیلم های تحسین شده جشنواره سال قبل با حضور درخشان باران کوثری و فرشته صدرعرفایی بود، از دیگر فیلم هایی است که علی رغم مسائل متعدد مطرح شده در آن به جایگاه زنانی در موقعیت های مختلف نزدیک می شود و سعی می کند زنانی را که به لحاظ ویژگی های اخلاقی و خلق و خویی با هم متفاوت اند در کنار هم قرار دهد و روابط آنها را با یکدیگر به نمایش بگذارد.

در گروه «هنر و تجربه» نیز فیلم های مهمی را با محوریت حضور زن شاهد بودیم، از جمله «یحیی سکوت نکرد» با بازی درخشان فاطمه معتمدآریا. رابطه عمه ای آسیب دیده با برادرزاده کم سن و سالش که در آن سعی بر واکاوی زن سرکوب شده وجود عمه می شود و مهر وعاطفه ای که سال هاست در وجود او خشک شده است.

فیلم «اشیا از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک ترند» هم نرگس آبیار (کارگردان فیلم تحسین شده شیار 143) زندگی یک روز یک زن جوان را به تصویر در می آورد، فیلم گاهی شما را به یاد «به همین سادگی» اثر رضا میرکریمی می اندازد که داستانِ روزمرگی های یک زن بود.

سینمای ایران در مسیری که پیش گرفته است، همچنان جای کار بسیاری روی موقعیت زنان مختلف دارد. همچنان داستان های ناگفته، معضلات مطرح نشده و ابعادپرداخته نشده بسیاری در رابطه با زنان وجود دارد که سینما و فیلمسازان می توانند به آن ها بپردازند، اما مشاهده همین سیر صعودی توجه به فیلم های زن محور و پرداختن به مشکلات و دغدغه های زنان از نکات مثبتی است که سینمای ایران در سال های پس از انقلاب به دست آورده است.
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: