برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۸۸۳۳۴
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۴ - ۰۰:۱۷
به راستی چه کسانی پشت پروژه‌های مخرب زیست‌محیطی از جمله سدسازی‌ها نشسته‌اند؟! چه کسانی سال گذشته به عبور جاده از جنگل‌های باستانی ابر، اصرار داشته‌اند؟! کدامین لابی‌های پرقدرت در پس‌زمینه بهره‌برداری از معادن مجاور رودها و شهرهای کشور قابل ردگیری هستند؟! به‌راستی آلودگی هوای تهران در زمان کدامین دولت به حد بحران رسید و حامیان دولت سابق در مجلس در برابر آن چه کردند؟!
به گزارش هشت صبح: دوشنبه هفته گذشته برای چندمین بار طی ماه‌های اخیر، شاهد حمله سازمان‌یافته برخی از اصولگرایان و منسوبان به جبهه پایداری علیه معصومه ابتکار بودیم. چهل تن از کارکنان سازمان حفاظت ‌محیط‌زیست جهت اعتراض به وضعیت معیشتی خود جلوی پارک پردیسان در سایه امنیت و آزادی برآمده از مدیریت ابتکار، تجمعی صنفی برگزار کردند اما ظاهراً این ابتدای داستان بود!

«مردمسالاری» با انتشار یادداشتی با این مقدمه ادامه داد: رسانه‌های وابسته به مخالفین دولت به طوری هدفمند، این تجمع صنفی را برجسته کردند و با اغراض سیاسی خواهان کناره‌گیری ابتکار از معاونت ریاست جمهوری شدند. ظرف 24 ساعت از برگزاری تجمع، دم خروس نمایان گردید و صدای افرادی خاص هم در حمایت از ‌محیط‌زیست و در مخالفت با ابتکار بلند شد!

آیا برای افکار عمومی قابل باور است که برخی از افرادی که در طول هشت سال سوء مدیریت دولت سابق به خصوص در حوزه محیط‌زیست‌، کوچک‌ترین اعتراضی نداشتند‌، حالا یک‌باره دغدغه حل بحران‌های زیست‌محیطی کشور را در سر داشته باشند؟!

به راستی چه کسانی پشت پروژه‌های مخرب زیست‌محیطی از جمله سدسازی‌ها نشسته‌اند؟! چه کسانی سال گذشته به عبور جاده از جنگل‌های باستانی ابر، اصرار داشته‌اند؟! کدامین لابی‌های پرقدرت در پس‌زمینه بهره‌برداری از معادن مجاور رودها و شهرهای کشور قابل ردگیری هستند؟! به‌راستی آلودگی هوای تهران در زمان کدامین دولت به حد بحران رسید و حامیان دولت سابق در مجلس در برابر آن چه کردند؟! آن زمان که هورالعظیم را برای استخراج نفت، خشک نمودند چرا اهالی پارلمان در دفاع از مردم نجیب خوزستان، کلامی بر زبان نیاوردند؟! وقتی ملاحظات زیست‌محیطی برنامه چهارم و پنجم توسعه توسط دولت‌های نهم و دهم نادیده گرفته شد ناظران قوه تقنین کجا بودند؟!

برای دوستداران ‌محیط‌زیست ملال‌آور است که مسببین وضعیت موجود، امروز در جایگاه مدعی بنشینند! افراد منتسب به یک گروه سیاسی خاص در مجلس، اگر دغدغه مشکلات معیشتی کارمندان پردیسان را در سر دارند ابتدا برادری خود را ثابت کنند و با تصویب لایحه هوای پاک، مزایای تبصره 3 ماده 35 این لایحه را بر سر سفره حافظان ‌محیط‌زیست بیاورند.

خوب یا بدِ ابتکار، اینچنین است که او امروز تنها پایگاه حمایت و صیانت از ‌محیط‌زیست ایران است اما اینک زمان ایثار فرا رسیده و او باید با شجاعت در برابر لابی‌های پر قدرت سدسازی کشور و تخریب طبیعت ایران بر اثر بهره‌برداری‌های نامطلوب از معادن، ایستادگی کند و لابی قدرت را به زانو در آورد تا شاید اینچنین، ادعای روحانی نیز در ‌محیط‌زیستی خواندن دولتش، راستی‌آزمایی شود.

نمایندگانی که با پیشنهاد ادغام سازمان حفاظت ‌محیط‌زیست در وزارت جهاد کشاورزی، سودای تسلط بر آن را داشتند، نمی‌توانند ادعا کنند که دوستدار ‌محیط‌زیست هستند. همین که جنگل‌ها و مراتع کشور ذیل مدیریت این وزارتخانه بهره‌بردار، بیمار شده است می‌تواند صدق ادعای این افراد را نمایان سازد که در غیر اینصورت راه نجات منابع طبیعی و ‌محیط‌زیست ایران را در تشکیل وزارتخانه‌ای مستقل برای این بخش می‌دیدند نه آنکه آن دیگری را نیز وابسته به بخش کشاورزی گردانند!

امروز در مقطعی از تاریخ ایران قرار داریم که به گواهی بسیاری از کارشناسان شاید آخرین نسلی باشیم که بتوانیم منابع طبیعی و ‌محیط‌زیست ایران را نجات دهیم. به همین جهت دوستداران ‌محیط‌زیست نباید اجازه دهند که اصحاب قدرت از موضع حفاظت از ‌محیط‌زیست، بهره‌برداری سیاسی کنند و مدیریت این بخش را به آزمون و خطا واگذارند. ابتکار با تمامی‌کاستی‌هایی که ممکن است در مدیریتش یافت شود، تنها فردی است که می‌تواند در آستانه تدوین نهایی برنامه ششم توسعه در کنارمان باشد و امیدها را زنده نگه دارد. بهتر است حافظه تاریخی‌مان را از دست ندهیم و یادمان نرود که تا پیش‌ از بازگشت ابتکار، ‌محیط‌زیست کشور را به چه روزی انداخته بودند!

*این تجمع سیاسی نیست!
 
شرق هم در این باره نوشت: در پایین‌بودن حقوق و مزایای کارکنان سازمان محیط زیست، چه کارکنان بخش اداری و چه محیط‌بانان، برای همه آنهایی که مقداری با وضعیت این سازمان آشنا هستند، تردیدی وجود ندارد، اما پایین‌بودن حقوق و مزایای کارکنان موردی نیست که در یک یا دو سال اخیر رخ داده باشد، این مشکلی است که از سال‌های گذشته در محیط زیست به‌قوت خود باقی مانده و کارکنان این سازمان هرگاه فرصت یافته‌اند نسبت به آن اعتراض خود را علنی کرده‌اند. اما واقعیت این است که در دولت محمود احمدی‌نژاد و به‌ویژه در دوره ریاست محمدجواد محمدی‌زاده کمتر کسی فرصت و امکان عیان‌کردن این اعتراض را داشت.

نشان به آن نشان که در جلسه تودیع و معارفه محمدی‌زاده و ابتکار، محمدی‌زاده توسط تعدادی از کارکنان همین سازمان که در جلسه حاضر بودند -در اقدامی ناپسند البته - هو شد و برای معصومه ابتکار دست می‌زدند و هورا می‌کشیدند.

http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news_albums/542961/21739/resized/resized_540589_397.jpg

با همه این تفاسیر برای یافتن سیاسی‌بودن علل پوشش خبری ماجرای آن تجمع توسط مخالفان سیاسی معصومه ابتکار، نیاز به کار سخت و پیچیده‌ای نیست. کافی است به‌جز این قضیه به دیگر اخباری که این رسانه‌ها در دو سال گذشته درباره سازمان محیط زیست منتشر کرده‌اند، رجوع شود. در همه آن خبرها، چه مواردی که به نفع محیط زیست و طبیعت ایران بود و چه برعکس، همیشه موضع و گرایش این رسانه‌ها علیه ابتکار و محیط زیست بوده است. یک مورد مثال‌زدنی و مشهورش ماجرای قطع توزیع بنزین آلوده، غیراستاندارد و خطرناک پتروشیمی در کلان‌شهرهای کشور بود که با پیگیری سازمان حفاظت محیط زیست و همکاری وزارت نفت از ابتدای سال ١٣٩٣ ابتدا در تهران اجرائی شد. با این حال دراین‌باره همین رسانه‌ها با تمام توان و قوا از بنزین پتروشیمی و لزوم توزیع دوباره آن دفاع می‌کردند. برای درک بهتر وضعیت کافی است به مقایسه کیفیت هوای تهران در زمان توزیع آن بنزین و پس از توقف توزیع آن پرداخت. به جز این، موارد دیگری نیز هست که برای راستی‌آزمایی انتقاد منتقدان ابتکار و سازمان محیط زیست می‌توان انجام داد.

در این گزارش تلاش شده است براساس فکت‌ها و آمارهای رسمی موارد دیگری مانند وضعیت دریاچه ارومیه، وضعیت تالاب هامون، زاینده‌رود، رودخانه کارون، آتش‌سوزی‌های جنگلی، وضعیت محیط‌بان‌ها، ریزگردها و آلودگی دیگر کلان‌شهرها به‌ عنوان تعدادی از مهم‌ترین مسائل روز محیط زیست ایران، در دوره دوو‌نیم سال اخیر با سال‌های پیش از آن و در دولت محمود احمدی‌نژاد بررسی و مقایسه شود تا به درک درستی از آنچه که هست و سنجه و عیار انتقاد منتقدان برسیم.

*توزیع بنزین پتروشیمی و کیفیت هوای تهران

هم آمارهای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران که نهادی وابسته به شهرداری تهران است به‌وضوح اثبات می‌کند و هم همه کسانی که در سال‌های ٩٠ تا ٩٢ در تهران زندگی می‌کردند به یاد دارند که آن زمان در چهار فصل پایتخت و به‌ویژه در پاییز و زمستان به دلیل توزیع همین بنزین آلوده، کیفیت هوای شهر تهران به چه شکل بود. تعداد روزهای ناسالم، بسیار ناسالم و اضطراری آن سال‌ها در مقایسه با سال بعد از آن یعنی ٩٣ حتی قابل‌مقایسه هم نیست.

این بخشی از آمار مقایسه‌ای سال ٩٣ با سال ٩٢ که هنوز بنزین پتروشیمی در تهران توزیع می‌شد، است: مقایسه میان روزهای پاک، سالم و ناسالم در سال‌های ٩٢ و ٩٣ در کلان‌شهر تهران نشان می‌دهد در سال ۹۲، ۳ روز پاک، ۲۰۲ روز سالم و۱۶۰ روز ناسالم داشتیم و در سال ۹۳ نیز با ۱۶ روز پاک، ۲۳۳ روز سالم و ۱۱۶ روز ناسالم روبه‌رو بودیم. در واقع در سال ۹۳ مردم ۴۴ روز نسبت به سال ۹۲ کمتر هوای ناسالم تنفس کردند.

در موردی دیگر به این گفته‌های مدیرعامل وقت شرکت کنترل کیفیت هوای تهران رجوع می‌کنیم که گفته بود: سال ٩٠ ناسالم‌ترین سال تهران از سال ٧٨ تاکنون بوده است. تعداد روزهای ناسالم سال ١٣٩٠، ٢١٥ روز بوده است. اردیبهشت سال ٩٠ سرشار از روزهای بسیار ناسالم بود و از ٣٠ روز ماه، ١٥ روز هوای ناسالم را گذرانده است. سال ٩٠ از سال‌هایی بود که در آن بنزین پتروشیمی در تهران توزیع می‌شد. این در حالی است که به‌عنوان مثال در سه ماه بهار سال ٩٣ وقتی که توزیع این بنزین در تهران متوقف شد، همه روزهای فصل بهار کیفیت هوای تهران سالم یا پاک ثبت شده است (تنها چند روز هوای تهران تغییر کرد که به دلیل توفان کم‌سابقه‌ای بود که در خرداد رخ داد و گردوغبار بیابان‌های اطراف را به هوای شهر وارد کرد). نکته آنکه بر اساس نتایج آنالیز نمونه‌های مستقیم برداشت‌شده از واحد‌های توزیع بنزین پتروشیمی شهر تهران در آلمان، میزان آروماتیک (ترکیبات سرطان‌زا) موجود در بنزین پتروشیمی ٦/٤٨ درصد گزارش شده که بسیار فراتر از حد استاندارد است.

*دریاچه ارومیه

نجات و احیای دریاچه ارومیه از ابتدای آغاز‌به‌کار دولت حسن روحانی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین اهداف محیط‌زیستی این دولت اعلام شد. بر همین اساس اولین مصوبه رسمی دولت یازدهم نیز به همین امر اختصاص داده شد. در این میان اگرچه ستادی تحت عنوان ستاد نجات دریاچه ارومیه هم تشکیل شد اما نقش سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه انکارناشدنی است. اگرچه فرایندهایی که منجر به بروز این بحران بزرگ در شمال غرب ایران شد مربوط به سال‌های اخیر نیست، اما روند اصلی خشک‌شدن و کم‌آبی دریاچه ارومیه از اولین سال‌های آغازبه‌کار دولت نهم به ریاست محمود احمدی‌نژاد شروع شد. اولین‌بار در سال‌های ٨٧ – ٨٨ روند عقب‌نشینی محسوس آب دریاچه آغاز شد.

در این سال تراز آب دریاچه برای اولین‌بار به پایین‌تر از هزارو ٢٧٢ متر رسید و در سال‌های پس از آن با روندی شتابناک به سمت کمترشدن پیش رفت. در همه سال‌های بعد از ١٣٨٨ تا ١٣٩٢ همه‌ساله تراز آب دریاچه ارومیه روندی کاهشی داشت به شکلی که در سال ١٣٩٢ این تراز به عدد ١٢٧٠,٣٣ رسید، با این حال تنها سالی که در این بین روند آن برخلاف همه سال‌ها افزایشی بود، سال ١٣٩٣ یعنی اولین سال اجرای پروژه‌های ستاد احیای دریاچه بود که در آن زمان تراز آب برخلاف قبل بیشتر شد و به تراز ۱۲۷۰٫۴۴ رسید. البته برای امسال این تراز دوباره به رو به کاهش گذاشت و حالا به تراز ١٢٧٠.٠٤ رسیده است. اما بر اساس خبرهایی که از حوضه آبریز دریاچه ارومیه در رسانه‌های رسمی و به نقل از منابع محلی و خبری رسمی در این مناطق منتشر می‌شود، اقدامات برای نجات دریاچه ارومیه به شکلی جدی و گسترده در حال انجام است.


در این زمینه به غیر از خبرهای رسمی رسانه‌ها، می‌توان به نوشته محمد بابایی، وبلاگ‌نویس ساکن تهران، که خود از اهالی شهر ارومیه است که چندی‌پیش به شهر زادگاهش رفته بود و مشاهداتش را نوشت، اشاره کرد، این بخشی از نوشته‌های اوست: «در ارومیه نهضت آبیاری قطره‌ای با سرعتی باورنکردنی در حال پیشرفت است. زمستان سال گذشته یکی از این پروژه‌ها در بالانج ما شروع شد. همه و از جمله بستگان من فکر می‌کردند از همان طرح‌هایی است که سال‌ها طول خواهد کشید. اما دیروز پنجم شهریور بهره‌برداری از آن شروع شد. چاه عمیقی که شبانه‌روز شیرازه زمین را می‌کشید و طی پنجاه روز ١٢٠ طناب (حدود ٥١ هکتار) باغ سیب را آبیاری می‌کرد، اکنون با آبیاری قطره‌ای طی شش روز همان مساحت را آبیاری خواهد کرد. حدود ٨٥ درصد هزینه این پروژه‌ها را دولت تقبل می‌کند و مرتب در مناطق مختلف استان این طرح‌ها افتتاح می‌شود. چاه‌های غیرمجاز نیز خشکانده می‌شوند. کار عاقلانه دولت اینجاست که ابتدا لوله‌کشی و طرح آبیاری را اجرا می‌کنند و سپس درباره خشکاندن چاه‌های غیرمجاز سخت‌گیری می‌کنند. لوله‌کشی برای زمین‌هایی هم که با آب‌های جاری آبیاری می‌شوند، شروع شده است. هر جا و هر باغی که دیدم آبیاری قطره‌ای داشت. با همین سرعت و با همین همت اگر ادامه دهند، هیچ بعید نیست که تا دو سال دیگر همه باغات زیر پوشش این سیستم بروند».

*تالاب هامون

وضعیت تالاب هامون که زمانی عنوان بزرگ‌ترین تالاب آب شیرین ایران را بر خود داشت، یکی از غم‌بار‌ترین بحران‌های زیست‌‌محیطی ایران است. این تالاب از ١٨ سال پیش به این‌سو تا بهار سال ١٣٩٣ تقریبا به‌صورت کامل خشک شده بود و هیچ‌گاه فرصت نشد که دوباره آبی به لب‌های تشنه‌اش برسد. محل تأمین آب مورد نیاز این تالاب رودخانه هیرمند است که از ارتفاعات شمال افغانستان سرچشمه می‌گیرد و درنهایت به هامون می‌ریزد. در همه سال‌های گذشته دولت‌های مستقر در افغانستان، چه دولت طالبان و چه دولت‌های حامد کرزی به دلیل ناکارآمدی یا نداشتن تمایل و توانایی به درخواست‌های ایران برای دادن حقابه تالاب هامون وقعی نمی‌نهادند. بااین‌حال، با شروع به کار دولت روحانی، هم مسئولان دیپلماسی و هم رئیس سازمان محیط زیست به‌صورتی جدی وارد مذاکراتی با مسئولان افغانستان دراین‌باره شدند.

از طرفی بارش باران و وقوع سیلاب‌ها در افغانستان هم به کمک آمد تا اردیبهشت سال ٩٣ برای اولین‌بار پس از ١٦ سال به بخش‌های وسیعی از هامون آب برسد. نویسنده این مطلب که در همان زمان برای نوشتن گزارش به منطقه سیستان رفته بود از نزدیک شاهد حجم وسیع آب و خوشحالی زایدالوصف اهالی منطقه از دیدن دوباره آب بود. بااین‌همه یکی از مشکلات بزرگی که در سال‌های دولت گذشته برای هامون رخ داده بود ایجاد چندین کیلومتر دایک مرزی (خاکریز) درست در وسط تالاب هامون و در خاک ایران بود. بخش‌هایی از این تالاب در داخل خاک ایران است و بخش‌هایی دیگر در خاک افغانستان، در آن سال‌ها مسئولان مرزبانی و امنیتی کشور برای جلوگیری از تردد اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر اقدام به ایجاد این دایک مرزی کرده بودند، بااین‌حال همین مانع بزرگ در سال‌های گذشته از ورود آب سیلاب‌های آورده‌شده توسط هیرمند به داخل قسمت‌های ایرانی تالاب جلوگیری می‌کرد. سازمان محیط‌زیست دولت روحانی از ابتدای ‌کار خود، برداشتن این خاکریز مرزی در داخل تالاب را به یکی از اولویت‌های خود بدل کرد و در ابتدای همین سال جاری بالاخره موفق شد موافقت مرزبانی را برای برداشتن قسمت‌هایی از آن جلب کند که این موضوع کمک فراوانی به ورود راحت‌تر آب به هامون خواهد کرد. ازسویی‌دیگر در همین مدت، چندین مرتبه و در بالاترین سطوح ممکن، هم توسط رئیس‌جمهور و هم توسط معاون او، معصومه ابتکار، با رئیس‌جمهور و دیگر مسئولان دولت افغانستان گفت‌وگوهایی جدی شد تا حقابه تالاب هامون را بپردازند. این در حالی است که در سال‌های گذشته و به‌صورت مشخص در دولت احمدی‌نژاد، ایران هیچ‌گاه چنین درخواستی را از افغانستان مطرح نکرد.

*محیط‌بان‌ها

پیش از شروع به کار دولت یازدهم، براساس خبرهای رسمی منتشرشده در رسانه‌ها دست‌کم ٩ محیط‌بان به دلیل درگیری‌هایی که منجر به قتل یا مصدوم‌شدن شکارچیان متخلف شده بود، در زندان به سر می‌بردند و بیشتر آنها حکم اعدامشان صادر شده بود. بااین‌همه با آنها کار دولت جدید حل مشکل این محیط‌بانان به‌صورتی جدی در دستور کار قرار گرفت و در همین مدت همه آن محیط‌بانان به‌جز دو نفر که در زندان مرکزی شهر یاسوج، مرکز استان کهگیلویه‌وبویراحمد هستند، از زندان آزاد شدند. تلاش‌ها برای آزادکردن این دو محیط‌بان زندانی که هر دو نیز حکم قصاصشان (اعدام) صادر شده است ادامه دارد اما به دلیل خواسته‌های خانواده‌های مقتولان پرونده آنها که هرکدام یک‌ میلیارد تومان برای دادن رضایت طلب کرده‌اند هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است. این در حالی است که همه این محیط‌بانان در زمان دولت گذشته به دلیل انجام وظایفشان در قبال حفاظت از طبیعت و حیات‌وحش ایران به زندان افتاده بودند.
 
 یکی دیگر از مشکلات بزرگ جامعه محیط‌بانان ایران مسئله وضعیت معیشتی و حقوق و درآمدشان است، سازمان حفاظت محیط زیست در دولت یازدهم برای افزایش حقوق نیز اقدام به تصویب مصوبه‌ای در هیأت وزیران کرد که حقوق این قشر را تا حدودی افزایش داده است. قانون افزایش ضریب سختی کار محیط‌بانان در برخی استان‌ها از دو ماه پیش اجرا شده است و براین‌اساس حقوق آنان به میزان ۲۵ درصد افزایش یافته است. طبق این مصوبه افزایش ضریب سختی کار محیط‌بانان در دو مرحله، یعنی یک مرحله افزایش از ۹۰۰ به ‌هزار و در مرحله بعد، رسیدن به سقف میزان سختی کار که مصوبه هیأت وزیران است و معادل سه ‌هزار امتیاز است، بوده است. از دیگر اقدامات دولت یازدهم درزمینه تکریم محیط‌بانان می‌توان به انتخاب «هادی جلالی»، محیط‌بان اداره کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان و پناهگاه حیات‌وحش شادگان به‌عنوان کارمند نمونه توسط رئیس‌جمهور اشاره کرد که برای اولین بار رخ داد.

*ریزگردها

پدیده‌ها و بحران‌های زیست‌محیطی بحرانی‌هایی نیستند که به‌صورت یک‌باره رخ بدهند و یک‌باره هم بتوان مشکل آنها را حل کرد. ریزگردها به‌ویژه در استان‌های غربی و جنوب غربی کشور، نیز ازجمله مواردی است که وقوع آنها در فصل‌هایی از سال حداقل در ١٠ سال گذشته بارها به وقوع پیوسته است. منشأ بخش زیادی از این ریزگردها، مناطق خشک و بی‌آب‌وعلف‌شده کشورهای همسایه یا دیگر کشورهای منطقه مانند عربستان یا حتی شمال آفریقاست. بخش دیگری از ریزگردها نیز منشأ داخلی دارد و از مناطق بیابانی‌شده استانی مثل خوزستان بلند می‌شود. علاوه‌براین یکی دیگر از منابع تولید این ریزگردها بخش‌هایی از تالاب بزرگ هورالعظیم در مرز ایران و عراق است، که در سال‌های دولت گذشته به دلیل اقدامات وزارت نفت و عقد قرارداد اکتشاف نفت با چین در میدانی که در محل همین تالاب قرار دارد خشک شد.



 چینی‌ها برای اکتشاف راحت‌تر نفت، از مسئولان ایرانی خواستند در محل‌هایی که کارگاه‌های آنها برپا می‌شود نباید آب وجود داشته باشد؛ برهمین‌اساس هم وزارت نفت جلوی رسیدن آب به همه قسمت‌های تالاب را – از قسمت شمالی تالاب به قسمت جنوبی آن در مسیر معروف به جاده «شط‌علی» – گرفته بود که همین قضیه منجر به خشک‌شدن بخش‌های زیادی از تالاب شد. با این حال با شروع‌به‌کار دولت یازدهم، سازمان محیط زیست این موضوع را پیگیری کرد و با همکاری وزارت نفت دولت جدید، قسمت‌هایی از زیر جاده شط‌علی را برای رسیدن آب به همه بخش‌های تالاب باز کرد. با این اقدام بار دیگر آب به قسمت‌های خشک‌شده تالاب رسید تا دست‌کم جلوی بخشی از منشأهای داخلی مهم تولید ریزگرد گرفته شود. با این همه عامل ریزگردهای به‌وجودآمده در این منطقه از کشور بسیار فراتر از اینهاست و باید برای حل آن اقداماتی اساسی‌تر و بزرگ‌تر صورت گیرد. در همین زمینه هم دولت روحانی در بهمن‌ سال گذشته مصوبه‌ای با ١٤ ماده در هیأت وزیران درباره ریزگردها تصویب کرد که بر اساس آن، همه دستگاه‌های دولتی موظف شدند درباره حل مسئله ریزگرد‌ها طی سه برنامه کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت اقداماتی را انجام دهند. اقدامات سازمان محیط زیست دولت یازدهم و رئیس آن معصومه ابتکار در مدت حضور دوباره او در ساختمان پارک پردیسان البته تنها به همین موارد خلاصه نمی‌شود، برای مقایسه‌های دیگر می‌توان به حجم و میزان آتش‌سوزی‌های جنگلی در دو سال گذشته و سال‌های پیش از آن، وضعیت زاینده‌رود و کارون در همین مدت، کیفیت هوای شهرهایی مانند اصفهان، اراک، زنجان، تبریز، مشهد و... اشاره و آنها را با دوره‌های پیش از آن مقایسه کرد و به نتیجه‌ای ملموس رسید.البته همه این موارد به این معنا نیست که‌عملکرد ابتکار خالی از عیب و ایراد است،  مانند ماجرای آشوراده یا سد شفا‌رود. اما بی‌تردید این همه پرونده  او نیست. در شرایط کنونی، گروه‌ها، افراد و رسانه‌هایی که نه چندان وضعیت محیط زیست ایران برایشان اهمیت دارد و نه، در حقیقت چیزی از مسائل ریشه‌ای و اساسی آن می‌دانند، صرفا و بر اساس حب و بغض‌های سیاسی اقدام به انتشار خبر و اظهارنظر دراین‌باره می‌کنند. بااین‌حال، آنچه در این میان بیشتر از همه قربانی این اقدامات خواهد شد بی‌تردید نه شخص رئیس سازمان بلکه نهاد پراهمیت و مهمی مانند سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین طبیعت ایران خواهد بود.

*رفتارها بر علیه ابتکار بی اخلاقی است
 
تابناک نیز با انتقاد از سیاسی جلوه دادن یک تجمع صنفی بر علیه ابتکار نوشت: نیم نگاهی به تصاویر حاضرین در این تجمع و دقت در نوشته‌ای که در دست دارند و قیاس آن با نحوه بازتاب موضوع در برخی رسانه ها، کافی است تا دریابیم چه بی اخلاقی ای رخ داده اما این پایان ماجرا نیست.

سازمان حفاظت محیط زیست کشور ـ که ماه ها پس از تشکیل دولت رئیس خود را شناخت و به روال عادی بازگشت ـ از همان روزهای نخستین که معصومه ابتکار در محل کار خود حاضر شد، با مناقشات سیاسی زیادی دست به گریبان بوده که پدید آورنده‌اش نه مسئولان این سازمان و رئیس آن، که برخی رسانه های شاخص اصولگرا بوده‌اند.

از جمله این مناقشات، اتفاقی است که در روزهای اخیر رخ داد و با واکنش چشمگیر و البته عجیب برخی رسانه روبه رو شد؛ شکل گیری تجمع‌های اعتراضی مقابل سازمان، که صنفی و یا محیط زیستی بوده‌اند؛ ولی برداشت ها از آن به شدت سیاسی بوده است.

 نخستین تجمع، اعتراض شماری از کارمندان سازمان به حل نشدن برخی مشکلات معیشتی و شغلی شان بود که هفته پیش هم برگزار شده بود و دوشنبه این هفته تکرار می‌شد؛ تجمعی که اگر بخواهیم ریشه آن را شناسایی کنیم، حتی می‌توانیم تا سال 91، یعنی زمانی که دولت دهم بر سر کار بود، هم به عقب بازگردیم و تأکید کنیم که تا چه اندازه قدیمی ا‌ست.

بنابراین، باید به معترضان حق دهیم و انتظار داشته باشیم، هرچه سریعتر خواسته های ایشان با توجه ویژه مسئولان بررسی و برآورده شود و تأکید کنیم، تکرار این تجمع تنها یک معنا بیشتر ندارد؛ اینکه تا کنون بی توجهی صورت گرفته و می‌بایست در ادامه راه رویه تغییر کند.

*خواسته معترضان چه بوده و چیست؟

برای یافتن پاسخ، بهتر است، به تصاویر منتشره از این تجمع سری بزنیم تا دریابیم که معترضان در بیانیه خود، سه موضوع مهم را مورد اشاره قرار داده و با جمع آوری امضا، این بیانیه را تبدیل به طوماری نموده‌اند که به گفته ایشان، قرار است به دست برخی مقامات برسد بلکه از کار ایشان گره گشایی شود.


 

 
این نکات بدین شرح بودند:

1-وضعیت نابسامان محیط زیست کشور به دلیل لحاظ نکردن نظریات تخصصی کارشناسان سازمان
2-عدم رسیدگی به وضعیت حقوقی، معیشتی و رفاهی
3-تبعیض در حقوق و مزایای دریافتی مدیران با کارکنان سازمان

نیم نگاهی به این درخواست ها، کافی است تا دریابیم با چه نوع تجمعی مواجه بوده‌ایم و درخواست کارمندان معترض تا چه اندازه عاری از مسائل سیاسی است؛ اما با این حال، باز بنری در میان جمعیت خودنمایی می‌کرد که بسیار جالب توجه بود؛ بنری که روی آن درج شده بود: «این تجمع سیاسی نمی‌باشد»!

هر چه وجود این بنر در میان جمعیت عجیب به نظر می‌رسید، ساعاتی از شکل گیری تجمع نگذشته بود که کارکرد آن مشخص شد؛ کارکرد که نه، عدم کارآیی آن، زیرا برخی رسانه ها، به ویژه چند رسانه‌ مشهور اصولگرا ـ که در نقد دولت مستقر ید طولایی دارند و به نوعی از دوستان دولت پیشین به حساب می‌آیند ـ سیاسی ترین برداشت های ممکن از این تجمع را روی خروجی خود قرار دادند!

*روزنامه منتقد بنر معترضین را هم سانسور کرد!

 کار به جایی رسید که یک روزنامه منتقد با پوشاندن آن بخش از بنر که سیاسی نبودن تجمع را متذکر شده بود، از تجمع صنفیِ صورت گرفته، تیتر «اعتراض به رئیس سیاسی سازمان» را درآورد و خبرگزاری منتقد دیگری، تعبیر «لرزیدن پایه های امپراطوری ابتکار» را برای آن انتخاب کرد تا ثابت شود هیچ یک از این رسانه ها دلشان برای کارمندان معترض و مطالباتشان نسوخته است.


از این عجیب تر آنجاست که بدانیم رسانه ملی که این تجمع اعتراضی را با خبرنگاران خود پوشش داده بود، در چند بخش خبری از جمله بخش معروف «20:30» با عنوان «اعتراض به سوء مدیریت سازمان محیط زیست» به این موضوع صنفی جنبه سیاسی داد تا بالاخره صدای اعتراض کارمندان و کارگران ایرانی هم در کنار کارکنان متروی فلان کشور اروپایی، رانندگان معترض بهمان شهر اروپایی، اعتصاب کنندگان آمریکایی و... در رسانه ملی کشورمان به گوش برسد؛ هرچند به روایت رسانه ملی که مانند برخی رسانه های اصولگراست و با واقعیت زاویه دارد.

 

اینجاست که سیاسی بودن واکنش های صورت گرفته برایمان مسجل تر می‌شود؛ آن هم زمانی که محیط زیست کشورمان با مشکلات عدیده و جدی مواجه است و اگر قرار به نقد مسئولانش باشد، می‌توان دستمایه های بهتری یافت، نه اینکه هویت یک تجمع صنفی را سیاسی جلوه دهیم و مانع از آن شویم که خواسته های صنفی معترضان از سیاسی کاری دور مانده و فرجام بیابند؛ خواسته های کارمندانی که مشکلاتشان از یک سو عذابشان می‌دهد و سوء استفاده از اقداماتشان، از سویی دیگر! .
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: