برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۸۷۳۲۱
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۴ - ۱۳:۵۰
رییس جمهور کشورمان در روزهای اقامت امام در پاریس به دیدار ایشان می شتابد. این دیدار که حجت الاسلام روحانی آن را در کتاب خاطرات خود آورده حاوی نکات جالبی است و پرتال امام به مناسبت این که این دیدار در 17 مهر انجام شده است، این خاطره را ارائه می دهد.
 رییس جمهور کشورمان در روزهای اقامت امام در پاریس به دیدار ایشان می شتابد. این دیدار که حجت الاسلام روحانی آن را در کتاب خاطرات خود آورده حاوی نکات جالبی است و پرتال امام به مناسبت این که این دیدار در 17 مهر انجام شده است، این خاطره را ارائه می دهد.
 
حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در خاطرات خود می نویسد:
 
روز دوشنبه57/7/17که به نوفل لوشاتو رفتیم، موقع ظهر که امام (س) برای نماز جماعت آمدند، و من پس از سالها ایشان را زیارت می کردم، آن چنان گریه شادی و احساسات بر من غلبه کرد، که نتوانستم از نزدیک خدمت ایشان برسم، و لذا عصر آن روز، خدمت ایشان شرفیاب شدم.در منزل رو به رو که محل اقامت امام (س) بود، اولین اتاق سمت راست، برای ملاقات های خصوصی بود.وارد اتاق شدم، امام (س) نشسته بودند، خدمت امام (س) شرفیاب شدم، دست ایشان را بوسیدم.
 
بسیار لحظه شیرینی در زندگی من بود که هرگز آن را فراموش نمی کنم.دقایق اول، آقای اشراقی، داماد امام (س) هم بودند، ولی بعدا رفتند و من تنها خدمت ایشان بودم. خیلی به من لطف و محبت کردند. از وضع من سوال کردند.تقریبا به طور مفصل شرایط خودم را خدمت شان عرض کردم. سپس راجع به اوضاع ایران مطالبی که در نظرم بودگفتم و در پایان هم از ایشان سوال کردم که در شرایط فعلی، آیا آن جا بمانم و یا به تهران برگردم؟ امام (س) فرمودند، فعلا همین جا بمانید، نیاز این جا بیشتر از ایران است، ولی برنامه ی سخنرانی هایتان را بیشتر کنید، به دانشگاه ها بروید و برای دانشجویان صحبت کنید.حتی امام (س) فرمودند، با خارجی ها صحبت کنید و آن ها را از اوضاع ایران مطلع نمایید؛ نیز فرمودند، حتی اگر یک یا دو نفر هستند، برایشان صحبت کنید؛ نگویید دو نفرند.
 
دیدار شاید حدود نیم ساعت طول کشید و از محضرشان مرخص شدم.چند دقیقه بعد، آقای اشراقی، داماد امام (س) که ظاهرا همان روز از تهران آمده بودند، من را صدا زدند و از طرف امام (س) یک پاکت پول (ده هزار تومان) به من دادند.من به آقای اشراقی گفتم :« فعلا نیاز به پول ندارم.» ایشان خندید و گفت، مثل این که شما امام (س) را نمی شناسید!امام (س) به کسی پول نمی دهد؛ نمی دانم چطور شده که این پول را برای شما فرستاده اند؛ پول را بگیرید.من هم پول را گرفتم که آن پول برای من برکت زیادی داشت.
 
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات دکتر حسن روحانی، (جلد اول)، ص64
روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: