برای دریافت روزانه اخبار هشت صبح در خبرنامه سایت عضو شوید      
کد خبر: ۴۵۰۵۵
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۳ - ۱۸:۱۰
حرف های بی سانسور وزیر کشور احمدی نژاد
هیچ کدام از نامزدها برای دیدار با من درخواستی نداشتند که من بخواهم آن را رد کنم چون مشکلی نداشتیم که نخواهیم با آن ها دیدار داشته باشیم.
هشت صبح: صادق محصولی چهره نام آشنایی برای حامیان محمود احمدی نژاد و مخالفانش است. مردی که وزیر کشور و در حلقه اول یاران احمدی نزاد بود و بعد هم از بزرگان جبهه پایداری شد و در انتخابات حلقه واسط و رابط احمدی نژادی ها و جبهه پایداری.

وی روز جمعه در گفت و گویی با برنامه شناسنامه به بیان خاطرات و ناگفته های خود پرداخت که مهمترین بخش های آن از نظر گرامیتان می گذرد: 

در انتخابات 92 حتماً می‌توانستیم بهتر از این عمل کنیم. ما در این انتخابات نهایت سعی‌مان را کردیم که به تکلیف خودمان عمل کنیم.

من الان مسولیت اجرایی برعهده ندارم و بیشتر در کارهای فرهنگی مشغول هستم. البته کار مطالعاتی هم دارم و اگر بتوانم ورزش هم می کنم و در کارهای منزل به خانواده کمک می کنم.

از سال 83 به بعد از کارهای اقتصادی خارج شدم و دیگر مشغول کار اقتصادی نشدم.

وقتی قرار است دوران وزارت یک نفر آغاز شود، رقم و میزان دارایی به قوه قضاییه اعلام نمی شود و صرفاً نوع دارایی اعلام می شود. در هر صورت طبق اصل 142 قانون اساسی ما موظف به اعلام دارایی های خود به قوه قضاییه بودیم که ما این کار را انجام دادیم.

رقم های نجومی که در مورد دارایی های ما اعلام می شود بیشتر کاربرد سیاسی دارد و با واقعیت فاصله دارد.»

زمانی که من برای وزارت کشور معرفی شدم فضای بین دولت و مجلس بسیار تیره بود و به دلیل مسائلی که بین این دو قوه پیش آمده بود هم دولت از مجلس ناراحت بود و هم مجلس از دولت ناراضی بود اما با این تفاسیر توضیحات بنده برای مجلس قانع کننده بود به من رای اعتماد دادند.

این که بنده سوآپ داشته باشم یک دروغ است. سوآپ در اختیار دولت بود و کار به این صورت بود که دولت به استانداری اجازه سوآپ داده بود و ما هم قرار بود به انجام شدن این کار کمک کنیم. جالب است بدانید که در نهایت نه تنها به ما سودی نرسید بلکه دولت در آن زمان حتی هزینه ای که ما متقبل شده بودیم را پرداخت نکرد و در نهایت دولت آقای خاتمی و از طریق استانداری با من نامه نگاری های رسمی داشتند و گفتند ما حاضریم 2-3 برابر دولت قبلی به شما سود پرداخت کنیم تا شما این کار را با ما ادامه دهید. به هرحال این کار یک مقدار پیچیده بود و من موفق شده بودم این کار را انجام دهم.

همه مجوزها از طریق دولت صادر شده بود چون به نفع دولت بود. دولت آقای هاشمی از ما پرسید چقدر از این سوآپ سود نصیب شما می شود گفتیم 10 درصد هزینه است و مابقی سود ماست. به ما گفتند سود باید 50-50 بین شما و دولت تقسیم شود. ما هم علی رغم اینکه برای کمک دولت آمده بودیم قبول کردیم .مجوزها صادر و کار آغاز شد و ما هم اعتماد کردیم و گفتیم چون دولت جمهوری اسلامی است انشالله به وعده ای که داده اند عمل خواهند کرد. اما وقتی کار آغاز شد یک سند مکتوب نوشتند که 10 درصد از سود به ما و 90 درصد به استانداری خواهد رسید. گفتیم دلیل این کار چیست؟ در پاسخ گفتند شما که در جبهه ها از جان خودت گذشته ای نمی خواهی برای استان اردبیل که از ابتدا به آبادانی آن کمک کرده ای از مالت بگذری؟ خودت گفته ای 10 درصد هزینه داری، ما هم هزینه ات را پرداخت می کنیم و سودی به شما نمی دهیم! جالب است بدانید که من هنوز هم همان مبلغ 10 درصد هزینه را (335 میلیون تومان) طلب دارم.

سخنان جالب محصولی درباره ثروتش/ ماجرای حمایت از ناطق نوری و احمدی نژاد

اگر یادتان باشد سال 88 هم بعضی از رقبای نامزد پیروز اعلام کردند که فلانی معوقه بانکی دارد و به همین دلیل هم لیست معوقه های بانکی اعلام نمی شود. همان موقع هم اعلام شد که بنده حتی یک ریال وام بانکی نگرفته ام که بخواهم معوقه داشته باشم. من همیشه به چیزی که داشتم قانع بودم و با همان کار می کردم و به همین دلیل هم هیچ وقت وام دریافت نکرده ام. اخیراً هم دوباره این شایعه توسط یکی از عناصر فتنه که مدتی دستگیر شده بود و الان فرار کرده مطرح شده که دروغ محض است.»

ما به خاطر انجام وظیفه وارد سپاه شدیم. شرایط کشور طوری بود که باید همه نیروهای وفادار به انقلاب و اسلام در جبهه ها حضور پیدا می کردند. وقتی جنگ تمام شد با توجه به اینکه بنده در رشته مهندس عمران تحصیل کرده بودند حس کردم دیگر نیازی به اینکه به صورت سخت افزاری با دشمن مقابله داشتیم نیست. به همین دلیل در بخش خصوصی بیشتر فعالیت داشتم. ضمن اینکه همزمان مشغول کارهای فرهنگی و تدریس و همچنین تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد نیز بودم.

در آن زمان در استان آذربایجان غربی به دلیل اینکه تازه انقلاب شده بود و عوامل استان بیشتر از یاران بنی صدر بودند، فضا زیاد خوب نبود. تشخیص آیت الله مهدوی کنی در آن زمان این بود که بنده در آن برهه زمانی استاندار آذربایجان غربی باشم.

شما خبر دارید که بودجه لشکر در آن زمان چقدر بود؟ 360 هزار تومان بودجه ماهانه لشکر بود که حتی برای تهیه آب خوردن بچه ها هم کافی نبود. 

بنده در انتخابات 76 از آقای ناطق نوری حمایت کردم و برای ایشان در آذربایجان غربی ستاد زدم. آقای احمدی نژاد هم در آن زمان در اردبیل مسولیت اجرایی داشت و من خبر زیادی از ایشان نداشتم که در فعالیت های انتخابی آن دوره چه عملکردی داشتند.

متاسفانه الان با آقای ناطق رابطه ای ندارم. افراد برای ما ملاک نیستند و ما بر اساس شعارهایی که مسولین می دهند و برداشتی که خودمان از میزان پایبندی افراد به شعارها داریم باید از افراد حمایت کنیم. در آن زمان وقتی حس کردیم آقای ناطق نوری با مواضع اصولگرایانه تری می خواهد عمل کند برای حمایت از ایشان احساس تکلیف کردیم اما بعداً نه تنها در ایشان بلکه در خیلی دیگر از آقایان تغییر مواضع ایجاد شد. زمان آقای احمدی نژاد هم همین اتفاق افتاد. 

یکی از اصلی ترین دلایل رای آوردن آقای احمدی نژاد شرایطی بود که مردم در دولت های سازندگی و اصلاحات دیده بودند. مردم به دنبال فردی بودند که ارزش های اسلامی و انقلابی را یک بار دیگر احیاء کند و این موضوع را در مواضع آقای احمدی نژاد دیدند و در مقابل از مواضع رقیب ایشان که آقای هاشمی بود چنین احساسی نداشتند. به همین دلیل وقتی فضای رسانه ای برای نامزدها فراهم شد گرایش مردم به سمت آقای احمدی نژاد افزایش پیدا کرد.

(وزیر کشور دولت احمدی نژاد در واکنش به صحبت هفته پیش دکتر نوبخت در «شناسنامه» که گفته بود ما هنوز منتخب سال 84 را مظهر جمهوریت نظام نمی دانیم) این باعث تاسف است که افرادی که ادعای دلبستگی به نظام را دارند چنین مواضعی را مطرح می کنند. بعضی ها هستند که قانون را فقط وقتی قانون می دانند که به نفعشان باشد. مثلاً در زمینه معوقات بانکی همانطور که دادستان محترم هم گفت متولیان دولتی در این زمینه رغبت و انگیزه چندانی برای پیگیری وصول معوقات بانکی ندارند چون افرادی که وام های کلان دریافت کرده اند از عناصر دولتی هستند! اگر جایی که مورد نظرمان است بگوییم قانون خوب است اما جایی که اتفاق باب میل ما نمی افتد بگوییم قانون اشکال دارد که اتفاق خوبی نمی افتد! 

بین دوره ای که آقای احمدی نژاد استاندار آقای هاشمی بود با دوره ای که این دو با یکدیگر رقابت انتخاباتی داشتند هشت سال فاصله بود. هشت سال زمان کمی نبود. آقای هاشمی در انتخابات 76 مواضع خاص خودشان را داشتند و طبیعتاً بین آقای هاشمی با حزب الهی ها اختلافاتی به وجود آمد که این اختلافات در انتخابات 84 بروز پیدا کرد.

جزو وزرایی که در ابتدا به مجلس معرفی شدند نبودم. اما وقتی عده ای از وزرا، مثل وزیر نفت پیشنهادی رای نیاوردند سراغ من آمدند و گفتند مسولیت وزارت نفت را قبول کنم. من در پاسخ گفتم به دولت بر حسب وظیفه کمک خواهم کرد اما مسولیت نمی پذیرم. در نهایت با اصرار آقای احمدی نژاد و دوستانی مثل آقای فتاح که در دولت بودند قبول این مسولیت را مشروط به استخاره دانستم. من از نماینده قم در مجلس شورای اسلامی (آقای میرمحمدی) خواهش کردم از آقای بهجت (ره) بخواهد برای من استخاره ای بگیرد. استخاره انجام شد و دوست نماینده ما گفت آقای بهجت فرمودند آن هایی که پیشنهاد داده اند، خودشان پیشنهادشان را پس می گیرند.»

من به دیدار آقای احمدی نژاد رفتم و گفتم جواب استخاره منفی است. ایشان بازهم اصرار کردند اما من گفتم نه! از طرف دیگر آقای میرمحمد به آیت الله بهجت گفتند که محصولی گفته که جواب استخار منفی آمده است. ایشان گفته بودند که محصولی باید بگوید جواب مثبت است اما نتیجه همانی است که گفتم و خیر محصولی هم در همین است. من هم چون قبلاً گفته بودم نتیجه استخاره منفی است دیگر در این مورد صحبتی انجام ندادم. بعد از دو هفته آقای احمدی نژاد دوباره به سراغ من آمد و اصرار کرد که تو باید این مسولیت را قبول کنی. برو و دوباره استخاره کن! من هم متقاعد شدم که اگر آقای بهجت بگویند که جا برای استخاره دوباره وجود دارد این کار را انجام دهم. آقای میرمحمدی موضوع را با ایشان در میان گذاشته بودند و بعد از انجام استخاره فرموده بودند که این بار جواب مثبت است که البته این مثبت همان مثبتی بود که دفعه قبل به من گفته بودند بگو و من نگفته بودم!

عید فطر بود که در حیاط بیت منتظر بودیم که خدمت حضرت آقا برسیم. آنجا آقای حداد را دیدم که به من گفتند چه عجب آقای احمدی نژاد یک بار به حرف ما گوش کرد! گفتم چطور؟ ایشان گفتند ما شما را برای وزارت نفت به ایشان پیشنهاد دادیم. آنجا بود که تازه متوجه شدم پیشنهاد از طرف دوستان دیگری بوده است. در همان ایام افراد زیادی سعی داشتند بامن تماس داشته باشند، ازجمله برخی از همین آقازاده های فتنه گری که در آن زمان در مافیای نفت فعالیت داشتند با من تماس گرفتند تا جلسه ای با من داشته باشند اما من وقت ندادم. چون این ملاقات صورت نگرفت این ها شخصی را نزد من فرستادند که تکلیف ما را مشخص کن، اگر هوای ما را داری ما در مجلس حمایتت کنیم اگر نه هم که تکلیفمان را بدانیم! من هم در جواب گفتم من آمده ام که روند این هوا داشتن ها را بهم بزنم. از همانجا موضوعاتی مثل اینکه محصولی رانت خوار و فاسد و... است مطرح شد. اگر بنده یک جواب مثبت به این افراد داده بودم دیگر کار به اینجا نمی رسید!.

وقتی به دیدار آقای احمدی نژاد رفتم و گفتم می خواهم انصراف دهم ایشان قبول نکردند. شب قبل از رای گیری حدود 10 نفر از نمایندگان مجلس که برخی از افراد هیات رئیسه هم در بین آن ها دیده می شدند به دیدار آقای احمدی نژاد آمدند و اصرار کردند شما نباید با انصراف محصولی موافقت کنید چون ایشان در فراکسیون اصولگرایان توضیحات خود را بیان کرده و نمایندگان قانع شده اند. روزی که من به مجلس رفتم سه نفر از نمایندگان (آقای مفتح، دکتر محمدصادقی و آقای محبی نیا) تعداد رای هایم را اعلام کردند که بین 175 تا 200 رای بود. اما از آنجایی که مطرح شدن این بحث ها در دولت باعث می شد از طریق من بین بعضی از اصولگرایان و دولت انشقاق ایجاد شود، انصراف دادم.

اینکه طرفداران دولت در یک مجموعه ای بدون دخالت عوامل اجرایی دولت، ساز و کارهایی را برای معرفی افراد داشته باشند اشکالی ندارد. 

برداشت آقای احمدی نژاد در آن زمان این بود که اگر آقای لاریجانی رئیس مجلس شود رابطه دولت و مجلس بهتر از گذشته خواهد شد که در عمل شاهد چنین چیزی نبودیم.

سخنان جالب محصولی درباره ثروتش/ ماجرای حمایت از ناطق نوری و احمدی نژاد

هیچ کدام از نامزدها برای دیدار با من درخواستی نداشتند که من بخواهم آن را رد کنم چون مشکلی نداشتیم که نخواهیم با آن ها دیدار داشته باشیم. 

کسانی که در وزارت کشور فعالیت داشتند و نتایج انتخابات را جمع آوری می کردند عموماً در زمان مسولیت آقای تاج زاده در وزارت کشور آمده بودند و همه از نتایج انتخابات با خبر بودند. اینکه ما نتایج به دست آمده از انتخابات را اعلام نمی کردیم شبه زا بود. ما وظیفه داشتیم مرحله به مرحله نتایج انتخابات را به مردم اعلام کنیم.

هم آقای احمدی نژاد تمایلی برای معرفی من ( در دولت دهم) نداشتند و هم من گفته بودیم دیگر نیستم. بنده به ایشان عرض کرده بودم که نمی خواهم در دولت بعدی باشم. علتش هم عدم تطابق سلیقه های ما دو نفربود. در مدتی که در دولت نهم بودیم در مباحث مختلف نظرات متفاوتی داشتیم.

طبیعی است که جریانات سیاسی به جبهه پایداری اتهاماتی بزنند. مگر زمان امام از این اتهامات نمی زدند؟ حضرت امام یک بار گفتند اگر مبارزه با آمریکا ارتجاع است، بله ما مرتجع هستیم. الان هم ما نباید از این که بگویند شما تندرو، مرتجع و... هستید از اصول و ارزش های خود دست برداریم.

اگر دوباره به سال 84 وهمان شرایط و همان نامزدها بازگردیم ما بازهم به آقای احمدی نژاد رای خواهیم داد اما اینکه مجدداً شرایطی به وجود بیاید که به همان تصمیم قبلی برسیم، با توجه به اینکه نامزدها عوض شده اند و آقای احمدی نژاد هم عوض شده بعید به نظر می رسد.

ما با آقای ولایتی دوست بودیم و هستیم و کارهای مشترک سیاسی هم با یکدیگر داشته ایم. در زمان وزارت خارجه ایشان چند بار اصرار داشتند که من به وزارت خارجه بروم و معاون ایشان شوم اما به دلیل عدم تطابق سلایق بنده نپذیرفتم اما ایشان همیشه مورد احترام من هستند و رابطه خوبی با یکدیگر داریم.


روی خط سایتها
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: